به گزارش افکارنیوز،

محسن رجب پور و حامد همایون که هم اکنون در زمان انتشار این گفتگو مشغول برگزاری تور کنسرت های تهران، شهرستان و کشورهای اروپایی هستند همچنان بر این باورند که ایدئولوژی و برنامه های متفاوتی برای موسیقی پاپ ایران دارند که شاید به گواه دیدگاهی که مطرح می کنند، آنها را با دیگر رقبایشان متمایز می کند؛ رقبایی که در این میدان پر از دست انداز و چالش برانگیز باز هم میدان دارانی قدرتمند و با انگیزه هستند که دوست ندارند به هر قیمتی شاهد افول مخاطبانشان باشند.

اما همین که بتوانی در عرض یک سال تبدیل به سوپراستاری پولساز و پرمخاطب در فضایی شوی که به شدت در خطر ریزش مخاطب است مساله مهم و سوال برانگیزی است که باز هم محسن رجب پور می تواند به آن جواب دهد، پاسخ هایی که به زعم نگارنده رنگ و بویی از تمامیت خواهی دارد اما تهیه کننده نام آشنای موسیقی پاپ به آن اعتقاد ندارد و بر این باور است که این فقط برنامه ریزی و نقشه راهبردی است که استعداد حامد همایون و گروه نوازندگان را در کنار سیستم مدیریتی اش تبدیل به جریانی پویا در عرصه اجرای زنده و تولیدات موسیقایی کرده است. موضوعی که حامد همایون هم در این گفتگو به آن اشاره کرد و از جهان بینی و ایدئولوژی‌ای سخن گفت که ریشه در خواسته های مردم دارد و ماندگاری اش هم اتفاقی نیست.

محسن رجب پور تهیه‌کننده و کنسرت‌گذار و حامد همایون در این بخش از گفتگو ضمن بیان مصداق هایی از حضور اتاق فکر و توضیح شائبه های ورود های مستقیم و غیر مستقیم تهیه کننده در مسایل اجرایی از جمله تنظیم و سازبندی با توجه به نیاز مخاطبانشان، به بیان ایدئولوژی های خود در موسیقی با در نظر گرفتن سطح توقع مخاطبان در آینده و ابراز امیدواری برای راه اندازه یک فضای آموزشی پرداختند.

آنها در این بخش از گفتگو که به شدت مایل بودند وارد حاشیه های کلیشه های این چند ماهه موسیقی پاپ نشود، به سوالات خبرنگار این گونه جواب دادند:

*آقای رجب پور فکر نمی کنید این همه ورود مستقیم شما به فعالیت های هنری گروه نوازنده و تنظیم کننده، استقلال کاری و از همه مهم تر استقلال هنری هنرمندان و نوازندگان را دچار آسیب کند؟

محسن رجب پور: من تنظیم کننده نیستم ولی می دانم چه کار می کنم. من روز اول به سامان امامی (تنظیم کننده آثار حامد همایون) گفتم درِ جعبه گیتار الکتریک خودت را می بندی و یک چسب هم دور آن می زنی. کما اینکه هر وقت هم ببینم سازهای «های فرکانس» در استودیو وجود دارد آنها را مینوت می کنم. می دانید چرا؟ چون جامعه ایرانی با مجموعه سازهای های فرکانسی مشکل اساسی دارد. جامعه ما دارای اصواتی است که هر روز گوش همه را اذیت می کند و حال مخاطب ایرانی وقتی موسیقی می شنود دوست دارد آن صداها را نشنود. به همین دلیل من دنبال موسیقی‌ای گشتم که شادی مردم را توام با آرامش ارائه دهد.

سامان امامی یکی از نوازندگان برجسته گیتار الکتریک است اما شما بروید و در میان آثار حامد همایون تنظیم با گیتار الکتریک پیدا کنید. شاید جالب باشد که بدانید شرط همکاری من با او همین بود که از ساز الکتریک استفاده نکند. البته یک قطعه در میان این آثار وجود دارد که ما در آن از گیتار الکتریک استفاده کردیم اما خود بچه ها می دانند که وقتی این قطعه در کنسرت ها نواخته می شود سامان به من نگاه می کند که واکنشم چیست. به همین جهت اگر می بینید در این امور وارد کار می شوم تنها به دلیل نوع دیدگاه و نگرشی است که به جامعه و گوش شنیداری مخاطبان دارم.

