به گزارش افکارنیوز،

چرا سینمای ایران موضعی منفعلانه در برابر اتفاقات مهم تاریخی این سرزمین و مردمانش می گیرد؟! رویه ای خنثی که نمونه ای برجسته از آن را طی یک سال طی شده از واقعه منا شاهد بودیم که با وجود وقوع چنین حادثه هولناکی که ابعاد وسیعی از آن را می توان از طریق تصویر نمایان کرد، باز هم سکوت و بی خبری حاکم بوده است. بی تفاوتی نسبت به جان باختگانی که به شکلی مظلومانه و تنها با توجه به بی کفایتی آل سعود، رخت زیارت شان با پیراهن مرگ یکی شد و می بایست در این مدت بسیار بیش از این ها به آن ها توجه می شد اما باز هم سینمای ایران همچون رویه در پیش گرفته در گذشته در برابر وقایع مهم تاریخی این سرزمین نتوانست آن سان که توقعش می رفت، عمل کند.آن چه پیداست عمق نگاه تیره ورزانه ای که دژخیمان بی دین و سردمداران غربی به همراه قدرت طلبان آل سعود برداشته اند مساله ای نیست که به راحتی از نگاه مردم پاک شود و همانطور که رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها اشاره فرمودند عمق تباهی آل سعود در دل ها مانده است و از این رو شایسته بود که سینمای ایران با توجه به امکانات سخت افزاری وسیع امروز بتواند در شکل های مختلفی مانند فیلم سینمایی، مستند و سریال به بازآفرینی این واقعه برای همگان به خصوص در نزد جهانیان بپردازد. چرا که سینما را رسالتی است که در کنار جذابیت باید تعهد به حقیقت و ثبت و ضبط و ارائه حقیقت داشته باشد و چه حقیقتی برجسته تر از فاجعه ای عمیق چون «منا» که سرها به شکلی مظلومانه توسط یزیدیان زمان بریده شد و در این میان انواع نیرنگ های رسانه ای غرب و همراهانش معطوف به جهت دهی وارونه به این واقعیت تاریخی شد اما در کنار فعالیت های رسانه های شبکه های معاند و تصویرسازان وارونه نگر غربی، سینمای ایران سال ها است که نمی تواند در چنین جنگ حساسی مقابله به مثل کند و خنثی و بی هدف راهی خلاف جریانی متعهدانه را در پیش گرفته و زاویه دوربین خود را به سمتی برده که نگاهی بیگانه بر آن دوخته شده است.

بدیهی است سینماگر ایرانی به دلیل موهبت برخورداری از هنر و حساسیتی که به طور ذاتی باید نسبت به وقایع داشته باشد، در صدر توجهات برای انجام واکنش در قبال رخدادها با زبانی هنری است و قرار گرفتن در چنین قالبی روحی سرشار از معرفت می خواهد تا به دور از واهمه نسبت به برخی انگ های شبه روشنفکران غربزده راهی مطمئن را بجوید. از این رو لازم است که هنرمند ایرانی در راستای نگاهی انسانی که می بایست در برابر فجایع بگیرد در برابر حادثه خونین منا و جان باختگان مظلومش واکنش نشان دهد و این مساله جدا از بحث دیانت و معرفت و وطن دوستی در راستای توجه به ابعاد انسانی در فیلمسازی است.

اما متاسفانه بسیاری از هنرمندان این دیار سودای انتخاب سوژه هایی دارند که پوست و روحی غیر ایرانی بر آن جاری است و دنباله روی همان جهان زیست غربی هستند و از این رو اتفاقات مختلف به راحتی از کنار دوربین نظاره گر فیلمساز عبور کرده و مضامینی جایگزین می شود که نه خیر دنیا دارد و نه عافیت آخرت را... به همین جهت می شود که در طول یک سال از وقوع فاجعه منا تنها زمزمه ساخت یک فیلم سینمایی با نام «خانم سادات» و چند اثر مستند مانند «تنگی نفس» و «آقای سفیر» شنیده می شود و این در حالی است که حتی به لحاظ سینمایی نیز فاجعه منا دارای ابعاد دراماتیکی جهت پرداخت سینمایی خواهد بود و می تواند موضوعی قابل توجه برای تولید سینمای ایران باشد. امید است که فیلمسازان ایرانی با توجه به نقش حساسی که سینما در بازتاباندن حقیقت در جهان دارد، بیش از این ها در برابر وقایع نقشی مسئولیت پذیر ایفا کند.