به گزارشافکارنیوز،بررسی اجمالی خطبه حضرت فاطمه زهرا(س) حکایت از توجه به بصیرت بخشی ایشان درباره توجه به ریشه و اساس انحراف که کنار زدن معصوم از حاکمیت است، دارد.

بسیار شنیده ایم که غرض از ایراد خطبه فدکیه توسط حضرت زهرا(س) مطالبه ی فدک بوده که از ایشان غصب شده است اما با اندکی تأمل درمی یابیم که مطالبه حق و پیش کشیدن ماجرای فدک توسط ایشان از این روست که حضرت قصد دارند به بیان مشکلاتی بپردازند که پس از رحلت رسول اکرم(ص) جامعه مسلمین را تهدید می کند که این موضوع به طور کامل در کتب مختلف توسط علمای عالی مقامی به رشته ی تحریر درآمده است، ولی در اینجا بجاست به بیان مختصر، به اهتمام حضرت به اعلام اهمیت انحراف حکومت بدون معصوم و پیامدهای آن بپردازیم.

نفی اتصال حکومت به عالم بالا

حضرت فاطمه(س) در این خطبه به بیان مشکلاتی که پس از رحلت رسول دامن اسلام و مسلمانان را گرفته پرداخته و بیان داشتند که بزرگترین مشکل، وارد شدن افکار و تصمیمات شخصی به جای تصمیمات دین و قرآن و نفی حاکمیت الهی بواسطه حکومت بشری است. در این زمان، مردم به پیروی از خلفای وقت اگرچه به شکل غیر رسمی اداره امور دنیوی را از دینداری جدا کردند که اکنون بعد از قرن ها پیامد آن یعنی نظام سکولاریسم را می بینیم، نظامی که دلیل پیدایش آن، غفلت از شریعت آسمانی و اداره امور دنیوی براساس عقل است. همان عقلی که حکم قصاص زناکاری خالدبن ولید را به صواب دید خود بخشید و گویا می گفت دین فراموش کرده تخفیف قائل شود. یا حرام کردن بخشی از دستورات رسول اکرم و حلال کردن برخی محرمات نتیجه آن بود.

آری اداره امور دنیوی با عقل بشر کافی نیست و بزرگترین اشتباه مسلمانان در آن زمان که حضرت فاطمه بارها در خطبه خود به آن اشاره فرمودند، حذف کسی است که از طریق غیب از خداوند حکم می گیرد و به باطن قرآن آگاه و معصوم است و نفس اماره ندارد پس می تواند بدون اندکی تغییر این قوانین را به مردم برساند و عملی سازد.

به بهانه رای مردم، کنار زدن حکم خدا؟

دلیل مردم آن زمان و خلفاء این بود که پس از رحلت رسول، چون نزول وحی هم قطع شده، پس باید بقیه تصمیم ها را باعقل خود بگیرند، غافل از این که خداوند بدون برنامه خلق نکرده که بخواهند با صواب دید خلیفه زندگی کنند.

خلیفه با بیان این که از سوی مردم پذیرفته شده و نمی تواند خواست مردم را نادیده بگیرد، بر حکومت ماند، با آن که خود در حضور مردم با بیان این که نمی توانم به شیوه پیامبر عمل کنم و نفسم تحت سلطه ی شیطان است و در زمان خشمم از من دور شوید تا گزندی نبینید، نقص بینش و رفتار خود را کاملا به مردم نشان داد.

در این زمان به جای حکومت خداوند بر مردم، حکومت مردم به مردم ایجاد شد که از تبعات آن قدرت نمایی نیرومندان است اما وقتی خداوند حکومت کند، حاکم کسی خواهد بود که قدرتی ندارد و به مردم بدهکار است. این یعنی حکومت مردم سالاری که حاکم آن ترس از خدا دارد و مردم را بندگان خدا می داند که در برابرشان مسؤول است و مور د بازخواست واقع می شود.

یادآوری مسؤولیت ناتمام مردم

در بخشی از خطبه می خوانیم که حضرت خطاب به مردم فرموند: شما تابلوی امر ونهی خداوندید، شما به اسلام کمک کردید. هم زمامدار حق در میان شماست و هم عهد و پیمانی از خدا نزد شماست، گمان مکنید که با رحلت پیامبر(ص)، وظیفه ی شما به پایان رسیده، که اسلام را نیمه کاره گذارید. بلکه رسول اکرم(ص) اسلام را برای شما گذاشته تا حافظ آن باشید و به آن عمل کنید.