*یکی از مواردی که من طی ماه های گذشته با دیگر دوستان رسانه ای درباره آن صحبت می کردم بحث جهان بینی یک خواننده است. در مورد حامد همایون هم آنچه من از مجموع آرای به دست آمده دریافت کردم این است که او را از جهتی خواننده ای با خوانش ترانه های سخیف ارزیابی می کنند، از سوی دیگر او را خواننده ای با انگیزه و جهانی بینی انتقال انرژی مثبت معرفی می کنند و از جهت سوم حامد همایون را خواننده ای ارزیابی می کنند که جهان بینی درستی نسبت به آنچه می خواند ندارد. حال اگر بخواهیم این ابعاد نظری را با دیگر خوانندگان موسیقی پاپ در ایران مقایسه کنیم، شما چه پاسخی به منتقدان خود دارید؟

حامد همایون: من از شما یک سوال می کنم. در حال حاضر من یک آلبوم منتشرشده دارم که قطعه های آن مشتمل بر ترانه های تک تراکی به اضافه آثاری جدید است، اما شما در این قطعه ها موارد و عناصری چون «عشق» و «انرژی مثبت» را می بینید یا نه؟

*ببینید من همه این ها را می دانم که شما از طرف مدیر برنامه یا تهیه کننده محترم ماموریتی برای انتقال انرژی مثبت به مخاطب دارید اما به قول خودتان این یک ماموریت است، نه جهان بینی. این شکل از کار یک روزی مخاطب را اشباع می‌کند اما جهان بینی به هیچ وجه، چون در سطح باقی نمی ماند و به درونیات ذهنی مخاطبانی راه پیدا می کند که دنبال اندیشه های ناب تر هستند.

همایون: جهان بینی هر فردی دل آدمی است؛ این منطق من است.

در بخش برنامه ریزی کارهایم و آنچه قرار است در آینده کاری من اتفاق بیفتد، خدا را صدهزار مرتبه شکر که یک تیم وجود دارد که هر کسی کار خودش را انجام می دهد، به این ترتیب که آقای رجب پور چارچوبی را برای من برنامه ریزی می کند و من از این موضوع بسیار خوشحالم و اصلا هم ناراحت نیستم که الان محسن رجب پور به من اعلام می کند که این کار را باید در فلان چارچوب بخوانم. من وقتی نتیجه می گیرم و می بینیم با استقبال بهتری از سوی مخاطب مواجه می شوم چرا باید از این فضا دلگیر باشم؟

من جهانی بینی ام را در واکنش مردم می بینم و موقعی این موضوع را درک می کنم که مثلا در «دایرکت» صفحه اینستاگرامم با چندین پیام مواجه می شوم که بسیاری از آنها از زندگی ناامید شده بودند اما با آثار من دوباره به جریان زندگی خود بازگشته اند. ما هم همین را می خواستیم و اساسا جهان بینی ما ایجاد چنین فضای مثبتی بوده است. شاید شما نتوانید به طور مستقیم از حس و حال من دریافت مستقیمی داشته باشید، اما آقای رجب پور خوب می داند که من فوق العاده به خدا اعتقاد دارم و این اعتقاد هم از بچگی با من همراه بوده است. به خاطر همین اعتقادات درونی و مذهبی که در درون خودم دارم دوست داشتم کاری کنم که به معنا و مفهوم مطلق کلمه تفاوت ایجاد کنم.

