سرویس مذهبیافکارنیوز- پیامبر اکرم - صلّى اللَّه علیه و آله - در بالاى منبر بود و موعظه مى‏ کرد، عربى برخاست و گفت:

«اى رسول خدا! در اثر خشکسالى، حیواناتمان از بین رفت و بچه‏ هایمان گرسنه ماندند. دعا کن تا خدا باران بفرستد».
رسول خدا، دستهاى مبارک خود را بالا برد و دعا کرد. دستهایش را پایین نیاورده بود که ابرها مثل کوه در آسمان پیدا شدند. آن حضرت از منبر پایین نیامده بود که آب باران از محاسنش سرازیر شد. این بارندگى تا روز جمعه ادامه داشت.

بعد، باز هم همان عرب برخاست و گفت: یا رسول اللَّه! در اثر این بارندگى نیز نزدیک است خانه‏ ها خراب شود، دعایى بکن.
حضرت فرمود: «خدایا! بر حوالى مدینه بباران نه بر خود مدینه».
راوى مى‏ گوید: حضرت، با دست خود به قسمتى از ابرها اشاره کردند و از آنجا شکافى ایجاد شد و ابرها به اطراف مدینه رفتند و دور شهر را حلقه زدند. و یک ماه در صحرا باران بارید در این موقع پیامبر اکرم - صلّى اللَّه علیه و آله - خندید و فرمود: «خدا ابو طالب را جزاى خیر دهد، اى کاش! زنده بود تا چشمش روشن مى‏ شد».

منبع:جلوه‏ هاى اعجاز معصومين عليهم السلام، ص40.