اولسان را مه گرفته و می گویند در زمان بازی باران شدیدی می بارد.

به گزارشافکارنیوز،برج های سر به فلک کشیده غیر از طبقات پایینی شان چیزی برای تماشا ندارند. مثل لوبیای سحرآمیز که سر به آسمان کشیده و فقط ریشه تنومندش از ابرها بیرون مانده. اینجا اولسان است. قلب تپنده این دقایق ایرانیان. جایی که تا ساعاتی دیگر شیربچه های تیم ملی باید در مصاف صعود به جام جهانی با کره ای ها پنجه در پنجه بیاندازند. حرف های تند مربی کره بچه های ما را حسابی غیرتی کرده. بچه ها در اولسان همان حالی را دارند که همه مردم ایران از شنبه داشتند. شادی و غرور در اردو موج می زند و بچه ها می خندند. شادند و امیدوار. امید به خلق حماسه. می خواهند خط بطلان بکشند بر ۸ سال ناکامی مطلق در فوتبال و فاصله شان تا موفقیت فقط ۹۰ دقیقه است. کارشان بس دشوار است اما می خواهند به عشق مردم کاری کنند کارستان.

صبح که بیدار شدند، شهر غرق در مه بود. ابرها برج های سر به فلک کشیده را پوشیده اند. شهر ساکت، سکوتش بیشتر از روزهای قبل شده. روی بیلبوردها می توان دید عکس هایی را که از مردم در آنها دعوت شده تا به حمایت کره ای ها بیایند. مردم اما اصلا شور و حال فوتبالی ندارند. انگار آنها همه انرژی شان را گذاشته اند برای چند ساعت بازی. جایی که جوی مرگبار را برای رقبای شان می سازند. اولسان بارانی است. البته فعلا باران قطره قطره می بارد.

شهر خنک است اما ساعت بازی ، شرایط متفاوت می شود. کره ای ها پیش بینی کردند باران سیل آسا می شود و معمولا هواشناسی آنها متفاوت از هواشناسی ماست. احتمالا باید منتظر سیل باران بود چیزی که شرایط بازی را دشوار تر از قبل می کند. بچه ها باید هم با باران بجنگند ، هم کره ای های سختکوش و هم جمعیت پرهیاهوی شان روی سکوها اما دلشان قرص است . اعتمادشان بالاست که فصلی نو برای مردم ایران آغاز شده. فصل همدلی و امید. وعده آنها جشن پیروزی است برای پایان بازی. جشنی که از رختکن تیم ملی آغاز می شود و دامنه اش به مرز جلفا و حاشیه خلیج همیشگی فارس قرار است برسد. بچه ها می جنگند ، حتی اگر پیروز نباشند. این وعده شان است با یکایک هم میهنان شان.

کد خبر: 237548