ما آمده ایم فرمول استفاده از کلمات شاهنامه ای و شاعران بزرگ ایرانی را با فرمولاسیون سال ۲۰۱۶ استفاده کنیم و  اگر کسی پیش خودش فکر کند استفاده از این ادبیات سخیف است به طور حتم شخصیتی است که علاقه ای به نیاکان و استفاده از اشعار آنها را ندارد*اگر نخواهیم به این پرسش از فضای احساسی نگاه کنیم می توانید دلیل منطقی تری برای اثبات گفته هایتان در محضر مخاطب سخت گیر و منتقدان موسیقی داشته باشید؟

همایون: از روز اول قرار شد تفاوت من با دیگر خوانندگان در همین ایجاد شادی و انرژی مثبت در بین مردم باشد. اتفاقا دید من از موسیقی هم بر این دیدگاه استوار است. من موسیقی را به خاطر خودش دوست دارم و آقای رجب‌پور هم می داند که من به پول موسیقی وابستگی ندارم چون قبلا شغل های دیگری داشتم که زندگی ام بر پایه همین مشاغل، زندگی بدی نبوده است. من برای پول و کسب درآمد وارد موسیقی نشدم. من عاشق موسیقی بودم و بدانید اگر روزی سرما بخورم که نتوانم موسیقی کار کنم آن روز حال روحی بسیار خرابی دارم. باور کنید وقتی صدای من می گیرد دلم هم همراه صدایم می گیرد.

بنابراین ایدئولوژی من نسبت به موسیقی این است که کارهایی را انجام دهم که مانند قطعه «مردم شهر» بتواند تا مدت ها در ذهن مردم باقی بماند.   این قطعه ریتم دارد اما کلامش به گونه ای است که همیشه باقی می ماند. به هر حال ایدئولوژی من در این ماه ها همین است که می شنوید، چه بسا شاید سال گذشته ایدئولوژی من این نبود. آن قسمتی هم که شما می گویید ممکن است به تکرار برسد، من  مخالف صد در صد هستم. به جهت اینکه از آهنگ «چتر خیس» تا سایر کارها تمام تلاش ها بر این اساس بوده که در کارها حس نوستالژیک وجود داشته باشد. به طور مثال در همین قطعه «چتر خیس» ما برای اولین بار از واژه «خانومم» استفاده کردیم که بر سر آن در اتاق فکرمان داستان داشتیم و درباره همین موضوع بحث می کردیم که چند سال است مردان ایرانی خطاب به همسران خود از واژه «خانومم» استفاده نمی کردند؟ اصلا چند وقت بود که نسبت به همسران خود ابراز علاقه نمی‌کردند؟ حالا همین قطعه را با قطعه «مردم شهر» نسبت دهید. آیا می توانید ارتباطی بین این دو قطعه پیدا کنید؟ یا مثلا آهنگ «به چشمات قسم» چه ربطی به آهنگ «مردم شهر» دارد؟ اینها هیچکدام ربطی به هم ندارند، اینها آثاری در حوزه ترانه هستند، اما ترانه هایی که هستند نمی گویند «من عاشق چشم و ابروتم». اینها کارهایی است که در بخش «عشق از یک نگاه تمیزتر» جای می گیرد. راجع به ماندگاری هم که خودتان می دانید و من نباید درباره آن حرف بزنم چون واقعا همه چیز در این فضا خداست. یعنی اینکه همه باید تلاش و کوشش کنیم و اگر روزی من در کار کردن کم گذاشتم باید انتظار نبودن هم داشته باشم. من همیشه راضی به رضای پروردگارم اما همیشه تلاش می کنم و از این تلاش هم دست بر نمی دارم.

*البته این موضوع به رفتارهای اجتماعی شما هم بسیار وابسته است. زیرا تعدادی از خوانندگان ما هستند که وقتی به درجه ای از شهرت و محبوبیت می رسند، آنچنان رفتارهای عجیب و غریبی از خود نشان می دهند که در مقایسه با موقعیت چند سال قبلشان زمین تا آسمان تفاوت دارد. این موضوع حتی در نحوه برنامه ریزی برای کارهای آینده نیز مشهود خواهد بود.

همایون: من همیشه گفتم این حامد همایونی که در وسط یک گروه قرار گرفته، واقعا یک نفر نیست بلکه نتیجه تلاش گروهی است که به همت آقای رجب پور در درجه ای قرار گرفته که تا سال ۱۳۹۸۸ هم برنامه ریزی های کاری اش را بر مبنای بیان ادبیات در مفهوم ساده و روان انجام داده است.

