به گزارش افکارنیوز،

فصل دوم شهرزاد با مرگ بزرگ آقا شروع می شود. با مرگ کارآکتری که در سایه ی بزرگ آقای سینمای ایران "استاد علی نصیریان"باور پذیر و تاثیر گزار شده است و چه کسی می تواند جای خالی او را پر کند؟ قرار است عمه بلقیسی بیاید با بازی" رویا نونهالی" که مهد علیائی باشد برای خاندان دیوان سالار. اما چرا بازی اش را دوست نداریم؟ چرا عمه بلقیس همان کارآکتر ناتاشا را در سریال "خواب و بیداری" دارد که فقط موهایش خاکستری شده؟

آیا فصل دوم شهرزاد به خوبی قسمت اول آن است؟ اگرسریالی که این روزها در شبکه نمایش خانگی مشتاقانه دنبال می کنیم، فصل دوم سریال ارزشمند شهرزاد نبود، اگر فصل اول این سریال پس از دو قسمت در دل هر مخاطبی جا باز نکرده بود ، اگر نویسنده آن نغمه ثمینی و کارگردانش حسن فتحی نبود ، اگر حضور شهاب حسینی و ترانه علیدوستی و دیگر بازیگران شهرزاد دلمان را قرص نکرده بود، یقینا خودم را مواخذه می کردم که چرا بیرحمانه پس ازعرضه ی سه قسمت از فصل دوم شهرزاد، آن را مستحق انتقاد می دانم اما ...
فصل دوم شهرزاد با مرگ بزرگ آقا شروع می شود. با مرگ کارآکتری که در سایه ی بزرگ آقای سینمای ایران "استاد علی نصیریان"باور پذیر و تاثیر گزار شده است و چه کسی می تواند جای خالی او را پر کند؟ قرار است عمه بلقیسی بیاید با بازی" رویا نونهالی" که مهد علیائی باشد برای خاندان دیوان سالار. اما چرا بازی اش را دوست نداریم؟ چرا عمه بلقیس همان کارآکتر ناتاشا را در سریال "خواب و بیداری" دارد که فقط موهایش خاکستری شده؟ همان لحن ، همان کلام ،همان میمیک صورت و همان نگاه.
شاید رفتن بزرگ آقا در فصل دوم توجیه پذیر باشد، اما شخصیت حشمت با بازی درخشان "ابوالفضل پور عرب" از برگ های برنده ای بود که شهرزاد بی دلیل از دست داد و شخصیت برادر او "نصرت" تا کنون نتوانسته بار عاطفی برای مخاطب داشته باشد و متاسفانه به عنوان پدر واقعی قباد تا به اینجای کار اصلا در نیامده و باور پذیر نیست .
یکی از ویژگیهای تحسین برانگیز سریال شهرزاد در فصل نخست، طراحی لباس ها بود که به رغم خطوط قرمزی که در رابطه با حجاب وجود داشت ، هنرمندانه لباس هائی را بر تن شخصیت ها می دیدیم که فراخور شخصیت ، بستر و دهه داستان دوخته میشد و حالا در فصل جدید در اوج شلختگی موجب دلزدگی می شود، بخصوص درمورد بلقیس که لباس هایش هیچ تناسبی با شخصیتی که میتوانیم حتی در لابلای طراحی لباس او پیدا کنیم ، ندارد.
گرچه در فصل اول شهرزاد شخصیت قباد با بازی بی نظیر شهاب حسینی آنقدراحساس ما را تحت الشعاع قرار می داد که از عشق شهرزاد و فرهاد غافل می شدیم اما به هم رسیدن این دو عاشق باید نقطه دراماتیک و عاطفی برای شروع فصل دوم می بود که بسیار ضعیف از آب در آمده است و اوج این ضعف در سکانسی است که شهرزاد دستش را دراز می کند و فرهاد را به بستر می طلبد. انگار این شخصیت محوری داستان فقط یک زن است که قرار است از عشقش، بستر گرمی برای معشوق بسازد. یک روز درب اتاق خوابش را به روی قباد باز می کند و روز دیگر فرهاد را به آغوش می طلبد در حالی که باید عشق شهرزاد و فرهاد را فراتر از یک تمایل و کشش غریزی می دیدیم که مسلم این کشش طبیعی هم در آن مستتر بود.
هر چقدر در فصل اول این سریال معمولا مو لای درز تکنیک آن نمی رفت اما در فصل دوم گاه احساس می شود که کارگردان با مخاطب شوخی می کند و یا اینکه او را دست کم می گیرد. آنها که قرار است مقابل بلقیس دیوان سالار قرار بگیرند یا مثل احمق ها کنار می روند ، یا مثل پشه کشته می شوند و یا انگشتر دست قباد را می بوسند. انقدر مضحک که فکر می کنیم با یک سریال کمدی کلاسیک رو به رو هستیم.
از نظر بازی ها تا پایان قسمت سوم همگی بازیگران بسیار ضعیف حاضر شده اند حتی شهاب حسینی که برای اینکه ضعیف بازی کند باید خیلی زحمت بکشد اما در فصل دوم و تا به اینجای کار در ضعیف بودن موفق بوده وبرای انتخاب تنها بازی خوب می توان از "مهدی سلطانی سروستانی" در نقش پدر شهرزاد یاد کرد.
و کلام آخر اینکه:
آیا حاشیه های پیرامون تهیه کننده این سریال موجب شده یا غرور عوامل آن که فصل دوم تا به اینجای کار موفق نباشد را نمی دانم اما به عنوان یکی از طرفداران این سریال امیدوارم در آینده شاهد فصل دومی از شهرزاد باشیم که در آن شهرزاد فصل اول را گم نکنیم.