به گزارش افکارخبر، در یکی از شب های جشنواره و پس از صرف شام همراه چند نفر از دوستان خبرنگار برای تغییر حال و هوا و نفس کشیدن در آسمان دلپذیر همدان به ورودی هتل باباطاهر رفتیم که ناگهان پرپینانی سرشناس را دیدیم که مشغول کشیدن سیگار برگ بود. جلو رفتیم و دست و پا شکسته چند کلمه ای با او اختلاط و از او برای گفت وگو دعوت کردیم. او هم مهربانانه و بدون ادعا پیشنهاد ما را پذیرفت و با حضور در کافی شاپ هتل به پرسش های ما پاسخ داد. زحمت ترجمه این گفت وگو به عهده خانم طاهره محمدپور بوده است.

در کارنامه شما کار با فیلمسازان مطرحی از ایتالیا و دیگر نقاط جهان به چشم می خورد، اما هیچ وقت با سینماگران ایرانی کار نکرده بودید. پیش از این سینمای ایران را دنبال می کردید و شناختی از سینمای کشور ما داشتید؟

قبلا به صورت جسته گریخته در جشنواره های مختلف، فیلم هایی از سینمای ایران دیده بودم، اما هیچ وقت با تمرکز این سینما را دنبال نکردم. باشو غریبه کوچک ساخته بهرام بیضایی، بچه های آسمان، باران و رنگ خدا ساخته مجید مجیدی و جدایی نادر از سیمین ساخته اصغر فرهادی ازجمله فیلم هایی بود که از سینمای ایران دیده بودم. البته عباس کیارستمی را هم به خاطر حضورهای جشنواره ای اش می شناختم.

ویژگی بارز سینمای ایران را چه می دانید؟

آنچه درباره این سینما برایم جالب است، به وجه فرهنگی و قابل درک و الهام آن برمی گردد. سینمای ایران با خلاقیت فراوان واقعیت ها را با نگاهی شاعرانه منعکس می کند و پیش روی تماشاگر می گذارد.

همکاری با مجید مجیدی در فیلم محمد رسول الله چطور پیش آمد؟

دوستم ویتوریو استورارو که مدیریت فیلمبرداری فیلم محمد رسول الله را برعهده داشت، با من تماس گرفت و پیشنهاد تدوین این فیلم را به من داد. من از سال ها قبل با استورارو دوستی و همکاری خوبی داشتم و اولین بار ویتوریو را سر تدوین نخستین فیلمم، «پیش از انقلاب» ساخته برناردو برتولوچی سال ۱۹۶۴ دیدم و از آن پس در فیلم های دیگری از جمله «آخرین تانگو در پاریس» با او همکاری کردم. بنابراین وقتی پیشنهاد همکاری با مجیدی را به من داد، به او اعتماد کردم و پس از مطالعه فیلمنامه و صحبت با مجیدی جذب این فیلم شدم.

جمله معروفی در سینماست که می گوید فیلم ها در اتاق تدوین دوباره ساخته می شود. این اتفاق برای این فیلم هم افتاد یا در تدوین به چیز جدیدی رسیدید؟

برای فیلم این اتفاق نیفتاد و اثر همان طور تدوین شد که باید می شد و مدنظر کارگردان بود. در راف کات(تدوین اولیه) ما به نسخه ای پنج ساعته رسیدیم، اما بعد با صلاحدید و نظر مجیدی فیلم را دوباره تدوین کردیم و به زمان فعلی رسیدیم.

موقع تدوین فیلم چالشی هم با مجیدی داشتید؟ او چیزی را به شما دیکته می کرد یا شما هم پیشنهاد هایی می دادید؟

هیچ وقت مجیدی چیزی را به من دیکته نکرد. نه او و نه هیچ کارگردان دیگری دستوری درخصوص تدوین به من نداده اند. من در همه فیلم هایم عادت به همکاری دارم و مدام با کارگردان ها درباره بهتر شدن نتیجه کار مشورت می کنم. دراین فیلم فقط مجیدی موقع تدوین از من می خواست توضیحاتی درباره روند کار به او بدهم. خوشبختانه میان من و مجید همکاری خیلی خوبی وجود داشت.