در «دایرکت» صفحه اینستاگرامم با چندین پیام مواجه می شوم که بسیاری از مخاطبان از زندگی ناامید شده بودند اما با آثار من دوباره به جریان زندگی خود بازگشته اند. ما هم همین را می خواستیم و اساسا جهان بینی ما ایجاد چنین فضای مثبتی بوده استرجب پور: شما اگر تحقیق و بررسی اجمالی نسبت به فعالیت های برخی از  خوانندگان داشته باشید ، متوجه می شوید آنها برای چند ماه بعد خود نیز برنامه ریزی ندارند اما ما برای کارهای حامد همایون طوری برنامه چیدیم که می دانیم  در آبان ماه سال ۹۶ قرار است چه کارهایی را انجام بدهد. به طور کلی ما برنامه ریزی ها را در سه فصل «کوتاه مدت»، «میان مدت» و «بلند مدت» می چینیم که این نشان دهنده عمق توجهی است که ما به خواننده مان داریم.  اتفاقا آن ماجرای جهان بینی که شما به آن اشاره کردید هم در تفکرات ما به شدت جایگاه پراهمیتی دارد. من معتقدم اشعار حامد همایون یک درصد هم سخیف نیست. چرا؟ چون ما جامانده ادبیات ایرانی مان را در مقایسه با ظرفیت و قد اندازه موسیقی پاپ به روز کردیم . ما در آثارمان از جا مانده کلماتی که سال هاست در ادبیات ایرانی از بین رفته استفاده می کنیم. ما آمده ایم از کلمات و موسیقی شاهنامه ای و شاعران بزرگ ایرانی با فرمولاسیون سال ۲۰۱۶ استفاده کنیم و  اگر کسی پیش خودش فکر کند استفاده از این ادبیات سخیف است به طور حتم شخصیتی است که علاقه ای به نیاکان و استفاده از اشعار آنها ندارد. شما بدانید که من امروز نمی توانم «توانا بود هر که دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود» را تبدیل به ترانه و موسیقی کنم ولی شاید بتوانم با استفاده از دو کلمه از این بیت مفهوم آن را به مخاطب نشان دهم. به طور کلی حامد همایون سه نوع موسیقی استفاده می کند؛ اول موسیقی الکترونیک «دیپ هاوس». دوم موسیقی تلفیقی و سوم موسیقی عمیق تر مانند قطعه «چه عشقی» و «هنوز هم».

من معتقدم ایرانی ها نداشته های موسیقی ایرانی شان و نافرمانی در حوزه گوش شنیداری را طی ۱۰ سال گذشته معکوس می کنند. به عبارتی ایرانی ها در ۱۰ سال آینده به شدت به موسیقی ایرانی علاقه مند می شوند؛ موضوعی که در انتشار و تولید آثار حامد به آن دقت فراوانی کردیم.

*بر مبنای آن موارد و دیدگاه هایی که اشاره کردید، آیا تمایلی برای تغییر فضای اجرایی کنسرت‌ها متناسب با همین ادبیات و در نظر گرفتن دغدغه ها و تناسبات جامعه ایرانی به ویژه در تورهای اروپایی وجود دارد؟

همایون: بله درباره این موضوع چارچوب هایی نوشته شده که تصمیم داشتیم که در کنسرت های اسفند ماه آن را اجرایی کنیم اما با توجه به فشردگی بیش از حد کارها موفق به اجرای آنها نشدیم.

