به گزارش افکارنیوز،

«علی اسدی» از مجریان تلویزیون در پاسخ به این پرسش که شما مرز مجریان حرفه ای و غیرحرفه ای را کجا و در چه می‌بینید؟، گفت: مجری خوب، ماشین سخنگو نیست. هر هنرمندی در عرصه کاری‌اش باید سبک خود را داشته باشد. هنرمند واقعی کارش امضاء دارد. اتیکت دارد. طعم و رنگی که آن را از بقیه متمایز می کند.

وی افزود: مشکل تلویزیون در یک دوره طولانی مجریان عصاقورت داده بود و حالا چندسالی است که تلویزیون پر از مجریان خوشحال است و دیگر از آن طرف پشت بام افتاده‌اند. در میان انبوه مشغله های مردم، به قدری فضای مصنوعی خوشحالی در اجرای مجریان موج می زند که انگار قبل از برنامه چیزی مصرف کرده‌اند  و گویی نه برای این جامعه و این مردم بلکه برای یک سیاره دیگر برنامه اجرا می‌کنند.

وی ادامه داد: از اجراهای خیلی خوشحال که بگذریم، مشکل دیگر اینجاست؛ در شرایطی که عده‌ای برای دیده شدن دنبال پرده دری و آبروبردن و کارهای زرد هستند، مردم دلشان برای اجرای مؤدبانه تنگ شده. همه انرژی مجری صرف این می‌شود که یک راز خانوادگی یا خصوصی مهمان را کشف کند یا تمام هم و غمش این است که مهمان را با پرسیدن سوالی در مقابل دیگر دوستان و همکارانش قرار دهد و جنجال راه بیاندازد بعد آن تکه را در فضای مجازی قرار دهد و سر و صدا کند تا دیده شود. به قیمت تشویش اذهان عمومی و قربانی کردن اخلاق. این که اسمش کار فرهنگی نیست و صد در صد با استاندارد های حرفه ای جهانی منافات دارد.

مجری سابق برنامه اینجا ایران است ضمن ابراز نگرانی از جای خالی نوآوری در اجراهای عمدتا کلیشه ای تلویزیونی افزود: بی تعارف مجری زیاد ولی مجری خوب کم است. خیلی‌ها برای مطرح شدن فقط می‌خواهند روی آنتن باشند و موضوع و طراحی برنامه و دستمزد فرقی ندارد. یکبار به تهیه کننده‌ای گفتم پول زیادی هزینه کردی با مهمانها و دکور گران، اما من نمی‌آیم چون برنامه‌ات هیچ طراحی ندارد و فقط آنتن پرکن است. با تعجب پاسخ داد که در 20 سال تهیه کنندگی اولین باری است که می‌بینم یک مجری با من درباره طراحی برنامه چانه زنی می‌کند. خیلی ها برایشان مهم نیست به هر دری می زنند و لابی می کنند تا فقط برنامه بگیرند و دیده شوند.

وی در ادامه گفت‌وگو با فارس اظهارداشت: من علی اسدی معتقدم کار این مجریان مثل فروشگاهی هستند که ویترین شیکی دارد اما داخلش از اجناس خوب خالی است. یعنی حاضرند 20 میلیون تومان در ماه خرج سر و وضعشان کنند تا جلو مردم بروند ولی حاضر نیستند 20 هزارتومان در ماه برای خرید کتاب یا تحقیق درباره ارتقای کیفیت کارشان خرج کنند.

وی عنوان کرد:  جالب اینجاست که به مجرد اینکه به بعضی ها می گویند فلان بخش اجرای تو ایراد دارد، فورا چندین سال سابقه شان را به رخ می کشند یا می‌گویند فلان تعداد برنامه اجرا کرده‌ام. باید گفت اهمیتی ندارد که چه مدت است پیانو می نوازید، شما در صورتی که ندانید پدال را باید یک لحظه‌ی کوتاه پس از نواختن آکورد یا نت گرفت٬ وگرنه هارمونیک اضافی ایجاد می شود یا تفاوت تاثیرنرم یا قوی زدن انگشت سبابه را در پیانو زدن ندانید نمیتوانید هرگز موسیقی زیبا و درستی را بسازید.

