به گزارش افکارنیوز،

این روزها عرصه تئاتر کشور بیش از پیش شاهد حضور چهره های سینما و تلویزیون بوده و همین امر باعث شده تا کار برای بازیگران جوان نسبت به گذشته سخت‌تر شود.

پدیده نوظهور حضور چهره‌های سینمایی در تئاتر بیشتر به علت جذب مخاطب، گیشه بالا و همچنین اغنای سالن‌های خصوصی بروز پیدا کرده و کمتر در جهت کیفیت اثر صورت می پذیرد. در این بین جوانان و فارغ‌التحصیلان نمایش بیش از پیش دچار فشارهای مالی شده و مجبور می‌شوند، در آثارشان از یک یا دو چهره استفاده کنند تا بتوانند از این طریق در سالن‌های معتبر روی صحنه بروند.

امیر شمس یکی از بازیگران جوان عرصه نمایش کشور است که امسال به عنوان پرکارترین بازیگر تئاتر ایران شناخته می‌شود. شمس این روزها متمرکز بر بازیگری به صورت متوالی در آثاری قابل دفاع به ایفای نقش پرداخته و همچنان تا پایان سال روند رو به رشدی را در پیش دارد.

به همین مناسبت در مصاحبه‌ای تفصیلی با امیر شمس بازیگر برتر جشنواره تئاتر دانشجویی به گفت‌وگو نشستیم و از وی درخصوص فعالیت‌های خود و همچنین مشکلات تئاتر سوالاتی را مطرح کردیم که به شرح زیر است.

شما امسال به عنوان پرکارترین بازیگر تئاتر شناخته شده‌اید. از ابتدای سال در چند اثر به ایفای نقش پرداختید و آیا این آمار تا پایان سال نیز افزایش پیدا خواهد کرد؟

از آغاز سال 96 تاکنون به صورت متوالی روی صحنه بوده و این روزها در چهارمین نمایشم به ایفای نقش می‌پردازم. به امید خدا این روند ادامه داشته و به جز جشنواره تئاتر فجر با دو یا سه اجرای دیگر ماه های آتی را پشت سر خواهم گذاشت.

بذر این کارها و پرکاری امسال از پارسال ریخته شده و بعد از اینکه  در جشنواره تاتر دانشگاهی به عنوان بازیگر از من تقدیر شد کارگردانهای بیشتری به من پیشنهاد دادند. امسال ترم آخر دانشگاه را پشت سر می گذارم و می خواهم در این راه تمام انرژی خود برای رسیدن به اهدافم را بگذارم.

این پرکاری و حجم بالای اثر باعث تکرار در نوع بازیگری شما نشده است؟

واقعیت امر نه. بازیگری بزرگترین چالش زندگی من است و این چالش از جایی جذاب‌تر می‌شود که با نقشهای متفاوت رو به رو شده و باید آنها را بازی کنم. بازیگری برای من بیش از ترس تکرار جذابیت است زیرا هدف اصلی‌ام نشان دادن این تفاوتها برای مخاطبی است که به صورت مداوم بازی من در آثار مختلف را دنبال می کند.

البه در قبال این پرکاری باید بگویم که چاره‌ای هم نیست، مطمئناً دوست داشتم با فکر باز و در سال یک یا دو اثر بیشتر روی صحنه نداشته باشم اما در حال حاضر شرایط برای من آنقدر ایده آل نیست. این روزها مجبورم که انتخاب‌های زیاد و البته درستی داشته باشم تا بتوانم توانایی های خود را اثبات کنم.

بازیگری در تئاتر برای امیر شمس راهی برای ورود به سینما است؟ آیا در آینده به بازی در فیلم هم فکر می‌کنید؟

مطمئناً سینما هدف بعدی من است و به همین خاطر با این جدیت و به صورت آکادمیک بازیگری در تئاتر را دنبال می کنم. البته طی یک سال اخیر در تعدادی فیلم کوتاه هم بازی کردم که بعضی از آنها به جشنواره‌های خارجی راه پیدا کردند. به تازگی در اثری سینمایی نیز بازی داشتم که در مرحله صداگذاری به سر می‌برد و به زودی خبری خواهد شد.