رجب پور: یکی از مسایلی که در جامعه به آن پرداخته نشده، ترویج فرهنگ اقوام ماست بنابراین بخشی از کارهایی که در اجراها انجام خواهیم داد، نشان دادن راه صحیح رفتارهای اقوام ایرانی در بیان شادی هایشان است. یک خوشبختی نصیب حامد همایون شد که مبنای آن فشار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای اجرا در سی و دومین جشنواره موسیقی فجر بود. جالب است بدانید که طبق برنامه ریزی های ما قرار بود اولین کنسرت حامد همایون بیستم اسفند ماه سال ۹۵ باشد اما این کنسرت تبدیل به چهاردهمین کنسرت او در تهران شد. همین فشار باعث شده که ما نیز رونمایی از «حامد همایون» را دو ماه عقب بندازیم و طرحمان به طور کامل اجرا نشود، اما بدانید ماه مبارک رمضان ماه طلایی من است که مقدمات اجرای طرحی که به آن اشاره کردم فراهم می شود.

* به آینده کاریتان با خوش بینی نگاه می کنید یا با ترس؟

همایون: من عموما شخصیت امیدواری دارم اما می دانم باید تلاش کنم تا بتوانم در آینده نیز حضور مستمر داشته باشم. شما مطمئن باشید که من فکرهای زیادی برای ماندگاری دارم و در این راه هم گروه اجرایی ما بهترین همکاران و همیاران من هستند. ولی باز هم بر این باورم یکسری چیزها وجود دارد که واقعا دست خداست. اما محسن رجب پور همیشه به من یک نکته می گوید، اینکه هر وقت به عزت نفس رسیدم، وقتی حتی در بالاترین نقطه باشم اما پایین تر بیایم، چون می دانم چه کارهایی کردم و چه بودم. من دوست دارم به نقطه ای برسم که اگر پنچ پله هم پایین تر افتادم شروع دوباره ای داشته باشم چون خودم را آدم جنگنده ای می دانم.

رجب پور: من صبح تا شب مشغول موعظه برای حامد و دوستانش هستم. من معتقدم بین اعتماد به نفس و عزت نفس اختلافاتی وجود دارد که بیان آن محل بحث ما نیست. من بر این باورم اگر بچه های ما فقط بتوانند عزت نفس داشته باشند و قبول کنند آدم های جدیدی جای آنها را می گیرند و حامد همایون هم این آمادگی را داشته باشد که یک حامد همایون دیگر قرار است جای او را پر کند و از امروز خودش را برای جایگاه بعدی  قدرتمند نشان بدهد، قطعا موفقیت های بیشتری در انتظارش خواهد بود. اساسا برخی از هنرمندان ما وقتی از درجات بالا به درجات پایین تری نزول می کنند دچار افسردگی می شوند چون دیگر کسی برای آنها دست نمی زند. من معتقدم هنرمندانی امثال حامد همایون باید انقدر برای خود عزت نفس داشته باشند که وقتی عرش را از دست دادند خودشان را از دست ندهند.

*و حالا حامد همایون با تمام این حال و احوالی که در این چند ماهه برای مخاطبانش توصیف کرد، دوست دارد خوانندگی برای هنر را ادامه دهد یا خوانندگی برای تجارت را؟

همایون: اگر بخواهم ادا در بیاورم قطعا به گزینه اول که همان خوانندگی برای هنر است اشاره می کنم. من واقعا موسیقی را به  خاطر خودش دوست دارم به طوری که سال ها با رقم بسیار کم آن در شیراز به هنرجویان درس می دادم و مطمئن باشید اگر خدا به من عمر دهد دوست دارم بستر آموزشی حسابی راه اندازی کنم و به طور حتم اگر پول نباشد نمی توانم این فضای آموزشی را ایجاد کنم.

من آینده را این گونه می بینیم که بعد از فروکش کردن هیجانات سعی کنم بمانم و بدانم که در این مورد هیچ تعارفی وجود ندارد. اما واقعا برای آینده دوست دارم به راه اندازی یک فضای آموزشی مناسب برسم. من امروز بسیار مفتخرم که با حضور یک خواننده شیرازی در جریان فعالیت های حرفه ای موسیقی پاپ، شهر شیراز را شاد می بینم. من معتقدم قالب آموزش قالب ماندگاری است و حالا این وسط اگر بگویم به مادیات فکر نمی کنم، قطعا دروغ گفتم و در آخر هم به مخاطبانم مانند همیشه می گویم که مانند این چند ماه نگاه مهربان خود را از ما بر ندارند.