به گزارش افکارنیوز،حجت‌الاسلام رضا برنجکار استاد دانشگاه قرآن و حدیثبا اشاره به اینکه پیش از پرداختن به آزادی اندیشه نخست باید به بحثآزادی و مبانی آن پرداخت، اظهار داشت: اگر بخواهیم دیدگاه اسلام را در نظر بگیریم، نخست باید مبانی و جهان‌بینی اسلامی را بررسی کنیم که یکی از فروعات این بحثهم آزادی اندیشه و بیان است.

این استاد فلسفه در ادامه افزود: در جهان‌بینی اسلامی ما به خدا اعتقاد داریم، او انبیائی را فرستاده و مالک و خالق انسان است، مصلحت انسان را بهتر از خودش می‌داند و پیامبران را فرستاده تا راه را به انسان نشان دهند. بر اساس این مبانی در بحثآزادی باید درنظر بگیریم که خدایی که ما را خلق کرده، به ما آزادی داده و اینطور نیست که ما خود، خود را آفریده و خودمان به خود آزادی دهیم و جهان نیز تصادفی و بی‌علت باشد.

نویسنده کتاب «حکمت و اندیشه دینی» با تأکید بر اینکه انسان بخشی از عالم است و خداوند سعادت او را درنظر گرفته و تشخیص داده که برای دستیابی به این سعادت و کمال نیازمند آزادی است، گفت: بنابراین آزادی در جهان بینی اسلامی آن است که خالق برای رسیدن به سعادت واقعی و رستگاری دنیوی و اخروی برای انسان درنظر گرفته است، اگر این مبانی را مدنظر قرار دهیم، می‌توانیم آزادی اندیشه را تشریح کنیم.

برنجکار با تأکید بر دیدگاه قرآنی در زمینه آزادی اندیشه گفت: قرآن به طور مداوم خطاب به کفار می‌گوید که چرا اینها تعقل و تفکر نمی‌کنند و نزول خودش را مکرراً به دلیل وجود صاحبان عقل و اندیشه می‌داند. انسان برای رسیدن به سعادت نیازمند هدایت است و برای دستیابی به هدایت نیز نیاز به تفکر و اندیشه داریم. در اینجا مشخص می‌شود که آزادی اندیشه امری ضروری در اسلام است چرا که خداوند سعادت انسان را می‌خواهد و این سعادت از طریق هدایت با استفاده از تعقل و اندیشه صورت می‌گیرد.

مؤلف کتاب «آشنایی با مذاهب اسلامی» با تاکید بر اینکه در اسلام حد و حدود آزادی اندیشه اینگونه تعیین نمی‌شود که هر کس بخواهد چارچوب‌هایش را مشخص کند و یا آزادیش را قربانی مبانی و اندیشه‌های دیگر چون تفکرات لیبرال دموکراسی کند، گفت: در اسلام انسان اجازه ندارد آزادی خود را کنار بگذارد، چون آن را خود ایجاد نکرده است. آنکه ما را خلق کرده آزادی تکوینی را در وجود ما گذاشته چرا که انسان بدون آن هدایت نمی‌شود و به رستگاری نمی‌رسد، پس انسان برای هدایت هم نیازمند تعالیم شریعت و دستورات خدا است و هم نیازمند عقل.

برنجکار در ادامه افزود: اگر فرض کنیم یک شرایطی پیش بیاید که آزادی اندیشه در آن شرایط باعثگمراهی شود، آن زمان آزادی قید می‌خورد برای نمونه من بگویم که تخصصی در این رشته خاص علمی ندارم، ولی من آزادم که این کتاب را مطالعه کنم در حالی که در آن کتاب پیش فرض‌هایی وجود دارد که نیازمند مطالعات گسترده است و ممکن است مرا به گمراهی سوق دهد، بنابراین اینجا خود آزادی آن را قید می‌زند و برای انسان ضد هدایت می‌شود.

این استاد دانشگاه تهران با تأکید بر اینکه آزادی اندیشه در غرب نیز با قید و بندهایی همراه است، گفت: منظورم از این آزادی اندیشه، آزادی در اندیشه و بیان است؛ در غرب نیز قوانینی وجود دارد که افراد را ملزم میکند که به دیگران توهین نکنند، آنها به راحتی کتاب مینویسند اما حق ندارند به حریم دیگر افراد توهین کنند چرا که ممکن است مورد محاکمه قرار بگیرند اما همین آزادی اندیشه در جایی به آنها اجازه میدهد که به مقدسات ادیان یا خدا توهین کنند و کسی هم ایرادی نگیرد، این نشان میدهد که اعتقاد به خدا جزو مبانیشان نیست؛ بنابراین در اندیشهشان به راحتی به خود اجازه میدهند که به مبانی دینی دیگران توهین کنند، درصورتی که در جهانبینی اسلامی و آزادی اندیشه این امر قبیح است و این یکی از مهمترین نقاط تمایز میان اندیشه دینی و غربی است.