پس بازی در سینما دغدغه اصلی شما است؟

سینما یا تئاتر، در واقع باید بگویم که ماهیت بازیگری دغدغه اصلی من است و دوست دارم این دغدغه را در مدیوم تصویر هم تجربه کنم.

این یک واقعیت تلخ یا شیرین است که تاتر میرا بوده و مطمئناً برای جهانی شدن باید جلوی دوربین رفت. امروزه بازیگران بزرگی در تئاتر داریم که کم کم وارد عرصه تصویر شده و خوشبختانه دیده شده اند. کارگردان‌های جوان سینما به بازیگران تئاتر علاقه بسیاری دارند و همین باعث شده تا همکاری خوب و دو جانبه ای بین بازیگران و کارگردانان جوان بوجود آید.

بر خلاف تعداد بالای تولیدات سینما شاهد عده محدودی بازیگر در اکثر آثار سینمایی هستیم. این خللی در ورود جوانان به سینما ایجاد نمی‌کند؟

در سینما خیلی‌ها باند و لابی خودشان را دارند. اما تاریخ نشان داده که این باند بازی‌ها در نهایت به موفقیت ختم نشده و بازیگرانی ماندگار می‌شوند که هنرشان به سینما آمده اند.

در جشنواره تئاتر فجر امسال در چه آثاری به ایفای نقش خواهید پرداخت؟

در جشنواره تئاتر فجر امسال قطعاً با نمایش "مجلس مختلف خوانی" حضور خواهم داشت. نمایش "مجلس مختلف خوانی" به نویسندگی "صبا نجاتی" و کارگردانی "مرتضی جلیلی دوست" امسال بیشترین جوایز جشنواره دانشجویی دریافت کرده و به صورت مستقیم راهی فجر شده است. هم اکنون این نمایش هر شب در تالار مولوی روی صحنه می‌رود. 

البته در دو نمایش دیگر نیز بازی داشته‌ام که برای حضور در فجر متقاضی شده‌اند اما هنوز نتیجه نهایی آنها اعلام نشده است. نمایش "آشویتس زنان" به کارگردانی "علی صفری" و نمایش "کوریولانوس" به کارگردانی "حامد اصغر زاده" آثار متقاضی برای حضور در فجر امسال هستند که اگر قبول شوند با سه اثر راهی فجر خواهم شد.

در حال حاضر چه آثاری را روی صحنه دارید و برنامه‌تان برای ادامه سال به چه صورت است؟

این روزها با نمایش "مجلس مختلف خوانی" هر روز ساعت 17:30 در سالن اصلی تالار مولوی روی صحنه می‌روم. علاوه بر آن ساعت 16 هر روز نمایش "کوریولانوس" را در تئاتر مستقل تهران روی صحنه دارم. علاوه بر این دو کار مشغول تمرین سه اثر دیگر هستم که به ترتیب طی ماه‌های باقی مانده اجرا خواهند شد.

نمایش "حراج استثنایی اصطرلاب مچی" به نویسندگی و کارگردانی "صدرا صباحی" را دی ماه امسال در سالن کوچک تالار مولوی روی صحنه خواهم داشت. علاوه بر آن نمایش "هجوم" به نویسندگی "علی صفری" و کارگردانی "رها حاجی زینل" را اسفند ماه امسال در عمارت ارغنون به روی صحنه می برم. اثر دیگری نیز در حال تمرین است که فعلاً نمی‌توانم از جزئیاتش چیزی بگویم.

