سرویس مذهبی افکار- به ميزانى كه انسان به خدا تكيه مى كند و از غير خدا گسسته مى شود، به همان ميزان عزت مى يابد. زيرا عزت مختص اوست و جز با گسستن از غير خدا به دست نمى آيد. در خبرى مشهور آمده است كه جبرئيل امين خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله رسيد و چنين گفت:

یا محمد! عش ما شئت فانک میت و احبب من شئت فانک مفارقه، و اعمل ما شئت فانک مجزى به، و اعلم ان شرف الرجل قیامه باللیل، و عزه استغناه عن الناس
اى محمد! هر چه مى خواهى زندگى کن، اما در هر صورت خواهی مرد، هر که را مى خواهى دوست بدار، اما از آن جدا می شوی، هر کاری مى خواهى بکن، اما جزاى آن را خواهى دید، و بدان که شرافت انسان در شب زنده دارى است و عزت او در بى نیازى از مردم.

این آموزش انقطاع و عزت یافتن در سیره نبوى است. ارجمندى و بزرگى حقیقى در سایه گسستن از غیر خدا به دست مى آید.
لقمان حکیم فرزند خود را به انقطاع و قطع طمع مى خواند و در این جهت تربیت مى کند:

پسرم … اگر خواهان آنى که همه عزت این جهانى را داشته باشى، از آنچه در دست مردم است قطع طمع کن که پیامبران و راستکرداران به آنچه دست یافتند، منحصراً به سبب قطع طمعشان بود.
اوصیاى پیامبر که جلوه هاى کامل عزت الهى در مدرسه پیامبرند به سبب انقطاع کاملشان به کمال عزت رسیدند، و از همین روست که در دعاى شعبانیه امیر مؤمنان علیه السلام که بنابر نقل ابن خالویه همه اوصیاى پیامبر آن را مى خوانده اند. چنین آمده است:

الهى هب لى کمال الانقطاع الیک
خداى من، مرا انقطاع کامل به سوى خود عطا فرما.
اولیاى خدا از خود گسستند و به خدا پیوستند و به عزت رسیدند و شکست ناپذیر شدند. این سنت خداست که هر کس طمع خویش بمیراند، به عزت دست یابد و عزتش پایدار ماند. از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود:
اطلب بقاء العز باماتة الطمع
ماندگارى عزت را با میراندن طمع بخواه.

زندگى توأم با آزادگى و عزت جز با انقطاع طمع فراهم نمى شود که پیشواى آزادگان، على علیه السلام فرموده است:
من اراد ان یعیش حرا ایام حیاته فلا یسکن الطمع قلبه
هر کس خواهان آن است که در دوران زندگى خویش آزادانه زیست کند، هرگز طمع را در دل خویش جایگزین نسازد.

عوامل عزت و ذلت از ديدگاه قرآن كريم و احادیث