در این قسمت، آن حضرت خطر تمام شده دانستن کار را گوشزد کرده و بیان داشته اگر بفهمید که هنوز بسیاری از کارها مانده، به کسی رجوع می کنید که بتوانید این مسؤولیت عظیم را به عهده گیرد و توانایی انجام آن را داشته باشد.

نفی امامت، اسلام منفعل به جای اسلام تأثیرگذار

این کنار زدن اسلام تأثیرگذار و گم کردن هدف و عدم پیروی از معصوم، ریشه اصلی بحران ها و به وجود آمدن اسلام انفعالی است، با توجه به این که حضرت فاطمه(س) در بخشی از خطبه شان که به بیان اسرار دستورهای خداوند می پردازند، می فرمایند: «وَ طَاعَتَنا نِظاماً لِلمِلَّةِ» «و پیروی از ما اهل بیت را برای انتظام امر امّت» و «وَ إِمامَتَنا أَماناً مِنَ الفُرقَةِ» «و امامت و پیشوایی ما را برای حفظ از آفت پراکندگی و تفرقه» قرار داد. اگر مردم از کسی که خداوند مقدر کرده و پیشوا قرار داده، پیروی می کردند، این همه فرقه های مختلف ایجاد نمی شد و هر کس نمی گفت من درست می گویم و دلم این طور گواه می دهد و خودم حق هستم.

خداوند وجود مقدسی را مشخص کرده که اگر به او تمسک می جستند دچار هرج و مرج نمی شدند. حضرت فاطمه(س) خطاب به مردم می فرمایند: «ای مردم اگر از ما اطاعت کنید شیرازه دینتان حفظ می شود و تفرقه از بین می رود. ما خانواده ای هستیم که خداوند به ما لطفی کرده است برای شما». با این بیان مشخص شده است که تمام مشکلات مسلمین پس از رحلت جانسوز پیامبر(ص)، ریشه در این دارد که شخصی غیر از امیرمومنان، پیشوایی مسلمین را تصاحب کرده، پس برای نجات اسلام، راهی جز بازگشت به فرهنگ اهل بیت ندارند.

امامت، ضامن اسلام انسان ساز

در ادامه به بیان این مطلب پرداختند که «رسول اکرم در زندگی شما فصلی جدید ایجاد کرده و موانع اندیشه شما را از بین برد و رسالتی را خداوند از ازل بر دوش ایشان نهاده بود را به نحو کامل به انجام رسانید و شما را از زندگی فلاکت باری که داشتید رهانید». مطلب حایز اهمیت این است که چرا اسلام از جزیره العرب، جایی که دارای فقیرترین فرهنگ زندگی بود، آغاز شد؟ دلیل این امر بیان انسان سازی اسلام است.
توجه به خداوند و اسلام، رمز سرافرازی تمام ملت هاست، همانگونه که قبل از انقلاب اسلامی، هیچ جای دنیا نامی از ایران نبود ولی با آغاز نهضت اسلامی و تمسک مردم به شخصی چون امام خمینی(ره) که عالم به دین بودند، دنیا در برابر قدرت ایمان ایرانی، حرفی برای گفتن ندارد.
نمونه ی دیگر انسان سازی اسلام، افراد غافلی بودند که با توجه به نور خدا و اسلام، صراط مستقیم برگزیدند و راه را یافتند و در کنار بسیجیان جان برکف و ارتشیان غیور فاتح جبهه های هشت سال دفاع مقدس شدند.