وضعیت کلی تئاتر را برای جوانان چطور می‌بینید؟ وضعیت معیشت جوانان در تئاتر چگونه است و آیا اگر نمایشی را روی صحنه ببرند هزینه های تولید بازگشتی خواهد داشت؟

من همواره امیدوار هستم و با همین امید سالها به فعالیت مشغول بوده و به فردا خوشبینم اما باید بگویم که در کشور ما تئاتر در سبد کالایی مردم قرار ندارد. به همین خاطر طبیعتاً نمی‌توانیم از سرمایه گذاری در آن صحبت کنیم و انتظار بازگشت خوبی را داشته باشیم.

سالن‌های خصوصی تئاتر روز به روز افزایش پیدا می‌کنند. این سالنها فرصت خوبی برای حضور جوانان نیستند؟

در ابتدا حضور تعداد بالای پلاتوها و سالن های خصوصی نوید اتفاقات بزرگ و خوبی را در تئاتر می‌داد اما به مرور زمان این کورسوی امید خودش به مشکلی بزرگ تبدیل شد زیرا این سالن‌ها بیش از تئاتر به گیشه و فروش فکر می‌کنند. 

سالن‌داران می‌خواهند به هر قیمتی سالن خود را پر کرده و بفروشند. قیمت سالن‌های خصوصی سرسام آور است و این هزینه ها از گروه ها گرفته می‌شود و طبیعتاً گروه مجبور به استفاده از چهره های غیر تئاتری می شود تا بتواند به سرعت مبلغ سالن را بپردازد. در این میان تنها چیزی که به آن اهمیتی داده نمی شود کیفیت آثار است.

با این وضع آیا تئاتر را می‌توان راهی برای امرار معاش دانست؟

مطمئناً نمی‌شود از این راه زندگی کرد. ما حتی نمی‌توانیم از پس کوچکترین مخارج خودمان بر بیایم و مجبوریم کارهایی دیگری انجام بدهیم. مثل تدریس و یا کارهای غیر مرتبط نیمه وقت  یا اینکه باید سرمان را جلوی پدر و مادر پایین بندازیم  و سر بار آنها باشیم. تا کی باید خانواده ها هزینه عشق ما به بازیگری را پرداخت کنند و البته هیچ امیدی هم به فردای ما نداشته باشند.

ریشه اصلی این مشکلات در کجاست؟ چطور می شود به این وضعیت سر و سامان داد؟

وقتی نظارت درستی از سوی مسئولین فرهنگی وجود نداشته باشد وضع به همین جا خواهد رسید. وقتی در کلاس‌های بازیگری وعده بازیگر شدن در ده جلسه را به جوانان عاشق بازیگری می‌دهند باید چه انتظاری داشت؟ وقتی که بدون هیچ سنجش آکادمیکی برخی با رابطه و غیره وارد سینما می‌شوند نمی شود آینده خوبی را برای بازیگری در نظر داشت.

به عنوان بازیگری که نزدیک به هجده سال مشغول کار هستم به تازگی دیده شده‌ام. چرا باید وضعیت به نحوی باشد که سالها در انتظار دیده شدن ایستاد. البته من منکر اشتباهات خود نمی شوم اما در کل وضعیت به هیچ عنوان مطلوب نیست. امیدوارم به فکر نسل جدید بازیگری باشیم و با این سراب های بازیگری آینده شان را نابود نکنیم.

نظرتون در مورد حضور چهره‌ها در تئاتر چیست؟ آیا چهره ها به صنعت تئاتر کمک کرده‌اند؟

فکر می کنم هنوز تعریف درستی از چهره و بازیگر چهره نداریم که البته خیلی هم عجیب نیست زیرا وقتی در تئاتر هیچکس سر جای خود نیست این نوع اتفاقات هم بروز می‌دهد.

پس مخالف حضور بازیگران چهره نیستید؟

من مخالف حضور هیچ بازیگری روی صحنه نیستم، چهره یا هر بازیگر دیگری می‌تواند روی صحنه برود. از سویی سالن‌دار هزینه خود را می‌خواهد، کارگردان و گروه به دنبال جذب مخاطب است و آن بازیگران چهره هم بابت بازی پول خود را می گیرند اما در این میان چیزی که به طور کامل فراموش شده و اهمیتی ندارد خود آن اثر نمایشی است.

