به گزارش سرویس مذهبی افکار- دو سال روي يک دسته يادداشتها زحمت کشيده بودم، خيلي پربار و پخته به نظرم ميرسيدند. بردمشان خدمت مرحوم بهشتي(ره). بعد از چند وقت که رفتم بگيرم فرمود: من دستم از اسلام پر نيست! احساس کردم دارند ميگويند من که سالها زحمت کشيدم خيلي از اسلام درک نکردم شما مغرور نشويد! به حرفهاي امام(ره) گوش کردم: خدايا! نسيمي از اسلام به مغز و روح و زندگي ما برسان!
ما چه فکر می‌کردیم، اینها چه طور فکر می‌کنند!
کسی که بانک خزانه مرکزی را دید، پول خوردهای خود را حساب نمی‌کند!
خاطرات، حجت الاسلام قرائتي، ص۴۵