به گزارش خبرنگار سرویس ورزشی افکار ایشان در میدان انبار گندم در حوالی میدان شوش تکیه بسیار بزرگی داشت که در دهشب اول ماه، شبها مراسم عزاداری و مداحی در آنجا برپا بود و از اقشار مختلف مردم و جامعه ورزشکاران در این مراسم شرکت میکردند. در شب آخر مردم زیادی که در مراسم حضور پیدا میکردند، همه اطعام میشدند. شب تاسوعا دسته بزرگی از عزاداران تشکیل میشد که میتوان گفت شکوه و عظمت این دسته در تاریخ دستهجات عزاداری بینظیر بود. این دسته که اول و آخر آن غیرقابل رصد بود، یکبار در شب عاشورا و بار دیگر در صبح عاشورا با شکوه و عظمت خاصی در خیابانها به حرکت درمیآمد و در بین راه با دستهجات و عزاداران دیگر هم برخورد میکرد. خاطرم هست تا یکی، دوسال بعد از آغاز دهه40 یعنی سال42 که طیب حاجرضایی دستگیر شد و من در آن زمان 15، 16سال داشتم، این مراسم برگزار میشد. پدرم پیشاپیش دسته حرکت میکرد و عمویم آخر دسته و هر دوی آنها با پای برهنه در مراسم شرکت میکردند. سیدحسین تهامی، کشتیگیر معروف آن زمان و قهرمان سوم دنیا در مسابقات1966 تولید و یکی از مشهورترین ورزشکارانی بود که در این مراسم حضور مییافت. مرحوم طیب حاج رضایی اعتقاد قلبی عمیقی به اهلبیت(ع) بهخصوص سیدالشهدا(ع) و قیام خونین آن آزاد مرد داشت. زندگی طیب با عزاداری امامحسین(ع) و عاشورا گره خورده بود و جالب اینکه دستگیری وی در سال42 هم دقیقا دوروز بعد از عاشورا اتفاق افتاد که 6ماه بعد هم به اعدام او توسط طاغوت انجامید. امروز هم عزاداری امامحسین(ع) و یاران شهیدش در ایام محرم باشکوه و گرمی خاصی توسط اهالی ورزش انجام میشود و بسیاری از ورزشکاران و مربیان بانی برگزاری مراسم و برپایی هیات عزاداری هستند. عشق به امامحسین(ع) و یارانش در اعماق قلب ما جایگاهی بس عمیق و بزرگ دارد، درست مثل خاطره آن دسته عزاداری طویل ایام 15سالگی، و آن دومرد پابرهنه. منبع: تماشاگر