گروه فرهنگ و هنر_ دیشب در دومین قسمت از بخش چهارم برنامه خندوانه در حالیکه مردم ایران چشم انتظار حضور مجدد جناب خان در این برنامه پرمخاطب بودند تا علاوه بر گذراندن اوقاتی خوش در کنار خانواده همراه با این عروسک آبادانی تبار، شاهد پایان خوش شایعات این روزهای فضای مجازی باشند؛ اما متاسفانه این مهم اتفاق نیفتاد و رامبد جوان با دعوت از محمد بحرانی گویا اثبات حقانیت خویش را در مقابل صاحب امتیاز این عروسک هدف اصلی این برنامه ترسیم کرده بود.

به گزارش افکار نیوز؛ حرف و حدیث های این روزهای رسانه ها و گمانه زنی ها در مورد حذف جناب خان از برنامه خندوانه به سبب عدم توافق مالی میان رامبد جوان و سعید سالارزهی(مالک و صاحب امتیاز عروسک جناب خان) سبب شد تا مجری این برنامه  با دعوت از محمد بحرانی صداپیشه عروسک جناب خان، جان تزریق شده به عروسک را از وی بگیرد و هر آنچه که تا دیروز به نام جناب خان می شناختیم تبدیل به عروسکی بی جان شود که همه حرفهایش متعلق به محمد بحرانی بوده است.

در این برنامه رامبد با مطرح کردن موضوع ساخت فیلم سینمایی و سریالی با حضور جناب خان آب پاکی را روی دست سعید سالارزهی ریخت و از محمد بحرانی درباره همکاری های بیرون از چارچوب برنامه خندوانه پرسید: آیا شما حاضرید بیرون از خندوانه به عنوان صداپیشه جناب خان با افراد دیگری همکاری کنید؟ که این سوال با جواب منفی از سوی محمد بحرانی پاسخ داده شد.

این رخداد نه چندان زیبای فرهنگی -هنری که معلول اختلافات مالی میان مجری برنامه خندوانه و صاحب امتیاز عروسک است در صورتیکه حل نشود می تواند مرگ این شخصیت خلق شده را به همراه داشته باشد.

اتفاقی که میتوان آن را یکی از بزرگترین جنایت های فرهنگی علیه عروسک ها در ایران دانست.

فارغ از تمام حرف و حدیث های مالی و اختلاف های پیش آمده میان دست اندرکاران این برنامه و ارقام مطرح شده در فضای مجازی، آنچه این روزها به اصلی ترین دغدغه مردم مبدل شده است سرنوشت جناب خان است. عروسکی به نام جناب خان تنها یک عروسک نیست؛ یک انسان است. مثل کلاه قرمزی و سایر عروسک هایی که با همت عواملی در پشت صحنه روزهای خوبی را برای مردم رقم زده اند. او یک سرگرمی جذاب برای بچه ها و یک دوست خوب و شوخ طبع برای همه کسانی است که حال و هوای جنوب را میشناسند. جناب خان یک نماد وحدت ملی است. او عامل وفاق بین اقوام و به گفته محمد بحرانی آمده بود تا از قوم لر برای کردها و از ترک ها برای بلوچ ها بگوید.

خاطرمان هست زمانی که در برنامه خندوانه میهمان برنامه آقای حافظ ناظری با شنیدن لهجه کردی جناب خان یکه خورد و با حالتی متعجب اعتراف کرد که جناب خان این قطعه کردی را با رعایت ریزترین و دقیق ترین اصول موسیقیایی اجرا کرد. آقای ناظری که تحت تاثیر اجرای زیبای جناب خان قرار گرفته بود بارها و بارها خواست با اشاره به خاص بودن و نمونه بودن کار جناب خان از عوامل پشت صحنه این عروسک تعریف و تمجید کند که هر بار با وساطت مجری برنامه(رامبد جوان) سعی میشد تا جناب خان بعنوان یک شخصیت زنده و مستقل باقی بماند و این موضوع در طول تمامی برنامه های خندوانه به خوبی رعایت شد تا جایی که جناب خان دیگر نه محمد بحرانی بود و نه سعید سالار زهی و نه هیچ کس دیگر. جناب خان برای همه مخاطبینش یک شخصیت حقیقی و یک لبو فروش آبادانی الاصل ساده و با صداقت بود با توهمات ذهنی شدید و شوخ طبعی مثال زدنی؛ جناب خان یک شخصیت عروسکی که نه؛ بلکه یک عروسک با شخصیت و یکی از عوامل اصلی برنامه خندوانه در کنار نیما، رامبد، دانیال و شاه حسینی بود.

