به گزارش خبرنگار سرویس ورزشی افکار جمعآوری ثروت اصولا میانهای با دخیل کردن عواطف و احساسات ندارد و در این وادی بعضا حتی پدر سایه پسر را با تیر میزند. از این رو باور اینکه آقایان همگی عاشق و شیدای فوتبال هستند و بدون چشمداشت هزینه میکنند دشوار و سادهانگارانه است.

کسب شهرت برای تجار مقوله‌ای بسیار کلیدی و استراتژیک است که بودنش می‌تواند به چند برابر شدن ثروت و نبودنش به ورشکستگی منجر شود. فوتبال در عصر حاضر پدیده‌ای است که می‌تواند یک‌شبه نام میلیاردرها را سر زبان‌ها بیندازد و به رونق کسب و کار آن‌ها کمک کند. فقط کافی است روزنامه‌ها تیتر بزنند فلان آقا برای جابه‌جایی بهمان ستاره رقمی نجومی روی کاغذ آورده.
نام او به این ترتیب در یک چشم به هم زدن سر زبان‌ها می‌افتد و هیچ مانعی جلودار سیر صعودی منحنی معاملات آقای تاجر پس از این اتفاق، نخواهد بود. حسین هدایتی را می‌توان سردمدار آقا پولدارهای فوتبال ایران لقب داد. او توانست میراثپدر را که در کارخانه جمع و جور تولید میل پرده استیل‌آذین خلاصه می‌شد، گسترش بدهد و آن را به تولید‌کننده‌ای غول‌آسا بدل کند. هدایتی در بدو تلاش برای ورود به فوتبال ایران خودش را یکی از علاقه‌مندان قدیمی علی پروین و عاشق پرسپولیس معرفی کرد.

پروین که از دوران بازی‌ علاقه ویژه‌ای به علاقه‌مندان مایه‌دارش داشت خیلی زود با هدایتی آشنا شد و وقتی جایگاه محکمش را در پرسپولیس از دست داد برای فعالیت در تیم جدیدالتاسیس آقای میلیاردر اعلام آمادگی کرد. هدایتی در آن دوران یکی از تاجران شناخته شده و انگشت‌نمای بازار بود و برخلاف بسیاری از هم‌صنفانش در فوتبال ایران، برچسب بالا رفتن از پلکان ترقی مالی فوتبال به او نمی‌چسبید.

عده‌ای معتقدند حسین هدایتی از طریق فعالیت در عرصه ورزش وام‌های کلانی گرفته و آن‌ها را در حوزه‌های اقتصادی به کار گرفته است. حتی گفته می‌شود دلیل تیره‌روزی‌های اخیر استیل‌آذین این است که فشار طرف‌های قدرتمند برای باز پس گرفتن وام‌ها افزایش پیدا کرده و مالک باشگاه استیل‌آذین تصمیم گرفته در اتمسفر فعلی فتیله هزینه‌های آن‌چنانی را پایین بکشد. با این‌حال ثروت حسین هدایتی فراتر از آن است که مقابل این حرف و حدیث‌ها قد خم کند. او حتی با هوک کشنده علی پروین که نتوانست استیل‌آذین کهکشانی را به لیگ برتر بیاورد هم از رینگ خارج نشد و برخلاف تیم‌هایی مثل سرخپوشان و آذربایجان که قربانی جاه‌طلبی‌های پروین شده بودند به مسیرش ادامه داد.

قربانی، مالک باشگاه آذربایجان پس از یک دوره کوتاه همکاری با پروین گفته بود دیگر حتی فوتبال هم تماشا نمی‌کند اما هدایتی تیم میلیاردی‌اش را رها نکرد و نه تنها با استیل‌آذین به لیگ برتر آمد، که با چشم‌پوشی از سود و زیان دوران همکاری‌اش با علی پروین بار دیگر او را دعوت به همکاری کرد. حسین هدایتی در لیگ هشتم حرفه‌ای در روزهایی که سازمان عریض و طویل تربیت بدنی قادر به تامین هزینه‌های پرسپولیس نبود، به عنوان یکی از اعضای هیات مدیره وارد این باشگاه شد و با دسته چک جادویی‌اش پای بازیکنانی مثل علی کریمی، رحمان رضایی، ابراهیم‌توره و ایوان پتروویچ را به پرسپولیس باز کرد.

