به گزارش افکارنیوز،

 به نقل از فرهنگ کده ؛ کپرنشینی شیوه غالب سکونت و ساختن کپر از متداول ترین روش های تهیه مسکن در بشاگرد می باشد و این شیوه از قدیم در منطقه رواج داشته است و با توجه به شرایط اقلیمی و جغرافیایی بشاگرد و صرف نظر از معایب آن، کپر مناسب ترین الگوی مسکن در منطقه است.

 

به نظر می رسد در گذشته بخشی از نوع سکونت مردم در بشاگرد و کوچ نشین بوده اندو در واقع شاید بتوان گفت به دلیل کشاورزی و دامداری در بشاگرد مردم این منطقه بیشتر به کپزنشینی روی آورده بوده اند که راحت ترین نوع مسکن در آن مدت جهت جابجای محسوب میشده است.

 

کپرنشینی شیوه ای از زندگی و نوعی سکونت است که از طرفی معرف نظام اقتصادی و اجتماعی بشاگرد قدیم و از طرف دیگر نشان دهنده انطباق زیستگاه انسان و محیط جغرافیایی حاکم بر آن است. هر خانوار بشاگردی با توجه به توان اقتصادی و تعداد جمعیت خود از یک تا سه کپر در اختیار دارد.

 

 

مصالح اصلی ساختمانی کپر را شاخ و برگ درخت خرما و نخلستان های خودروی محلی تشکیل می دهد، پوشش سقف، بدنه و کف آن از حصیرهای بافته شده در محل است.

شرایط اقلیمی و جغرافیایی منطقه، فقدان راه های ارتباطی سالم و در واقع فراموش شدگی منطقه، قهار بودن طبیعت، سیل خیزی شدید آن، همراه با فقر اقتصادی و فقدان مصالح مناسب (از قبیل چوب، تیرآهن، آجر، سیمان و ...) موجب شده بود که مسکن دیگری به غیر از کپر مورد توجه قرار نگیرد. به همین علت مکان های عمومی چون مسجد، حسینیه و جایگاه مراسم عزاداری نیز از کپر ساخته می شود.

اما مسائل دیگری که مردم قدیم بشاگرد را مجبور به انتخاب کپر به عنوان الگوی اصلی مسکن خود کرده است، عبارتند از ناپایداری اقلیم به ویژه نوع و میزان بارندگی سالانه، سیلاب های مخرب، غلبه نوع معیشت دامداری بر کشاورزی و در نتیجه اجبار در جابه جا کردن مساکن از نقاطی که مزارع و باغات آن ها را سیلاب های پیش بینی نشده تخریب می کند و یا بستر رودخانه ها که در نتیجه بارندگی و سیلاب، فرسایش یافته و مزارع و باغات محدود آن در آب می افتد، خشکسالی های دوره ای که موجب خشک شدن چشمه های آب کشاورزی و شرب و از بین رفتن مراتع می شود، همه این علل، اجبار بیشتری در استفاده از این نوع مسکن را به وجود آورده است.

 

 

برای ساخت کپر، ابتدا شاخه های نازک نخل را به هم می بافند و به صورت دسته ای محکم و قابل انعطاف درآورده، سپس یک سر آن را در خاک فرو برده و سر دیگر آن را خم می کنند. همین عمل را نیز از طرف مقابل انجام داده، آن گاه این دو سر را به تیری از دسته های نخل و عمود بر آن ها می بندند. سپس دسته های دیگر را به همین ترتیب خم کرده و به موازات هم در فواصل بین ده تا پانزده سانتیمتر در زمین محکم می کنند. برای نگهداری این دسته ها که در واقع تیرهای اصلی کپر به شمار می روند، شاخه هایی را در فواصل ده تا پانزده سانتیمتر به موازات و در جهت عمود بر آن ها قرار داده و آن ها را به تیرهای اصلی می بندند، این امر باعث پدید آمدن یک شبکه به هم متصل و تشکیل اسکلت کپر می شود.

روی این اسکلت را با حصیرهای بافته شده می پوشانند و با قرار دادن شاخه های درختان، آن ها را محکم می نمایند  و شکاف بین حصیرها در سقف و نیز در بدنه کپر امکان عبور باد از درون کپر را میسر می سازد. به علاوه اهالی با بالا زدن حصیرهای کنار کپر، باعث ایجاد کوران و تهویه هوای داخل آن می شوند.

این شکل ساختمان، جزء ابتدایی ترین روش های اجرایی و یا در واقع دانش غریزی انسان برای ساخت و ساز است. این امر خود نشان از محرومیت اهالی منطقه دارد.

 

بی توجهی دولتمردان به حقوق اجتماعی و رفاهی مردم بشاگرد

 

شهرستان بشاگرد تنها شهری است که مردمش در وضعیت سخت و دشوار زندگی می کنند،بد از گذشت 8 سال از ارتقاء بخش به شهرستان  هنوز بسیار زیادی مشکلات عدیده ای در شهر حاکم است، و هنوز رنگ محرومیت در دل بشاگرد پدیدار و موج می زند.

 

با گذشت 3 سال از دولت یازدهم در بشاگرد هیچگونه به مشکلات بشاگرد مورد رسیدگی قرار نگرفته و تنها به فرجام،برجام و پسابرجام دولت یازدهم تکیه کرده است و رسیدگی به امور اصلی و رفع محرومیت را به کلی تعطیل کرده است.

دولت تدبیر و امید دومین دولتی پس از دولت سازندگی است که هیچ گونه خدماتی را برای مردم بشاگرد بهمراه نداشته و باعث عقب ماندگی فیزیکی بشاگرد در طی این مدت شده است.

 

دولت در بعضی مسائل مبتذل اجتماعی همچون تأیید نشدن یک کاندیدای مسئله‌دار انتخابات مجلس یا لغو یک کنسرت چنان پر هیاهو ورود می‌کند که گویی درد مردم تنها برگزاری یک کنسرت آن هم با زیر پا گذاشتن ارزش‌ها و شئونات مورد احترام مردم است ولی در برابر مسائل معیشتی مردم که مستقیما به ضعف عملکرد دولت مرتبط است سکوت اختیار می‌کند.

 

 

که جای تاسف است‌،اما براستی در دولت چه خبر است که در برابر حقوق اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی مردم بشاگرد این چنین سکوت کرده و شاید بتوان پاسخ این سوال را مشاوران صاحب نفوذ در دولت یافت.

 

با روی کارآمدن دولت تدبیرو امید مردم بشاگرد خوشحال بودند که شخص رئیس جمهور که شعار تدبیر وامید را رمز خود می دانست و مسر در اجرای قانون و عدالت اجتماعی برای تمام ایرانبان باشد و آمیخته شدن در قانون می تواند تا حدی نیازهای مردم بشاگرد را تامین می کند،متاسفانه در این مدت 3 ساله در بشاگرد شاهد هیچگونه خدماتی از سوی دولت تدبیر و امید نبوده و همه مردم را دلخوش به پسا برجام کرده و مردم را به امان خدا رها کرده است و شاید بتوان صریح گفت فرجام و پسا برجام بیشر برای شخص رئیس جمهوری ارزش دارد تا مردم ایران.

 

با گذشت 3سال از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید مردم بشاگرد هنوز در محرومیت کامل بسر می برند و در این مدت هیچگونه خدماتی از سوی دولت شامل مردم شرق بشاگرد نشده است و مردم بشاگرد تنها صحبت های ایشان را درباره پسابرجام و فراجام شنیده اند و حتی اگر مردم رئیس جمهور را از نزدیک ببینند ایشان را نشناسند.