افکار

- علامه طباطبایی(ره)، تازه به نجف آمده بود و غم غربت، گاه وی را می آزرد ولی با وجود آقای قاضی(ره)، غربت را فراموش می کرد.

روزی وی کنار در مدرسه ای ایستاده بود. در آن هنگام، آقای قاضی(ره) در حال عبور از آنجا بود. با دیدن ایشان خوشحال شد و لبخند بر لبانش نقش بست. وقتی مرحوم قاضی(ره) به علامه طباطبایی(ره) رسید، دستش را روی شانه وی گذاشت و فرمود:

«فرزندم! دنیا می خواهی، نماز شب بخوان، آخرت هم می خواهی، نماز شب بخوان» و رفت. این سخن ارزشمند استاد چنان در علامه اثر کرد که در مدت پنج سال اقامتش در نجف، روز و شب در خدمت آقای قاضی(ره) بود و حاضر نمی شد لحظه ای از ایشان دور باشد.

سرانجام، زمان بازگشت علامه به ایران فرا رسید، ولی وی هنوز علاقه مند بود از محضر آقای قاضی(ره) و آموزه هایش بهره برد. وقتی علامه به ایران بازگشت، جای خالی آقای قاضی(ره) را در زندگی خود حس می کرد. از این رو، به نامه نگاری روی آورد و تا مرحوم قاضی(ره) زنده بود، نامه نگاری علامه طباطبایی(ره) با ایشان نیز ادامه داشت و رابطه ی استاد و شاگردی میان آن دو حفظ شد. علامه طباطبایی(ره) بارها فرموده بود که همه ی داشته هایش را مدیون آقای قاضی(ره) است.

منبع:
۱. مهر تابان، ص ۵۸.
۲. خانه خوبان۳۳، ص۲۹.