وی ادامه داد: بدبختانه این روزها زیاد اتفاق می افتد که جریان پوپولیستی و یک مشت طرفدار سطحی، نه بخاطر کیفیت هنر هنرمند، تنها به این خاطر که به دیدنشان درتلویزیون، سینما یا مجلات زرد زنجیره‌ای، عادت کرده‌اند، خیلی یلخی و ناآگاهانه به به و چه چه شان می‌کنند تاجایی که چنان هـوا بـرشان می‌دارد و باد می کنند که خودشان هم فکر می کنند خیلی بزرگ شده اند. این سم شیرین باعث می شود طرف به جای اینکه دنبال اصل و ارتقای هنری باشد، برود دنبال ژست گرفتن؛ و این قصه غمبار هنر این روزهای ما است که دودش به چشم همه می رود.

اسدی با تاکید بر ارزش گزیده کاری و احترام به وقت مردم گفت: خدا رحمت کند بچه بودم از خواننده محبوبم فرهاد مهراد شنیدم که گفت: یادتان باشد تنها جایی که در آن خسیس بودن، خوب است در هنر است. بیست سال است که کارحرفه ای موسیقی می کنم. با وجود اینکه در این همه سال، شعر و آهنگ های زیادی دیدم که از آن ها خوشم آمد و دلم می خواست که آنها را اجرا کنم، ولی با خسیس بودن در انتخاب کار و دقت وسواس گونه، تعداد کل آهنگ های من به بیست عدد نمیرسد. حالا مقایسه کنید خواننده هایی را که خلاف این حرف فرهاد، عمر خوانندگی شان 3 سال نشده، 3 آلبوم مفصل و 30 ترک آهنگ بیرون داده اند. یا این مجریانی که صبح در شبکه سه، ظهر در شبکه پنج، شب در جام جم هستند؛ یک روز در میان هم رادیو برنامه می روند. آخر مگر شما چقدر حرف برای گفتن دارید؟

وی درباره متفاوت بودن در اجرا عنوان کرد: برخلاف بسیاری معتقدم تفاوت مجریان، تنها در زمان اجرای برنامه نیست بلکه تفاوت، قبل از اجرا شکل می گیرد. از جایی که مجری در خلوت خودش به این فکر می کند که از اجرای برنامه روی آنتن می خواهد به چه چیزی برسد؟ پس بر اساس آن اجرایش را طراحی می کند. اینجا نقطه شروع تفاوت هاست.

این مجری تلویزیون در پاسخ به اینکه آیا با اجرای تخصصی مجریان موافق هست؟ یا اینکه هر مجری مجاز به اجرا در فضاهای مختلف اجتماعی سیاسی ورزشی و ... است؟ تصریح کرد: من طرفدار آزادی و انتخابم و با انحصار موافق نیستم. اما برای خود مجری بد است که اطلاعات مخاطبان و تماشاچیان در موضوع برنامه از او بیشتر باشد. پس بهتر است مجری در زمینه‌های گوناگون فردی مطلع باشد و به مسائل مخلتف اشراف داشته باشد ولی در یک زمینه خاص، اصطلاحا متخصص باشد؛ اگر اینطور شد توانایی برقراری ارتباط بیشتر و بهتر را با افراد حاضر در برنامه را خواهد داشت و نیز هیچ کم و کاستی را در دل مخاطب بجا نمی‌گذارد. اگر عادل فردوسی پور یا محمد صالح علاء در کار خود درجه یک شدند برای همین تخصص است. در مصداق مجریان همه کاره می توان مثل معروف «آدمی که همه کاره است هیچ کاره است» را به کار برد. به کسانی که می گویند بخاطر مشکل معیشت و چرخیدن زندگی چند اجرا همزمان می کنند نیز باید گفت مردم چه گناهی کرده اند که باید تاوان معیشت شما را بدهند.

