به گزارش افکارنیوزبه نقل از گل، فردا کریم انصاری فرد دیگرنارنجی نمی پوشد. از روزی که از اردبیل آمده بود تا همین ۵ ماه پیش او یا نارنجی می پوشید یا سفیدی که آغشته به نارنجی است. او وامدار سایپا بود والبته اقساط این وام سنگین را با حدود ۷۰گلی که درطول فقط دو سه فصل برای تیمش به ثمر رساند، پرداخت کرد.

تا پیش از شروع این فصل لیگ برتر به تماشای فرارهای او با لباس نارنجی رنگ عادت کرده بودیم اما فردا برای انصاری فرد جوان روز دیگری است؛ کریم فردا دوباره سفید می پوشد اما سفیدی که آغشته به نارنجی نیست و آنقدر پررنگ شده که به سرخی بگراید. سرخی روی لباسش اما به همان اندازه غلظت رنگش فشار روی شانه های او را سنگین تر می کند واین همان اتفاقی است که می تواند هر ستاره جوانی را کمرنگ یا حتی خاموش کند.

این فشار در تمام ۱۰ بازی گذشته روی شانه های این جوان ۲۳ساله بوده حتی روی نیمکت، حتی در خیابان های سعادت آباد که هوادار جوان پرسپولیس از او پرسیده بود: «پس کی گل می زنی؟» واین پرسش مدام توی گوش او ونگ می زد. از خودش می پرسید: «چرا نمی توانم؟» و در مواجهه با خود لابد تقصیر را گردن پیر پرتغالی می انداخت که در طول سه چهار بازی اخیر تیم کلهم ۹۰دقیقه بازی اش نداده بود.

بالخره کریم ازبازی با آلومینیوم برگشت. شاید برای او بیست دقیقه هم کافی بود تا پیوندی هر چند خفیف میان آن مهاجم فرز و چابک نارنجی با پسر سر به زیر ومایوس قرمزها ایجاد کند.

کریم آنقدر روی نیمکت نشسته بود که حتی حال تراشیدن ریش هایش راهم نداشت؛ شاید اگر می دانست فیکس بازی می کند هم ریش هایش رامی تراشید، هم صفایی به موهایش می داداماخودش میگفت: «حسش نیست!»

شماره ۱۰ نارنجی که شماره ۹ قرمز برایش خوش یمن نبود حالا فرصتی پیداکرده تا در رودررویی با نارنجی ها همان شماره دهی باشد که کی روش بر استفاده از او مصر است و نخواسته تا در بدترین روزها توانایی هایش را نادیده بگیرد.

کریم فردا باید به جنگ همان هایی برود که در طول دو سه سال اخیر از انتهای زمین به محض پا به توپ شدن های او خودشان را برای بالا بردن دست ها و فریاد «گل» آماده می کردند.

انگار دنیا برعکس شده؛ مدافعان سایپا باید کریم را از کار بیاندازند و انصاری فرد باید به هر ترفندی که شده از میان آنها بگریزد و برای دومین بار هوادارانی غیر از هوادران سایپا را سر شوق بیاورد.

جنگ کریم و همبازیان سابقش البته می تواند تماشایی باشد، شاید مثل مبارزه دو کشتی گیر هموزن که سالها حریف تمرینی هم بوده اند و حالا در یک مسابقه رسمی یکی باید از خجالت دیگری درآید. شاید کریم برای سر بر آوردن از تمام این دوره رخوت باید به یک مچگیری سریع یا خاک ناگهانی نیاز داشته باشد. شاید هم مبارزش مثل کوه جلویش دربیاید ویک پوئن هم به او ندهد، کسی چه می داند؟



این وسط یکی باید مانوئل را توجیه کند که می تواند این مبارزه را ازبیخ کن فیکن کند. شواهد وقرائن می گوید مانوئل دوباره به کریم اعتماد خواهد کرد و این مبارزه شدنی است اما پیرمرد اهل سورپرایزهای ناجور است تا جایی که شاید عصر فردا در جنوب شرق تهران باز هم کریم را با همان ته ریش و موهای نسبتا ژولیده ببینیم.

شاید هم مبارزه طوری پیش رفت تا کریم فردای مسابقه درخیابان های سعادت آباد سوال پیچ نشد واتفاقات طوری پیش رفت تا آن چندنفر ثابت وحاضر مقابل نرده های قرمز رنگ درفشی فر- وقتی کریم با ب ام و گرانقیمتش از آنها دور می شد- برایش کف بزنند نه اینکه زیر لب لیچارش را بگویند و جویدن های ستاره سابق مسکن دردهایشان باشد.