الان که فیلم را دیدید، از نتیجه کار تدوین و اثر نهایی راضی هستید؟

بله، نه تنها من راضی هستم، بلکه خیلی هم افتخار می کنم که تدوینگر این فیلم بودم و حتی خیلی چیزها از این فیلم یاد گرفتم. چیزهایی در این اثر آموختم که در هیچ فیلم نرمالی نمی توانستم آنها را تجربه کنم و یاد بگیرم؛ به ویژه درباره دین اسلام و حضرت محمد(ص) به شناخت خوبی دست پیدا کردم که پیش از این نسبت به آن بیگانه بودم. احساس می کنم با این فیلم توانستیم نگاه نادرست بیشتر مردم جهان به دین اسلام را تغییر دهیم و این بیشترین چیزی بود که من توانستم درباره این فیلم یاد بگیرم.

تدوین این فیلم کار بسیار سختی بود، چون چهره حضرت محمد، شخصیت اصلی فیلم نشان داده نمی شود و ما فقط او را با هاله نور می بینیم. از این نظر، تدوین فیلم محمد رسول الله تجربه جدیدی برای من بود.

همواره به عنوان تدوینگر سعی می کنم احساسم میان تدوین از بین نرود و ساختار و تکنیک تدوین گل درشت نباشد. من به جز این که حواسم به پیوستگی و تداوم زمانی، کنشی و داستانی فیلم است، حس و هیجان لازم اثر را هم موردتوجه قرار می دهم. سر تدوین این فیلم به شدت تحت تاثیر انرژی و فضای مثبت و عرفانی فیلم و تصاویر آن بودم، برای همین خودم را به حال و هوای معنوی آن سپردم.

سخت ترین سکانس این فیلم موقع تدوین کدام بود؟

در این فیلم واقعا هیچ سکانس آسانی وجود نداشت، اما سخت ترین قسمت کار من هماهنگی دیالوگ ها با صحنه های فیلم بود.

حتما می دانید فیلم محمد رسول الله نماینده سینمای ایران در اسکار ۲۰۱۶ است. فکر می کنید چقدر این فیلم شانس برنده شدن را دارد؟

(می خندد) چه طور می توانم این سوال را جواب بدهم؟ سیستم اسکار قوانین خاص خودش را دارد و قابل پیش بینی نیست، اما من فکر می کنم فیلم محمد رسول الله شرایط دریافت اسکار را دارد.

کشور ایتالیا با پیشینه غنی سینمایی و وجود فیلمسازان بزرگی چون فدریکو فلینی، ویتوریو دسیکا، روبرتو روسلینی، برناردو برتولوچی، لوکینو ویسکونتی، فرانچسکو رزی و پیر پائولو پازولینی و در سال های اخیر کارگردانانی چون نانی مورتی و جوزپه تورناتوره یکی از بهترین سینماهای دنیاست. کمی از کار با سینماگران بزرگ ایتالیایی بگویید.

اولین کار تدوین حرفه ای ام را در سینما برای برناردو برتولوچی در فیلم پیش از انقلاب انجام دادم و بعدها در چند فیلم دیگر هم با او همکاری داشتم. همین طور باید به همکاری و دوستی قدیمی با برادران تاویانی اشاره کنم که بسیاری از فیلم های آنها را تدوین کرده ام؛ از فیلم کائوس بگیرید تا فیلم سزار باید بمیرد.

شما فیلم محمد رسول الله را با تماشاگران ایرانی هم دیده اید. برخورد تماشاگران با فیلم چطور بود؟

مردم واقعا جذب این فیلم شده بودند. خودم هم محو این فیلم شدم. به خصوص تماشای فیلم به زبان فارسی برایم جذاب بود. به قدری برایم جذاب بود که دوست داشتم فارسی صحبت کنم.