او در مقطعی برای خرید نزدیک به نیمی از سهام باشگاه تراکتورسازی دورخیز کرده بود و مذاکراتی را هم در پس پرده برای در اختیار گرفتن مالکیت باشگاه پرسپولیس در آب نمک داشت. وقتی در پس بروز اختلاف با مدیران پرسپولیس و سازمان از این تیم کنار رفت با رقمی درشت علی کریمی، ستاره آن روزهای پرسپولیس را به استیل‌آذین کشاند و جنگ فصل نقل و انتقالات را چنان از پرسپولیس برد که گفته می‌شد تعدادی از هواداران پرسپولیس تصمیم گرفتند از فصل جدید برای استیل‌آذین هورا بکشند. کریمی رقمی نزدیک به یک میلیارد تومان برای یک فصل از هدایتی گرفت و گفته می‌شود در راه‌اندازی نمایندگی یکی از کمپانی‌های ساعت‌سازی با پسر هدایتی شریک است. نزدیکان هدایتی می‌گویند بدهی‌های بزرگی به سیستم بانکی دارد و به همین دلیل اخیرا چندین بار صحبت از انحلال باشگاه استیل‌آذین به میان آورده است.

او همان مردی است که ساعت ۱۲۰‌میلیون تومانی می‌بندد و به عنوان مسئول مذاکره کننده سازمان تربیت بدنی با مربیان آینده تیم ملی وارد مذاکره می‌شود تا بلکه حاضر شود بخشی از مبلغ قرارداد آن‌ها را از حساب بانکی شگفت‌انگیزش تامین کند. به او لقب عابر بانک را اعطا کرده‌اند و مالکیت کارخانه‌های فولاد‌سازی و ورق، مالکیت بزرگترین شرکت پرورش میگوی ایران، سهامداری بازار مبل ایران، ریاست شرکت‌های تجاری در ایران و خاور‌میانه، سهامداری بانک خصوصی تات، سرمایه‌گذار هتل ۲۳‌طبقه سیروس در جزیره زیبای کیش، مالکیت شرکت خاور‌آذین و مالکیت شرکت فجر گالوانیزه سپاهان کاشان تنها بخشی از داشته‌ها و فعالیت‌هایش را شامل می‌شوند. باشگاه استقلال هم تلاش کرد در دوره مدیریت واعظ آشتیانی یک ‌‌هدایتی‌ دیگر به هیات مدیره خود تزریق کند اما علی انصاری به عنوان یکی از سرمایه‌گذاران بانک تات و صاحب بازار مبل یافت‌آباد و بازار موبایل ایران هرگز به اندازه حسین هدایتی حیرت‌انگیز نبود.

تقریبا هیچ یک از میلیاردرهایی که در این سال‌ها تلاش کردند در فوتبال ایران خودی نشان دهند استمرار و تداوم حسین هدایتی را نداشتند. آن‌ها آرزوهای بلندپروازانه خود را در مناسبات غیرقابل پیش‌بینی فوتبال جست‌و‌جو می‌کردند و چه بر خر مراد سوار می‌شدند و چه به زمین گرم می‌خوردند تمایلی به ادامه حضور در این عرصه نداشتند. فردی به ‌نام قاسمی که مدتی در فرانسه زندگی کرده بود در هشتمین دوره لیگ حرفه‌‌ای برای اداره باشگاه ابومسلم مشهد پا پیش گذاشت و در حداقل زمان چند صد میلیون تومان از کنار باشگاه بحران زده‌ای که حتی به سوپرمارکت‌های خراسان هم بدهکار بود، کاسب شد.

او که با تایید سازمان محیط زیست طرح تاسیس شهرک‌های آلاینده را به خراسان برده بود به پیشنهاد بنی‌اسد و موافقت استانداری، مدیریت ابومسلم را در دست گرفت. می‌گویند هدف این بود که استاد بتواند با استفاده از برند این باشگاه وام بگیرد و پروژه‌های اقتصادی‌اش را در استان جلو ببرد. قاسمی در کسوت مدیریت ابومسلم دو‌میلیارد تومان وام زود بازده گرفت، کمتر از یک چهارم آن را خرج ابومسلم کرد و مابقی را به زخم فعالیت‌های اقتصادی‌اش زد. او پس از مدتی با بنی‌اسد به مشکلات مالی برخورد و ترجیح داد ابومسلم را ترک کند. بی‌تردید هیچ تجارتی غیر از مدیریت یک باشگاه لیگ برتری فوتبال نمی‌توانست یک میلیارد و اندی برای قاسمی تولید درآمد کند و هیچ مسیری کوتاه‌تر از این برای دسترسی به وام دو‌میلیارد‌تومانی یافت نمی‌شد. کوروش رحمانی حدود ۵سال قبل باشگاه ورشکسته نساجی قائمشهر را همراه با ۱۰۰میلیون تومان پول نقد از کارخانه نساجی که دیگر قصد تیمداری نداشت تحویل گرفت.

او با وعده‌های آنچنانی آمد و می‌خواست نساجی را به یکی از قطب‌های فوتبال ایران تبدیل کند اما در کمتر از یکی، دو سال به این نتیجه رسید که نمی‌تواند در فوتبال به اهداف اقتصادی‌اش نزدیک شود و در گاوصندوقش را قفل کرد. او قصد فروش باشگاه را داشت اما هر خریداری که پا پیش می‌گذاشت با رحمانی به نتیجه نمی‌رسید. این طور به نظر می‌رسید که مالک جدید مایل به از دست دادن تیمی که سندش را به نام خودش زده بود نیست و تنها تظاهر به این امر می‌کند.

