به گزارش افکارنیوز به نقل از تماشا، سعید عبدولی برای المپیک زحمات زیادی کشیده بود اما به آنچه که حقش بود نرسید. تکرار خاطرات چند روز گذشته برایش آنقدر دردناک است که در طول مصاحبه چند باری بغض کرد. چند باری سکوت کرد و بارها گلایه کرد از کسانی که نگذاشتند او به حقش واقعی اش برسد.

المپیک برای سعید تمام شد و حالا او می خواهد تمریناتش را شروع کند تا برای مسابقات آینده آماده شود. در این روزها که همه گرم المپیک هستند وعده داده شده تا با سعید عبدولی هم مانند یک قهرمان برخورد شود.

همانطوری که مردم در فرودگاه او را روی دست گرفتند و حلقه گل بر گردنش گذاشتند. چشم سعید به قول و قرارهایی است که مسئولان بلندپایه قرارش را گذاشته اند تا او هم مانند یک قهرمان به حقش برسد.

المپیک چطور بود؟

- برای آنهایی که موفق بودند، شیرین بود اما برای من نه! قرار نبود من دست خالی برگردم، من هم می خواستم مدالم را بیندازم گردنم اما نشد.

چرا نشد؟

- بدترین قرعه ها نصیب من شد، با بدترین قضاوت ها، بدون اینکه استراحت بخورم.

در فرودگاه از تو مانند یک قهرمان استقبال شد.

- دستشان درد نکند، اما من همه زندگی ام را گذاشته بودم برای این المپیک. برنامه های زیادی برای خودم ریخته بودم. خودتان که تمریناتم را دیده بودید، ذره ای کم نگذاشتم اما انگار قرار بود من قربانی شوم. یاد کشتی با فرانسوی که می افتم می خواهم بزنم زیر گریه. کسی از من نتوانست امتیاز بگیرد، اما من حذف شدم.

فن هایی هم که زدم، امتیازی ندادند. همان روز دوم که ما دو طلا گرفتیم، فیلا می دانست که من و قاسم رضایی هم شانس طلا هستیم. باید بودید تا برخورد و جو را می دیدید. وقتی می بینی که داور در چشم هایت نگاه می کند و با هر تکان صورتش نشان می دهد که نمی خواهد تو ببری.

در همان شروع کشتی، سوت زد و به من تذکر داد که آرام تر کشتی بگیرم. هر وقت نفس حریف کم می آمد، داور رقابتمان را متوقف می کرد. اینها چیزهایی نیست که به چشم بیاید اما وقتی روی تشک هستی متوجه می شوی که قرار است اتفاقاتی بیفتد.

در مورد دو صحنه ای که باعثباختت شد، بعضی ها می گویند داور در آن دو صحنه اشتباه نکرد.

- من از پایم به هیچ عنوان استفاده نکردم. یعنی هنگامی که حریف برای فن زدن اقدام می کرد پای من جایی درگیر نشد. دو کشتی گیر به هم چسبیده اند و بالاخره لحظه ای پیش می آید که تصور بر استفاده از پا شود اما من هیچ کمکی از پایم نگرفتم. تا آن لحظه مقاومت کرده بودم و حریف هم خسته شده بود، لزومی نداشت این کار را بکنم. در مورد باراندازی هم که زدم امتیاز حق من بود اما قبول نکردند.

باور کنید اصلا برایم لذتبخش نیست که درباره اش حرف بزنم. حریفم خودش بعد از کشتی گفت که از داوری شانس آوردم. باز هم می گویم داوری را فقط در یک یا دو صحنه نبینید. کسی که ۲۰ سال قضاوت می کند می داند یک کشتی را چه جور از آب دربیاورد.

همان کشتی اول حریف ترک آنقدر به بدنش روغن زده بود که مثل ماهی شده بود. داور به او تذکر داد که بدنش را با حوله تمیز کند اما بعد از ۳۰ ثانیه که بدنش عرق کرد باز هم ماهی شده بود. این اتفاق را که شما لمس نمی کنید، من روی تشک می فهمم که یک رقابت جوانمردانه وجود ندارد.

حالا تصمیمت چیست؟

- تمریناتم را شروع می کنم و با قدرت بیشتری برمی گردم. البته با مربیانم باید صحبت کنم، شاید به یک وزن بالاتر رفتم.

راستی همان موقع که از المپیک حذف شدی در شبکه های اجتماعی کلی مورد حمایت قرار گرفتی.

- دستشان درد نکند. باور نمی کنید در این چند روز چقدر نامه از سراسر دنیا دریافت کردم. ایمیل های زیادی زده شد و دوستان زیادی در ایران و خارج پیدا کردم. از همه شان تشکر می کنم و به هوادارانم قول می دهم در سال های آینده جبران کنم.

عده ای هم در بعضی صفحات اجتماعی نوشته اند تو سمبوسه و کاهو می فروختی.

-(سکوت می کند) اولا من نه سمبوسه دارم، نه کاهو و نه سبزی که اگر داشتم می فروختم و کار عار نیست. نان حلال برای من و زن و بچه ام و خانواده ۱۱ نفره ام در اولویت است و همیشه برایش زحمت کشیده ام. اصلا می روم جدول کنار خیابان را زنگ می زنم. نمی دانم به اینهایی که این مسائل را مطرح می کنند چه بگویم. آنها فقط زخم من را عمیق تر می کنند.

حالا از مسئولان چه انتظاری داری؟ رئیس جمهور گفته است که تو مانند سایر قهرمانان هستی.

- والله حق ما را که خارجی ها خوردند. الان هم رئیس جمهور گفته اند من هم مانند یک قهرمان محسوب می شوم. امیدوارم فقط در حد حرف نباشد. ای کاش کشتی دوم را نباخته بودم تا من هم مدال طلایم را می گرفتم. سال های بعد و المپیک را ببینید تا این حرفم به شما ثابت شود.

امیدوارم از من حمایت شود. من فقط ۲۳ سال دارم و تنها درآمدم از راه کشتی است. با این وضعیت که حقم را خوردند باید چکار کنم!