این مجری سیما با انتقاد از برنامه های دست دوم به اسم سرگرمی یادآورشد: چه اشکالی دارد سرگرمی به دردبخور هم باشد. برنامه یا هنرمندی که درگیر مساله ای نباشد مثل آدامس است که جویده می شود اما منفعتی نمی رساند. هرچیز نازلی که سرگرمی نیست ببینید در شبکه‌های معروف دنیا چه برنامه های سرگرم کننده جذابی گاه با مخاطب چندده میلیونی ساخته می شود.به نفع همه است که بقول شاملوی بزرگ مخاطب متوقع تربیت کنیم. مخاطب متوقع در هنر باعث خواهد شد تا تولیدکنندگان آثار تقلبی یا دست دوم و معمولی ناکام بمانند و مجبور به حرکت شوند برای کار بهتر.

مجری برنامه ویترین در توضیح بیشتر راجع به اصطلاح دست دوم توضیح داد: می گویند قدیم قهوه خانه ای وجود داشت که مسافرین به علت دور بودن از خط و غذای نامناسب کمتر به آنجا مراجعه می کردند. چون در آن زمان یخچال و وسایل تهویه هم وجود نداشت و غذا زودتر خراب می شد، قهوه چی هم غذاهای مانده را به شکل های مختلف در می آورد و به مردم قالب می کرد. بدین ترتیب که گوشت مانده چلوگوشت روز اول را فردا کباب می کرد. روز بعد کباب مانده را که دیگر قابل خوردن نبود تبدیل به کوفته می کرد و درنهایت با کوفته ها ی مانده و خراب هم آبگوشت درست می کرد و به خورد مسافران می داد. آثار دست دوم یعنی تکرار برنامه ها و اجراهای همیشگی، بدون نوآوری و فقط با تغییر شکل ظاهر که مصداق همین مثال است.

مجری سابق صبح بخیر ایران و سیمای خانواده با گلایه از برخورد دوگانه و نبود شایسته سالاری در هر سیستمی تصریح کرد:  به جای شایسته سالاری هر قاعده دیگری حاکم باشد مردود وغلط است.  اینکه در واگذاری کارها خیلی مهم نباشد که این ادم چقدر عقبه فکری دارد؟ چقدر بلد است؟ و بر اساس تملق و رابطه و رفاقت و برخی چیزهای دیگر کارها جلو برود جلوه خوبی ندارد. بی تعارف بگویم اگر زمانی دیدید که انتخاب مجریان را نه بر اساس درستی اجراها بلکه تعداد تماس ها و پیام های تلفنی و تلگرامی بعضی نورچشمی ها با مدیران میانی و بده بستان های رفاقتی و شدت و ضعف ارتباطات تعیین می کند خیلی دنبال کیفیت نگردید.

وی ادامه داد: فردوسی و عنصری هر دو شاعران یک عصرند و در یک روزگار زندگی میکردند. عنصری یک شاعر درجه 3هم نبود ولی فردوسی بعد از هزارسال بی مانندترین شاعر ایرانی است. اما  درست در حالیکه عنصری کم هنر، تنها با چاپلوسی و تملق لقب ملک الشعرا داشت و با قاشق و چنگال طلا در دیگ نقره ای مطبخ، غذا می خورده، فردوسی اهل رادی و راستی، به دلیل نداشتن زغال و هیزم کافی، بارش تگرگ و سرما را نشانه مرگ میدانسته. یک سوال؟ الان مردم نام کدامیک را می برند؟ چه کسی در ایران یک بیت از عنصری به یاد دارد؟

