افکار نیوز گروه ورزشی: علی عالی / ۱. رییس سرحال نیست، ۱۰ساعت سوال و جواب از اتفاقاتی که در این چند سال رقم خورده حسابی او را کلافه کرده است. لبخندها یخ زده و حوصله‌ها سر رفته، حتی افتخار «بهترین فدراسیون آسیا» هم نتوانست هیچ منتقدی را راضی کند، کار به‌جایی رسید که همه آن را زیر سوال بردند، یکی بی‌دلیل و یکدیگر هم با دلیل؛ وضعیت فوتبال ایران مثل همان روزی شده که اعضای هیات‌رییسه با کی‌روش جلسه گذاشتند و وقتی برخی از اعضا با سرمربی تیم ملی فوتبال ایران هم‌نظر نبودند، کی‌روش فریاد زد: «پس من هم مثل شما فقط دعا می‌کنم»! یا شاید حسرتی باشد بی‌انتها، همان روزی که عزیز محمدی پس از کنار گذاشتنش از سازمان لیگ به کفاشیان گفته بود؛ «قبلا من و تاج کار می‌کردیم و تو می‌خندیدی حالا اگر می‌توانی کار را جلو ببر». علی کفاشیان سردترین روزهای عمر مدیریتی‌اش را پشت سر می‌گذارد. فشار وزارت ورزش و سازمان بازرسی کم بود حالا فشار قضایی هم اضافه شده، فوتبال چالشی تازه را پشت‌سر می‌گذارد. صحبت از کم‌رنگ شدن «وجدان» است، از فضای ورزشگاه‌ها بگیرید تا ادبیات حاکم بر ورزشی، از بی‌قانونی در برگزاری انتخابات بگیرید تا وضعیت روزمره فدراسیون فوتبال؛ اخلاق نکته فراموش شده است.

۲. منتقدان با آن زبان غیرقابل تحمل‌شان؛ قوی و با ساختاری محکم از کفاشیان چهره‌یی «بازنده» ساخته‌اند. انگار هیچ راهی جز «شکست» برایش باقی نمانده بود. آخرین جلسه هیات‌رییسه تقریبا جلسه محاکمه رییس فدراسیون فوتبال بود. در یک هفته هم تیم‌ ملی شکست خورد و هم تیم‌های ملی نوجوانان و فوتسال از تورنمنت‌ها حذف شدند. جایی برای دفاع نبود اما همیشه حرفی برای گفتن هست. دفاعیات کفاشیان دو بخش بود اما مهم‌ترین بحثش درباره منتقدان بود، پاسخی جالب از مدیر سابق بانکی؛ «اینها که میگن فوتبال دچار بحران شده برن خودشون وضعیت دلار و بازار رو درست کنن». احتمالا جوابی طعنه‌آمیز به دولت؛ پاسخی شاید نادرست به نتایجی که گرفته شد و طفره از پاسخگویی؛ همین. او چند روز پیش‌تر اعلام کرده بود این نتایج نتیجه «استقلال» است و چند روز بعد گفته بود «استقلال یعنی کشک»؛ سالیان سال زندگی دانشگاهی ممکن است از شخص قاضی خوبی بسازد ولی شخص را مامور اعدام خوبی نمی‌کند.

۳. شبیه به آغاز یک عقب‌نشینی؛ همه‌چیز برای او تمام شده است. دیگر برای ماندن در فوتبال ذوقی ندارد و منابع موثق خبر می‌دهند او به‌همین زودی‌ها مجمعی برگزار می‌کند و برای همیشه از فوتبال می‌رود. چه‌بهتر که با یک افتخار آسیایی کارش را به پایان رساند تا تاریخ درباره او چندان هم بد قضاوت نکند. او یاد گرفته بود که جذر و مد در فوتبال وجود دارد، اگر در هنگام مد از آن بهره ببرید مطمئنا به اوج می‌رسید و سوار موج می‌شوید اما چه سود که او دیگر دوستان رسانه‌ایش را هم کنار خود نمی‌بیند.

۴. دیدگاهی که بخواهد در فوتبال کشور «تولید» کند، وجود ندارد. ضعف‌های فوتبال ایران از فرد گذشته و به ساختار رسیده است. روزی کفاشیان روی این موج است و روز دیگر هم محمد دادکان؛ «نتوانستن» و «ندانستن» عقب‌ماندگی فوتبال را رقم زده و بدتر از آن کمبود نیروی انسانی موجب شده تا فوتبال در مسیر توسعه و پیشرفت قرار نگیرد. در فوتبال مثل حوزه‌های دیگر «تظاهر» بیداد می‌کند، تظاهر به چیزهایی که مورد توجه جامعه است و برای همین حرکت‌های فوتبال در سطح است و نه عمق؛ تک‌روی‌های دیروز رییس از او مدیری تنها ساخته است، شاید خودخواه و دیگرگریز؛ برای همین همه بی‌تفاوت شده‌اند و متوهم، از ما تا آنها، از فوتبال تا هوادار؛ همه ما در ذات خود «علی کفاشیان» هستیم، فقط کمی باید با خودمان صادق باشیم…