رحمانی در ابتدای ورود به نساجی، تورهای جهانگردی بازدید از باشگاه‌های حرفه‌ای دنیا را تشکیل داد تا از این طریق با امکانات این تیم‌ها آشنا شود و کمپ‌های تمرینی مدرنی برای نساجی بسازد اما نه تنها این اتفاق نیفتاد که بازیکنان این تیم فراتر از تمرین در کنار ساحل دریای خزر نرفتند. بعدها مهدی پرهام تمامی بدهی‌های نساجی را پذیرفت و تیم را از رحمانی تحویل گرفت. او تاجر آهن بود و در اولین فصل حضورش ۳میلیارد تومان برای این تیم هزینه کرد اما این مبلغ در سال‌های بعد کمتر و کمتر شد. تربیت‌بدنی استان حاضر شد در ازای سر‌و‌سامان دادن به اوضاع نساجی ۶۰‌هکتار زمین خارج از شهر را در اختیار پرهام قرار دهد. مدیرعامل جدید هم انگیزه‌های فوتبالی نداشت و در جریان بازی‌های نساجی با پخش کردن شیر کاکائو در میان تماشاگران تولیدات کارخانه مواد غذایی‌اش را تبلیغ می‌کرد.

رحمانی هنوز سند باشگاه را به پرهام منتقل نکرده و طلب ۱۸۰‌میلیونی‌اش از باشگاه را بهانه قرار می‌دهد. با وجود این‌که مدیرعامل جدید بارها اعلام کرده حاضر است این مبلغ را بپردازد اما رحمانی در جلسات مربوطه شرکت نمی‌کند و این یعنی مالکیت یک باشگاه فوتبال می‌تواند محاسن پرشماری هم داشته باشد. برادران شفیعی‌زاده حدود ‌۱۰ سال پیش در آبادان کارخانه نان‌فانتزی و دام و طیور داشتند و با صادرات محصولات‌شان سود قابل توجهی به‌دست می‌آوردند.

وقتی تربیت‌بدنی در اداره استقلال اهواز به مشکل برخورد آن‌ها پا پیش گذاشتند و تیم پرطرفدار اهوازی را به یکی از معدود تیم‌های خصوصی فوتبال ایران تبدیل کردند. علی شفیعی‌زاده اصولا در خرید شرکت‌های در آستانه ورشکستگی تبحر داشت و در همان سال‌ها ۲کارخانه به انتهای خط رسیده کاغذ پارس هفت‌تپه و لوله‌سازی خوزستان را هم خریداری کرد.

برخی مدعی‌اند برادران شفیعی‌زاده راه ورسم وصول کردن وام های کلان را از بر بودند و با شرکت‌هایی که به با توجیه اداره استقلال اهواز تاسیس کردند وام‌های زیادی به نام خودشان و کسانی که در این شرکت‌ها در راس امور قرار می‌گرفتند، به صورت قانونی اخذ کردند. شفیعی‌زاده بزرگ پس از مدتی از ایران رفت و ترجیح داد دیگر برنگردد اما شفیعی‌زاده کوچک که بعضی‌ها شایع کرده‌اند، ممنوع‌الخروج است تعهد کرد در بلند‌مدت وام‌ها را بازگرداند و حساب‌ طلبکاران را تسویه کند. واحدهای ساختمانی برادران شفیعی‌زاده در حال حاضر در رهن بانک‌هایی است که وام‌های کلان آن‌ها را پشتیبانی کردند اما این واحدها به هیچ عنوان پاسخگوی مبالغ وام‌ها نیستند. آن‌ها حتی خوابگاه بازیکنان را هم رهن دادند تا بلکه گوشه‌ای از مطالبات طلبکاران تسویه شود. برخی از ساختمان‌های مربوط به برادران شفیعی‌زاده به طلبکاران آن‌ها تحویل داده شده که سرهنگ برهمن - سرپرست سابق استقلال اهواز - و جلال کاملی‌مفرد که در استقلال بازی می‌کرد از جمله این افراد هستند.

علی شفیعیزاده حتی پس از انتقال میداوودی به الاهلی امارات پول این بازیکن را از او قرض گرفت اما میداوودی پس از مدتی مجبور شد چک را برگشت بزند و وقتی کار داشت بیخ پیدا میکرد پول میداوودی را پس دادند. با این حساب سقوط استقلال اهواز به دسته پایینتر چندان هم برای برادران شفیعیزاده اتفاق غمانگیزی نیست. این تیم برای آنها جز هزینه عایدی دیگری نداشت. دیگر وامی در کار نبود و طلبکاران پشت در باشگاه صف کشیده بودند.