به همت همه کسانی که در خلق این اثر دست داشته اند، شخصیت جناب خان شکل گرفت و به سرعت مورد استقبال عموم قرار گرفت. دیگر کسی به دنبال عوامل پشت صحنه و عروسک گردان و صداپیشه این عروسک نبود و آنچه برای مردم اهمیت داشت خود جناب خان بود.

او راه صدساله را یک شبه رفت. رشد سریع محبوبیت این عروسک، ماحصل سالها تجربه کسانی است که بی هیچ چشم داشتی و در نهایت گمنامی برای گره زدن اذهان ما به این موجودات بی جان، تلاش کرده اند.

  جناب خان معجونی از تضاد ها و تناقض هاست و آنچه کانتراست وجودی این عروسک بنفش را حفظ می کند همین نوسانات است. حرف های تلخ و شیرین، ترانه های غمگین و شاد، دروغهای بزرگ و توهمات ذهنی در کنار صداقت و سادگی و ... همه و همه دست به دست هم داده تا مخاطبین این برنامه برای شروع برنامه لحظه شماری کنند. گاه از رشادت مردان و زنان و مظلومیت و معصومیت کودکان آبادانی، خرمشهری و ایرانی در روزهای جنگ تحمیلی خاطره می گوید و ایرانی واحد را به تصویر میکشید که در برابر جنایات صدام، روزهای پرافتخار و سرشار از دردی را گذرانیده و گاهی با نی همبوی خود چنان به جان مخاطب می افتد که انگار هزاران سال است که در خانواده های ایرانی هیچ گونه غمی و اندوهی رخنه نکرده است. گاهی همراه کودکان مبتلا به بیماری های خاص شخصیت کاملا جدی و رسمی دارد و در برهه ای توهم مالکیت باشگاهی بزرگ در فرانسه را. تسلطش در سرودن نواهای محلی و صحبت کردن با لهجه ها و گویش های مختلف  آنقدر منحصر به فرد است که گویا تمام وجودش را بکار گرفته تا بگوید او یک ایرانی است فارغ از قومیت، زبان، پوشش و فرهنگ و...

همراه با کیمیای تکواندوی ایران لباس مبارزه به تن می کند و در برخورد با مصطفی زمانی رقیب ترانه علیدوستی در بدست آوردن نقش شهرزاد است. میخواهد سردار آزمون را به پاری سن ژرمن ببرد و به رونی کلمن نیز مشاوره ورزشی می دهد. دهن هرکسی را که اسم احلام را میبرد کاه گل می گیرد و در وقت عصبانیت رامبد و یا هر میهمان برنامه ای را تهدید به بافتن می کرد.

اما آنچه در برنامه دیشب رخ داد شاید به نوعی پنبه کردن رشته هایی بود که یک عروسک بی جان و بدرنگ دارای انحراف چشم را به شخصیتی به نام جناب خان تبدیل کرده بود، جناب خانی که در مدتی کوتاه، ارتباطی بسیار قوی و موثر با مخاطبینش برقرار کرد تا آنجا که مخاطبین برنامه با هر لهجه و گویشی چه در ایران و چه در خارج از کشور، هر شب چشم انتظار ایده ای نو از ایشان بودند.

جناب خان با ادبیات، فرهنگ، هنر و ابعاد گوناگون زندگی مردم سراسر ایران آشنا بود. آنقدر خوب می دانست که می توانست هر کسی را در مقابل فرهنگ بومی اش به چالش بکشد و از زوایای پنهان فرهنگ های مختلف ایران حرفهایی برای گفتن داشت. او زبان مردم خوزستان بود در هدیه دادن ماسک به حداد عادل، حرف دل آذری ها بود در حمایت از دریاچه ارومیه، فریاد مردم ایران بود در انتقاد از لباس المپیکی های ایران و در آخر لبوفروشی بود که می توانست کلید روحانی را در قالبی به نقد بکشد که نه ممنوع التصویر شود و نه برنامه اش تعطیل.

 

نویسندگان: سودابه صدری و احسان آبگون