افکار گروه ورزشی:

در خبرها خواندیم که امیر قلعه نوعی و کارلوس کی روش در فرودگاه شیراز گفتگوئی کوتاه داشته اند که در آن امیر قلعه نوعی سعی داشت که مسئله رحمتی را با کی روش در میان بگذارد ولی کی روش تنها با کلمه " انشا الله " وعده دیدار را به روز دگر و شاید هیچ روز داده است.

سالها است که با حکایت غریبی روبه رو هستیم و آن در این مسئله است که سرمریبان تیم ملی در حصاری آهنین بی هیچ توجیهی حبس شده اند و دل به کمیته فنی داده اند که همه معتقدند که تنها نمادی از " فنی " بودن را دارد این حکایت در مورد سر مربیان خارجی تیمهای ملی دردناک تر است زیرا سر مربیان داخلی چون دائی، قلعه نوعی، جلال طالبی و منصور پورحیدری و… مطلع از شرایط فوتبال ایران بوده اند با روانشناسی و جامعه شناسی و آداب و رسوم آن آشنا هستند و می دانند که مدیریت قبیله ای و کدخدا منشی و پیش کسوتی می تواند خیلی از دردهای فوتبال را حل کند اما مردانی چون بلاژویچ باید خداداد و مجیدی را از دست بدهند برانکو باید مدتها دردی به نام هاشمیان را داشته باشد و حالا کارلوس کی روش باید با رحمتی لج بازی کند و حال که قرار است مسئله حل شود باز هم جنجال بر پا می شود.

جنجالهائی چون این که دانیال داوری با دلالی برادر فردوسی پور به تیم ملی آمده است و یا این چرا فردوسی پور در لابی خانه کی روش دیده شده است در حالیکه در اتاقهای بی شمار فدراسیون فوتبال و وزارت ورزش در خیابان ورزش می تواند مکانهائی به نام اتاق فکر ساخت و برای سر مربیان تیمهای ملی دفتر کاری مهیا کرد که با وقت قبلی بتوانند دست به سوی نیروهای داخلی با تجربه دراز کنند چرا باید کی روش از طریق غیر مستقیم مترجم و یا برخی از روزنامه ها و خبر گزاری هائی که او دوست دارد از حکایت های بیرون تیم ملی خبر داشته باشد؟

چرا امیر قلعه نوعی که سر مربی تیمهای بزرگ ما در سالهای اخیر بوده و شاهدیم در تراکتور سازی و سپاهان و استقلال و تیم ملی مربیگری کرده نتواند واسطه ای شود تا مشکل رحمتی و تیم ملی را بر طرف کند خود کارلوس کی روش در منچستر یونایتدی مربیگری کرد که اختلافهای بزرگ با سیستم قبیله ای و رئیس قبیله ای چون فر گوسن حل می شد به عنوان مثال به یاد داریم در سال ۱۹۹۸ و پس از اخراج دیوید بکهام در بازی حذفی جام جهانی در برابر آرژانتین که با زیرکی سیمئونه هافبک آن روزهای تیم ملی آرژانتین و سر مربی فعلی آتلتیکو مادرید همراه بود او مورد هجوم گسترده مطبوعات آن کشور قرار گرفته و همه او را مسبب حذف تیم بسیار خوب تیم انگلستان می دانستند اما درایت فرگوسن نه تنها بکهام را نجات داد بلکه باعثشد منچستر یونایتد در سال ۱۹۹۹ قهرمان رقابتهای لیگ قهرمانان باشگاه های اروپا شود در همان تیم منچستر یونایتد بخاطر داریم که در سال ۲۰۰۶ شیطنت کریس رونالدو باعثشد که وین رونی در بازی حذفی پرتغال و انگلستان اخراج شود در بازگشت خشم مردم انگلستان و اختلاف های رونی و رونالدو می توانست کار را برای منچستر سخت کند اما بار دیگر گفتگو همه چیز را حل کرد می پرسیم چرا چنین فرهنگی که برای کی روش باید طبیعی باشد این همه دور از او است؟

جواب ساده است كي روش در فدراسيون فوتبال يكه تازي مي كند و نه كميته فني و نه مديراني دارند كه بتوانند به تيم ملي كمك كنند امروز مي پرسيم اگر امثالي چون آقا جلال طالبي و امير قلعه نوعي و حسن حبيبي و منصورپورحيدري در كميته فني تيم ملي بودند آيا كي روش اين گونه رفتاري داشت ؟ چرا بايد فوتبال ما با " انشاالله " كي روش به اضطراب رود بازي با قطر و لبنان و كره جنوي خيلي نزديك است اما فوتبال ما همچنان دستهاي زيادي دارد كه مي خواهند بي دست دگري بزنند افسوس.