این روزها بازیگرانی ادعا می‌کنند که از ابتدا با تئاتر شروع کرده اند و وقتی به سابقه شان نگاه می‌کنید تنها کار قدیمی تئاتر آنها بازی در تئاتر مدرسه بوده است. برای حضور برخی بازیگران باید نظارت درستی صورت بگیرد. تئاتر هنوز به عنوان یک ضرورت شناخته نشده و به همین خاطر تا رسیدن به شرایطی آرمانی بسیار فاصله داریم.

آرزوی شما به عنوان یک بازیگر جوان چیست؟

بازی و بازیگری برای من یک رویاست و وقتی قرار است کاراکتری را چه در تئاتر و یا جلوی دوربین بازی کنم این رویا برای من زنده می‌شود. من رویای بازیگر بودن را ندارم، من آرزوی بازیگر شدن را دارم.

جوایزی مثل سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر، تندیس جشنواره تئاتر، اسکار و غیره برای من مهم هستند و مطمئناً دوست دارم که تک تک آنها را به دست بیارم و بدست هم خواهم آورد.

پس موفقیت در عرصه جهانی هم جزو اهداف شماست؟

جهانی شدن در بازیگری شروع تازه‌ای برای هر بازیگر است که با تلاش چندین برابر برای من هم پیش خواهد آمد اما چیزی که بیش از جهانی شدن برای من اهمیت دارد این است که در ابتدا مردم کشورم مرا به عنوان یک بازیگر دوست داشته باشند و وقتی روی صحنه تئاتر می‌روم و یا بر پرده سینما ظاهر می‌شوم از دیدن من حال خوبی به آنها دست بدهد.

مثلاً وقتی چارلی چاپلین روی پرده سینما ظاهر می‌شود مردم از دیدنش حس رضایت داشته و لذت می‌برند. این قضیه فقط به بازی یک بازیگر ختم نمی‌شود و مردمی بودن آن را نیز می رساند. در واقع مردمی بودن و در بین مردم بودن برای من نقطه اوج بازیگری است.

همواره با چالش بزرگی روبرو هستم که وقتی به شهرت رسیدم آیا همچنان بین مردم کشورم مجبوب خواهم ماند؟ محبوبیت و مردمی بودن راه جاودانگی یک بازیگر است زیرا شهرت مثل یک حباب از بین می رود و من از همان ابتدا دنبال محبوبیت در بازیگری هستم.

به عنوان یک بازیگر ترس از دیده نشدن و یا اینکه دیگر پیشنهاد نداشته باشید شما را آزار نمی دهد؟

به مسیری که در آن هستم و راهی که انتخاب کرده‌ام ایمان دارم و ترسی از دیده نشدن، بازی نکردن و عدم پیشنهاد برای بازی ندارم. تمام تلاشم را می کنم تا در مسیری که انتخاب کردم به درستی حرکت کنم.

تاکنون در این راه صدمات زیادی از جمله مالی و روحی دیده‌ام. صدماتی که همچنان وجود دارد و آنها را تجربه می‌کنم اما به راهی که در پیش گرفته ام ایمان دارم. اندازه و جایگاه خود را در این عرصه می دانم. به این راحتی ها پا پس نمی کشم و باید بگویم اگر کارگردانی در سینما یا تئاتر به من بازی ندهد در ادامه حسرت می خورد زیرا من با تمام وجودم بازی می کنم و همه جیز را در این راه گذاشته ام. ترس از دیده نشدن، ترس از بازی نکردن، ترس از اینکه پیشنهادی به من نشود، همه این ترس ها هست اما من ترجیح می دهم از هیچ چیز نترسم زیرا ترس جلوی راه من را می ‌گیرد.