نویسنده کتاب رهبری ارکستر واژه ها در پاسخ به این سوال که چه عواملی می تواند اجرا را تحت تاثیر خود قرار دهد، تشریح کرد: انجام هر کاری ابزار و ملزومات خود را دارد. در درخشش یک مجری هم عوامل درونی و هم بیرونی بسیار موثر هستند. عوامل درونی اینکه یک مجری شش دانگ باید پیوسته در کنار یادگیری و بکارگیری علوم و فنونی که به امر سخنوری و گویندگی مربوط می شود مثل آگاهی به هندسه و فرهنگ لغات، جغرافیای زبان، تسلط در بکارگیری واژه ها، چینش و معماری کلام، رعایت اصول عمودی و افقی اجرا، استفاده صحیح از ظرفیت‌های صدا مثل حجم و رنگ و آهنگ صدا، تکنیکهای لحنی، زمان شناسی و هوش هیجانی، کاریزما، باید مطالعه علی الدوام کتاب و رصد جدی اخبار و مسائل روز را در دستور کار همیشگی‌اش قرار دهد و همواره در دریافت و تحلیل اطلاعات جدید حوزه برنامه اش یک قدم از مخاطب جلوتر باشد.

وی ادامه داد:  علاوه بر این یادگیری ارتباطات غیرکلامی یا زبان بدن یعنی مجموعه ای از حرکات صورت، ارتباط چشمی، طرز ایستادن یا نشستن، نحوه پوشش و ... که یکی از کاشفان آن رای برد وستل بود و امروزه محققان می گویند تاثیر آن 12 برابر ارتباطات کلامی است را نمی‌شود نادیده گرفت. هرودت مورخ بزرگ یونانی 2400 سال پیش گفته است مردم به حس بینایی و آنچه می بینند بیشتر از آنچه می شنوند، اهمیت میدهند و ایمان دارند.

او درباره عوامل بیرونی هم توضیح داد: همانطور که یک طراحی خوب و کار گرافیکی در عکس ها و فونت سوتیترها و علائم نوشتاری میتواند در خواندنی تر شدن مطالب یک مجله و استقبال از آن معجزه کند عوامل بیرونی اجرا مثل جلوه‌های بصری دکور، آیتم‌ها، موسیقی زنده بودن یا تولیدی بودن برنامه, ساعت پخش مهمانان مشهور تیم قوی. مدت زمان پیش تولید میزان حمایت مدیران شکل برنامه‌ و حتی تناسب نبض برنامه با فضای وقایع روز و تحولات جامعه بر توفیق اجرا تأثیرات بسزایی خواهند داشت.

 خیلی مهم است  که کار خوب با ارائه بد دیده نمی شود ولی ارائه خوب برای یک کار بد یا متوسط  هم حتی می تواند نقطه نجات باشد و متاسفانه گاهی سنجش موفقیت افراد و کارها حتی توسط مردم هم بدون در نظر گرفتن این موارد و دریک شرایط کاملا نابرابر و ناعادلانه صورت می گیرد.

مجری برنامه یک روز خوب  درباره اینکه چرا اغلب مجریان شبیه هم اجرا می کنند و فاکتورهای منحصربفرد ندارند تصریح کرد: این سوالی ست که مردم مدام بیرون از من و شما می پرسند. این مساله به دو عامل بر می گردد. مورد اول ناتوانی خود مجری در ایجاد ابتکار و نوآوری که ناشی از نداشتن نبوغ، پلان درست یا مطالعه است. و مورد دوم محافظه کاری برای اطمینان از بقاء روی انتن.

مجری که در دنیا پیشانی یک رسانه و تلویزیون است و اعتبار برنامه با وی تعریف می شود اینجا برخلاف جایگاه به ظاهر طلایی اش آسیب پذیرترین فرد است. حاشیه امنیت کاری برای یک مجری تلویزیون یعنی کشک. اگر در برخی مشاغل، افراد بعد از مدتی کار نگران کنار گذاشتن یا تمدید نکردن قرارداد هستند در تلویزیون هر لحظه بیم آن داری که یک مدیر گوشی تلفن را بردارد و بگوید با این مجری تمام. یعنی بعد از سال ها تحصیل و تمرین و آزمون و صد فیلتر دیگر بین چندین هزار نفر انتخاب می شوی و در یک چشم به هم زدن نه حتما بر اساس خطا بلکه اینکه مطابق سلیقه مدیرت اجرا نکنی، یا صبح دیرتر به او سلام کرده باشی،همه چیز تمام می شود و تمام زحماتت به باد می رود. پس حضورت به مویی بند است. از این بابت همکاران مجری عزیزم مظلومند.

