ما ایرانی ها متاسفانه برخی مواقع خود نیز اعتراف می کنیم که قدر بزرگان، اساتید و نوابغ خود را آن چنان که باید و شاید نمی دانیم و به اصطلاح مرده پرستیم! هر بار که عزیزی را از دست می دهیم، یکی دیگر از عزیزان مصاحبه ای می کند و این خصلت بد مرده پرستی و به قول استاد شهریار، تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم، روزی سراغ بخت من آیی که نیستم را یادآوری می کند اما از فردای آن روز، باز ما هستیم و باز همان آش و همان کاسه...! البته در این نوشتار به هیچ وجه قصد ندارم این موضوع را کالبدشکافی کنم اگرچه در آینده ای نزدیک به آن خواهم پرداخت. قصدم یادکردی دوباره و چندین باره بود از آن گونه که شایسته نیست باشیم و چنان که باید باشیم.

حتما خیلی از شما نام کسری خدیور، این نابغه استثنایی و کم نظیر موسیقی ایرانی را شنیده اید و شاید هم نشنیده اید. نابغه ای که الان سال هاست در سطح اول حرفه ای موسیقی این سرزمین فعالیت می کند. آهنگ می سازد. رهبر ارکسترهای متنوعی بوده است. در بالاترین سطح تدریس می کند و پس از حدود یک دهه فعالیت هنری حرفه ای و بین المللی اش، چند ساله شده باشد خوب است؟ ۱۷ساله! بله تازه پا در رکاب هفده سالگی گذاشته است و روزهای نبوغش را یکی پس از دیگری پشت سر می گذارد.

کسری خدیور از ۱۲ سالگی رهبر ارکستر مدرسه عالی موسیقی بوده است و از قبل تر از آن هم به تدریس و آموزش در مدارس و آموزشگاه های معتبر کشور پرداخته است. با اکثر اساتید موسیقی کشور اجرا داشته است و علاوه بر سازهای تخصصی خودش ویولون و کمانچه، تقریبا به هیچ سازی نه نمی گوید و از چهار سالگی در کار نواختن است. وی از چندین کشور معتبر اروپایی، بورسیه تحصیل و مدارک و مدارج بالای افتخار دریافت کرده است اما به هیچ کدام از این دعوت نامه ها که آرزوی تک تک هنرمندان است جواب آری نگفته است تنها به یک دلیل! آری او عاشق وطن و سرزمین مادری خود است و با تمام کم توجهی ها و بی مهری ها، در آن می سازد، می نوازد و با عشق فعالیت می کند اما ترکش نمی کند.

کسری خدیور کرمانشاهی است اما ساکن تهران است و الحق والانصاف باید گفت که هنرمندان کرمانشاهی حق بزرگی به گردن هنر و موسیقی این سرزمین دارند، خانواده ناظری ها، خانواده پورناظری ها، خانواده کامکارها، برادران مرادی(خوانندگان گروه رستاک)، استاد معینی کرمانشاهی و… که به حق بیش ترین سهم را در معرفی هرچه بهتر موسیقی این سرزمین به دیگر ملل دنیا داشته اند. کسری نیز از این آب و خاک برخاسته است و با سحر انگشتان طناز و فنرمانندش، چه دل ها که نبرده است و چه گره ها که از ابروهای دردمندان نگشوده است.

امید که مسوولین و دست اندرکاران عزیز کشور اسلامی مان قدر این چنین نوابغ بزرگ و شاید تکرار نشدنی را بدانند و خدای ناکرده یک روز نشنویم که نوابغی چون کسری خدیور در اثر کم توجهی و کم لطفی مسئولین ردای هجرت به دوش افکنده اند و عازم دیاری دیگرند که آن روز شاید نتوان کاری کرد. چون من تا به امروز ندیده ام مصاحبه درست و حسابی یا دعوت به رسانه در شان این عزیز صورت گرفته باشد و کسری عزیز تنها با مدیریت و درایت هوشمندانه مادر دوراندیش و مهربان خود بانو مرادی که زندگی خود را وقف هنر فرزندش کرده است، حرکت می کند و هنروری می نماید.

هرچند که برخی از بازیگران و به اصطلاح هنرمندان ما هم که یک شبه خواننده شده اند و با سو» استفاده از موقعیت و شهرت خود ارکسترهای عریض و طویل راه انداخته اند نیز از نبوغ این هنرمند نوجوان استفاده کرده و به نوعی مصادره به مطلوبی غیر منصفانه انجام داده اند.
کسری خدیور جدیدا در یک فیلم سینمایی با نام " این جا تاریک است" هم بازی کرده است که امیدوارم استعداد شگرف خود را قدر بشناسد و با هدایت اصولی و هنرمندانه ای هرز ندهد و در آینده نام او را در فراز هنر موسیقی دنیا ببینیم.