جمله فارسی هم بلدید بگویید؟

(می خندد) نه، بلد نیستم، اما اگر بشنوم بلدم تکرار کنم. موقع فیلمبرداری چیزهایی یاد گرفته بودم، اما الان به یاد نمی آورم.

در این مدت که در ایران هستید، مردم را چطور دیده اید؟

فعلا نظری ندارم، اما دوست دارم بیشتر اینجا بمانم و با مردم ایران بیشتر آشنا شوم و آنها را درک کنم.

بعد از این فیلم، نگرش و ذهنیت تان نسبت به اسلام تغییر کرده است؟

فکر می کنم الان دین اسلام را بهتر می فهمم، اما قبلا هیچ چیزی از اسلام نمی دانستم و تصور و مطالعه ای نسبت به آن نداشتم. در گذشته هیچ پیش زمینه ذهنی از فرهنگ شرق و تفاوت آن با فرهنگ غرب نداشتم، اما الان بهتر آن را می فهمم.

اگر الان جوانان ایتالیایی و دیگر نقاط جهان این فیلم را ببینند، چه تصوری از اسلام خواهند داشت؟

آنها می توانند با دیدن این فیلم، نگاه نادرست فرهنگ غرب به دین اسلام را اصلاح کنند.

فکر می کنید سینمای ایران چقدر قابلیت پروژه های بین المللی را دارد؟

سینمای ایران ظرفیت و توانایی خوبی در این زمینه دارد. سینما عنصر مشترکی میان همه کشورها، اقوام و فرهنگ هاست. ما سینماگران کشورهای مختلف برای تحول و بهتر شدن سینما نیاز به همکاری مشترک داریم و هر تغییر و انطباقی با همکاری به دست می آید.

نظرتان درباره حضور در جشنواره فیلم های نوجوانان همدان چیست؟

از این که به جشنواره ای دعوت شده ام که میزبانان آن کودکان و نوجوانان هستند، بسیار خوشحالم، به ویژه این که اینجا با نوجوانانی روبه رو شدم که در قالب یک المپیاد فیلمسازی، فیلم ساخته بودند. من عاشق کار با کودکان و نوجوانان هستم و در کنار فعالیت حرفه ای به آنها تدریس می کنم، ضمن این که در این ارتباط ها ایده هایی را هم از آنها می گیرم. در صحبت هایی که اخیرا با رئیس جشنواره جیفونی یکی از معتبرترین جشنواره های فیلم های کودکان و نوجوانان جهان داشتم، قرار شد همکاری گسترده تری در ژانر کودک و نوجوان
داشته باشم.

درباره روبرتو

روبرتو پرپینانی متولد ۱۹۴۱ رم ایتالیا، ۷۴ ساله

شروع فعالیت در سینما به عنوان دستیار تدوین در فیلم محاکمه ساخته اورسن ولز، محصول ۱۹۶۲

فهرست فیلم هایی که با برتولوچی همکاری کرد: فیلم مستند کوتاه این کانال، فیلم مستند نیمه بلند جاده نفت و فیلم های سینمایی شریک، حیله عنکبوت، آخرین تانگو در پاریس و رقص در آبی ایگوانا.

فهرست برخی فیلم هایی که با برادران تاویانی کار کرد: زیر علامت عقرب، سن میکله یک خروس داشت، آلونسانفان، پدرسالارو…

فهرست بعضی دیگر از همکاری هایش با فیلمسازان سرشناس جهان: دون ژوان سیسیل(آلبرتو لاتوادا)، چین در نزدیکی(مارکو بلوکیو)، حمله(ایو آلگره)

برخی جوایز مهم: برنده سه جایزه دیوید دی دوناتلو، جایزه معتبر آکادمی فیلم ایتالیا برای تدوین فیلم های سزار باید بمیرد، پستچی و شب سن لورنزو