وی اضافه کرد: این مساله قدرت ریسک خلاقیت و پویایی را از آنها گرفته و آنها را به شخصی محافظه کار بدل می کند. در این میان بیشتر دو گروه ضرر می کنند یک گروه مجریانی که حرفی برای گفتن دارند، چون انها که عافیت طلبند یا حرف متفاوتی ندارند که چیزی از دست نمی دهند. و گروه دیگر مردم نازنینی که باید به فضاهای تکراری عادت کنند یا انتخا ب دیگری کنند.

مجری سابق برنامه مثبت یک، در پاسخ به ارزیابی ایشان از وضعیت کلاس های گویندگی و اجرا در کشور هشدار داد: متاسفانه در سالهای اخیر شاهد اتفاق نا مبارکی در عرصۀ آموزش اجرا و گویندگی هستیم. عده ای طماع و سودجو یا ناآگاه یا فریبکار با عناوینی سخیف و دهن پرکن مانند برگزاری دوره‌های تضمینی سخنوری، با شرکت در این سمینار،یک روزه سخنران شوید، هیپنوتیزم از طریق کلام و چاپ و نشر کتابهایی چون در 30 دقیقه سخنران شوید، به اغوای دوستداران پرشمار و معصوم این رشته می پردازند تا به اسم چشمه حیات سراب را نصیب شان کنند.

وی تاکید کرد: آخر چگونه می‌شود فارغ از تمام شرایط لازم که همه اینها در طولانی مدت در یک نفر گردهم می آید در قالب کلاسهای چندروزه یا ترمیک که بیشتر به خاطره گویی از تجارب شخصی و تست و نکات دستوری می گذرد همه را سخنران و مجری کرد؟ تورا بخدا بخاطرمنافع تان علاقمندان بیشمار مجری گری را قربانی نکنید. هنرجویان هم حواسشان باشد تا به شکل خودپرداز مورد طعمه قرار نگیرند.

اسدی در مورد میزان سهم استعداد و آموزش در اجرا اظهار داشت: معتقدم که هنر مادرزادی است. در خون آدم هاست. و خلاقیت و نبوغ آموختنی نیست. اگر سال‌ها دوره‌های مختلف را در این زمینه پشت سر بگذاری اما به اصطلاح اینکاره نباشی و جوهره و استعداد کار را نداشته باشی باز هم رسیدن به جایگاه مطلوب, میسر نخواهد بود.و در مقابل باید توجه کرد که آموزش‌ حتی در صورتی که یک فرد فاکتور‌های اولیه هنر را به طور ذاتی دارد, امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است.

وی خاطرنشان کرد: اما اگر فردی انتظار دارد با آموزش و دوره و تمرین در حالیکه در آن زمینه استعداد و نبوغ ندارد یک هنرمند کامل باشد مثل این می ماند که در مدت چند سال, تمام متن ها و تکنیک های اجرای « دیوید لترمن » یا یک فرد مشهور دیگر را در اختیار یک علاقمند به اجرای تاک شو قرار دهید, ولی قطعا او لترمن نخواهد شد.

اسدی در پایان به هم نسل های جوانش که علاقمند به اجرا هستند گفت: انتظار یک شبه ره صدساله رفتن را نداشته باشید؛ بگذارید همه چیز به روال طبیعی طی شود. علی‌رغم خوشبینی و انرژی زیاد که لازمۀ آغاز هر کاریست نباید در شروع خیلی رؤیاپردازانه به دنبال موفقیت های بزرگ باشید. گویا سقراط گفته است حرفۀ کوزه گری را نباید با ساختن سبویی بزرگ آغاز کرد، برای گوینده خوب بودن هم با شرایط محدود و پله پله پیش بروید. گول حرفهای تبلیغاتی نظیر کلاس های فشرده فلان و گواهی بهمان را نخورید. اگر از صمیم قلب عاشق این کار هستید، خود را برای سختی ها و خطرات مسیر، آماده کنید و از اجراهای پرغلط آغازین و شکست‌های مقطعی نهراسید.