به گزارش افکارخبر، گفته‌های بالا تنها بخشی از واگویه‌های دنباله ستاره‌های سینمایی است که با برق در چشمان‌شان آنرا نُقل هر محفلی می‌کنند. باید عاشق پرده نقره‌ای سینما باشی تا بفهمی سیاهی لشکر کیست.

سیاهی لشکر همان مهره‌های سیاه و سفیدی است که در صفحه شطرنج صنعت سینما، در میان شاه و وزیر با هر ضرب کلاکت به میان می‌آیند و با تمام عشق و اشتیاق در میدان هنر هفتم خودنمایی می‌کنند.

دقایقی را با پیاده سواران صنعت سینما، در کوچه پس کوچه‌های ارباب جمشید تهران قدم می‌زنیم، تا گوشی باشیم برای شنیدن گفته‌های مردان و زنان هنروری که از خاطرات و بی‌مهری‌هایی که سال‌هایی نه چندان دور در پاتوق قدیمی سیاهی لشکر‌ها بر روی پیشخوان قهوه‌خانه خاک می‌خورد.

البته اگر‌چه امروز دیگر خبری از آن همهمه گرم و شگفت‌آور بین سیاهی لشکران نیست و دیگر صدای زنگ ورود کارگردان در قهوه‌خانه به گوش نمی‌رسد و حالا همان عاشقان سینما، رفقای خود را در کنار یکدیگر جمع کرده‌اند و به تقلید از هنرپیشه عنوان هنرور را انتخاب کردند و با هم در هر دفتری، گروه هنروی را تشکیل داده اند.

یکی از پیاده‌سواران صحنه صنعت سینما از روز‌هایی گفت که جوانی خود را با عشق به سینما و قاب تصویر در ارتش ایران گذرانده و حالا با رسیدن فصل بازنشستگی، به بهار دلش بازیگری در سینما رسیده است.

سردار می گفت: روز‌های زیادی را در سینماهای شهر پرسه‌ زدم تا اینکه بعد از گذراندن دوران سربازی به عضوی از سربازان و پیاده نظام‌های امنیتی کشور مبدل شدم. حالا وارد دنیایی شدم که ستاره‌دار شدن هدفم بود نه ستاره‌شدن.

ریش‌ سفید سیاهی‌لشکر‌ها از آرزویی گفت که دیگر نسل و شاخه‌ای از خانواه‌اش آن را ادامه نمی‌دهند: اکثر مردم دوست دارند بچه و نوه‌هایش دکتر و مهندس شوند، اما همیشه آرزویم این بود روزی یکی از بچه‌هایم راه نرفته من را ادامه دهند.

پیاده‌سوار صنعت سینما از «اشک‌ها و لبخند‌ها» یی گفت که پشت قاب دوربین بدون هیچ حس زیرپوستی و قطره اشک مصنوعی، راحت روی گونه‌هایش جاری می‌شد.

سالیان سال است با اینکه در میان مردم و سینماگران شناخته شده‌اند، اما گویا هنوز زاویه نگاه ارشاد و فرهنگ و چتر حمایتی دولت را احساس نکردند.

گاهی نبود بیمه و یا ندادن دستمزد و گاهی سانحه‌ای در صحنه، این حرفه را به خطر می‌اندازد، اگر بخواهیم ریز‌تر به این صحنه شطرنج سربازان سینما نگاه کنیم، هیچ چیزی جزو عشق به پرده نقره‌ای سینما و دیده شدن در قاب تصویر نیست، این‌ها همان کسانی هستند که به خاطر قلب و آرزوی دلشان بی‌هیچ منتی در سرما و گرما و گاهی بالاجبار دور از خانواده‌هایشان کار می‌کنند.

همیشه در پایان همه یادداشت‌ها و گزارش‌ها جماعتی امیدوار و خیل عظیمی شاکی بودند، اما ما از اشک‌ها و لبخند‌هایی گفتیم که کمتر در قاب نگاه مسئولین جای گرفته‌اند. کمتر حرفشان نقل جلسه‌های رنگارنگ سینمایی بوده. اگر برای ستاره‌های سینمایی، «منِ» مردم ارزش قائل هستم و با انگشت در خیابان او را نشان می‌دهم، باید بدانم در کنارش پیاده‌سوارانی هستند که بازی و اجرای سوپراستار سینما را طبیعی‌تر و قابل درک‌تر می‌کنند.

و اجابت وعدههای مسئولین و ارشاد دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره، و ما منتظر تماسی نشستیم که بعد از ماهها و سالها بدون حبّ و بغض نگاهی به سیاهی لشکرها شود.