به گزارش افکارنیوز، در حالی که هنوز تکلیف سرمربی فصل آینده پرسپولیس مشخص نیست، انتقادات پیشکسوتان این باشگاه آغاز شده است. علت این انتقادات هم به انتخاب ابراهیم‌زاده برمی‌گردد که گزینه نهایی باشگاه پرسپولیس برای سرمربیگری است. مربی اصفهانی که کارنامه خوبی در فوتبال ایران دارد و البته پرسپولیسی نیست! همین مسئله باعثشده پیشکسوتان پرسپولیس علیه ابراهیم زاده موضع گیری کنند، تا این مربی نیامده، بداند چه کار سختی دارد.

پرسپولیسی نبودن ابراهیم دلیل موضع گیری پیشکسوتان است، هر چند سابقه نشان داده برای پیشکسوتان پرسپولیس که در انتقاد کردن ید طولایی دارند فرقی ندارد سرمربی پرسپولیسی باشد یا نباشد.

منتقدان، به گل‌محمدی، ژوزه، دنیزلی، دایی، درخشان، پیروانی، استیلی، قطبی و … انتقاد دارند. چه ژوزه که عملکرد بدی داشت و چه گل‌محمدی که در ۲۱ بازی یک باخت داشت و «پرسپولیسی» هم بود از نیش انتقادات دلسوزان پرسپولیس در امان نماندند.

هرچه هست اگر ابراهیم زاده به عنوان سرمربی پرسپولیس انتخاب شود گزینه مد نظر باشگاه است و باشگاه او را انتخاب کرده است. خوب یا بد، ابراهیم زاده گزینه نهایی رویانیان و مسئولان باشگاه پرسپولیس است و باید به او فرصت داد. هدف از این نوشته حمایت از فرد خاص و نقد افراد دیگر نیست؛ هدف نقد «جریانی» است که در این چند ساله به پرسپولیس لطمه زده است. مگر استیلی، دایی، گل محمدی، پیروانی، درخشان و … پرسپولیسی نبودند؟ آیا آن روزها که این مربیان هدایت پرسپولیس را برعهده داشتند انتقاداها کمتر از امروز بود؟ پاسخ قطعا منفی است.

نکته اینجاست که برخلاف پرسپولیس، بیشتر پیشکسوتان استقلال همیشه پشت تیم خود بودند و حتی در مواردی که سرمربی آبی‌ها استقلالی نبوده باز از تیم خود حمایت کردند، البته در اردوگاه آبی هم هستند پیشکسوتانی که همیشه انتقاد می‌کنند اما تعدادشان انگشت شمار بوده و پرسپولیس در این رقابت با اختلاف تیم برتر است.

به نظرمی‎‌رسد پرسپولیس برای برخی پیشکسوتان حکم «ارثپدری» را دارد، چون تقریبا تمام آنها مدعی حضور در پرسپولیس هستند، حالا چه به عنوان سرمربی، مربی و سرپرست و چه به عنوان حضور در کمیته فنی که شاید حکم «کشک» را داشته باشد. در این بین البته نفراتی هم هستند که رسما و به صورت علنی انتقاد نمی کنند اما در عین حال برای از کار افتادن نبض باشگاه پرسپولیس از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنند!

امروز نقد کردن هر فردی که سرمربی پرسپولیس شود، قصاص قبل از جنایت است. مایلی کهن، درخشان و ابراهیم زاده گزینه های هدایت پرسپولیس هستند و هر کدام که انتخاب شوند، نظر باشگاه بوده است.

هر کدام از این افراد دارای نقاط ضعف و قوتی هستند که می‌توان به آنها پرداخت اما زمانی که یک نفر سرمربی می‌شود باشگاه درباره آن مسئولیت دارد و انتقاد جز اینکه شرایط را ملتهب کند، سود دیگری ندارد.

سوال پایانی اینکه آیا پرسپولیسی بودن ملاک مناسبی برای سرمربیگری در این تیم است و باید درها را بست و گفت هر فردی که در دایره پرسپولیسیها هست، میتواند سرمربی باشد؟ آیا این موضوع با فوتبال حرفهای سنخیت دارد؟