به گزارش افکارنیوز،" ح. آ " اظهارکرد: در سال ۸۶ بود که از سوی رییس وقت هیات کشتی اهواز به عنوان یکی از اعضای هیات رییسه هیات کشتی انتخاب شدم و با هیات همکاری کردم.

وی ادامه داد: من در اعزام تیم ها به مسابقات کشوری، هزینه های زیادی پرداخت کردم و می توانم بگویم به هر صورتی که می توانستم به هیات کمک کردم که این موضوع را نیز ریاست سابق هیات و همچنین دبیر هیات و خیلی های دیگر می دانند.

این پیشکسوت کشتی خوزستان که اکنون در زندان اهواز به سر می برد، عنوان کرد: من در یکی از شرکت های صنعتی در اهواز مشغول به کار بودم که به دلیل مشکل مالی که در آن جا برایم پیش آمد، اکنون ۱۵ ماه است در زندان به سر می برم. جرم کیفری ندارم بلکه جرم من حقوقی است و باید مبلغی نزدیک به ۷۰ میلیون تومان پرداخت کنم تا از زندان آزاد شوم.

وی در توضیح بیشتر مشکلش بیان کرد: داستان به این گونه است که من علاوه بر پست سازمانی که در شرکت داشتم، مدیرعامل تعاونی مصرف آن نیز بودم و در سال ۸۷ که دوره من تمام شد، استعفا دادم و با آن ها تسویه حساب کردم و کنار رفتم اما هیات مدیره بعدی به من گفت که تا زمانی که دوره تغییرات انجام شود، برای ما چک امضا کن تا تعاونی تعطیل نشود و من هم باتوجه به این که هیات مدیره جدید از همکاران چندین ساله ام بودند، این کار را انجام دادم ولی آن ها چک‌ها را پاس نکردند.

این پیشکسوت کشتی خوزستان افزود: اکنون نیز هر چه به قاضی پرونده می گویم که این چک ها مربوط به ۹ ماه پس از استعفای من است و من قانونا دخل و تصرفی در تعاونی نداشته ام که بتوانم این چک ها را پاس کنم، به من می گوید تمام حرف ها و مدارکت مستند است ولی از لحاظ قانونی امضای تو پای چک است. اعضای آن هیات مدیره نیز متواری هستند و من اکنون به جای آن ها در زندان به سر می برم.

وی در ادامه با بیان این که از هیات کشتی استان گله دارم، عنوان کرد: در این مدت که زندانی بوده ام به جز یکی از مربیان استان، هیچ کسی به من سر نزد که این موضوع بسیار برای من عجیب است.

این پیشکسوت کشتی خوزستان افزود: وقتی یاد این موضوع می افتم که من چهار، پنج سال در هیات فعالیت کردم و این همه برای آن ها زحمت کشیدم ولی آن ها ارزشی برای من قایل نشدند که حتی به من سر بزنند، باور کنید شب ها نمی توانم بخوابم و قلبم درد می گیرد.

وی بیان کرد: انتظار داشتم پیشکسوتان و قهرمانان این رشته در پرداخت بخشی از این مبلغ به من کمک کنند تا از زندان بیرون بیایم. من که نمی خواستم پول آن ها را بخورم؛ به هر حال به محض این که از زندان آزاد می شدم، پول شان را بر می گرداندم. زمانی هم بود که من مشکل آن ها را برطرف می کردم. به هر حال باید این کمک ها متقابل باشد.