نقش ممتاز علی(ع) در استقرار دین

حضرت در ادامه نقش گوهربار حضرت علی(ع) را در اعتلای دین به اهدافش و همکاری آنحضرت با رسول اکرم(ص) در محکم کردن ستون های دین را متذکر شدند و خطراتی که مولای متقیان به جان خریدند را خاطرنشان کردند و فرمودند: «آنچه باعثماندگاری دین اسلام شد پاکبازی یاران اصلی اسلام بود که در راس آن ها علی(ع) قرار داشتند ولی شما در راحتی و رفاه به نظاره می نشستید. به طوری که خلیفه ی دوم نیز اقرار می کند «لَولا سَیفُهُ لَمَا قامَ عَمُودُ الاسلام» حضرت با گوشزد کردن این نکات بنا داشتند تا بار دیگر اعلام کنند که اسلام با خصوصیاتی که علی(ع) دارد ماندنیست. شما خود را وارثدینی می دانید که از نثار جانتان برایش بیمناکید.

نقش جان نثاران

پیامبر با تعیین اهل بیتشان به عنوان امام، در واقع خود و فرزندانشان را تا شهادت جلو فرستادند، کسانی که از نثار جانشان در راه حق تردیدی به خود راه نمی دادند وصادقانه برای رسیدن به اهداف آرمانی دین می کوشیدند.

حضرت علی(ع) در تمام مراحل کنار پیامبر بودند و اقداماتی را می کردند که در راستای ماندگاری اسلام بود و به فرموده حضرت زهرا(س) جرم علی(ع) آن بود که در راه اسلام هیچ ملاحظه ای نمی کرد. تا جایی که در زمان خلیفه ی سوم، عثمان به مولایمان عرضه داشتند که قریش تو را قاتل عزیزانش می دانند و تو را دوست نمی دارند، این گناه من نیست!

می بینیم که حضرت فاطمه(س) چقدر گویا بیان می دارند که مشکل اصلی سازش ناپذیری و شمشیر علی است، شمشیر عدل مولا(ع) و دلیل انحرافات همین برنتافتن برانی و عدل این شمشیر است.
بر همین اساس است که امام خمینی(ره) فرمودند نگذارید ایثارگران جبهه و جنگ منزوی شوند، چون اگر منزوی شوند عزتی که امروز به کمک جان فشانی این عزیزان داریم از دست می رود. حتی کوچکترین ایثارها هم نباید فراموش شود تا مایه تشویق دیگران قرار گیرد.

حذف حاکمیت قرآن، نه حذف علی!

در سراسر خطبه، سخن حضرت این است که با حذف حضرت علی(ع) باعثقطع تأثیر قرآن بر جامعه می شوید. با تمسک به این بیانات می توان تا قیامت، انحراف از اسلام را شناخت و نقشه های مدعیان دورغین اسلام را برملا نمود. و هر کس که خواسته که این پیمان شکنان را موعظه و از سرنوشت ننگینشان آگاه سازد، مورد تهمت و کینه ی این قوم قرار گرفته است، حتی دخت رسول خدا(ص)!
حال پس از گذشت قرن ها، هنوز کلام گوهربار حضرت تازگی دارد که «دنیا جدای از دین نیست» و تنها راه نجات بشریت این است که به این ریسمان الهی چنگ بزند و به اهل بیت تمسک جوید.
کنون در عصر غیبت باید از طریق فقیه به حکم معصوم رجوع کرد. آری، فقیه هم انسانی عادی است و معصومیت ندارند و احتمال خطا در فرامین و اعمالش وجود دارد ولی وقتی به معصوم متوسل شد و آسمانی گشت، اشتباهات جزئی، او را از مسیر حق خارج نمی کند.

مصداق امروزی

هرجامعه علاوه بر قدرت و ایده، احتیاج به حاکمیت شخصی(رهبر) دارد که با استفاده از قدرت جامعه، بهترین ایده را پیاده کرده و هر لحظه ملت را به نور حق نزدیک تر نماید، که می توان نمونه بارز این رهبری، حضرت امام خمینی(ره) و رهبری معظم، که اسلام را در جهان زنده ساخته و مصداق بارزی برای بینش اصلاحی فاطمه را محقق نموده است، اشاره کرد.
پس اتصال به خدا و دین تنها راه نجات است. راهی که حضرت فاطمه(س) بارها برای مردم بیان داشتند و مردم تحت تأثیر نفس اماره کر و کور شده بودند و عاقبت ننگینشان و پست شدنشان از اثرات این غفلت بود.
باشد که غفلت نکنیم و دست از دامان دین و ائمه اطهار سلام الله علیهم و جانشینان راستینشان برنداریم.