سرویس مذهبیافکارنیوز- پس از آنکه حضرت عباس(ع) به شهادت رسید، امام حسین(ع) غریب و بی یاور شد و دیگر هیچ کس را نیافت که به او یاری کند، صدای گریه و ندبه ی بانوان حرم و کودکان را می شنید، در این هنگام فریاد زد:

هل من ذابّ یذبّ عن حرم رسول الله … هل من مغیثیرجو الله فی اغاثتنا؟ آیا کسی هست تا از حرم رسول خدا(ص) حمایت کند؟ آیا فریاد رسی هست تا به امید ثواب الهی به فریاد ما برسد؟ سپس با بانوان حرم و کودکان وداع کرد و آنها را به صبر و سکوت دعوت نموده، آنگاه فرمود: اخیه! ائتینی بثوب عتیق لا یرغب فیه احد اجعله تحت ثیابی لئلا اجرد بعد قتلی؛ خواهرم! جامه ی کهنه و بی ارزشی به من بدهید که زیر لباسهای خود بپوشم، تا آن را از تنم بیرون نیاورند و بعد از آنکه کشته شدم مرا برهنه نسازند.

جامه ی کهنه ی دیگری را گرفت و پاره پاره کرد و زیر جامه هایش پوشید. سپس جامه دیگری طلبید و آن را پاره پاره کرد و پوشید به این منظور که به غارت نبرند.

منبع: گلچینی از گلستان محمدی،ص۲۳۰.