به گزارش افکارنیوز، امیر عابدینی چند سالی است که مدیریت باشگاه داماش را برعهده دارد. این باشگاه در این مدت با مشکلاتی از قبل تغییر چند بار مالک باشگاه، بی‌پولی‌ها و مسدود شدن حساب بانکی روبرو بوده است، عابدینی چندین بار هم از این سمت استفعا داده بود، ‌ اما به درخواست مالکان به سر کار باقی مانده بود.

عابدینی پس از استعفای دوباره‌اش از مدیریت باشگاه داماش در گفت‌وگو با ایسنا در این باره و درباره مسائل دیگر صحبت کرده است.

* چرا از مدیریت داماش استعفا کردید؟

- یک کلام. شرایط برایم دیگر قابل تحمل نبود، ضمن این که دیگر ما را بس است. من کارهایم را کرده‌ام و حالا می‌خواهم در تهران یک مدرسه فوتبال تاسیس کنم.

* با توجه به این که در سال‌های اخیر، باشگاه داماش مشکلات متعددی داشته که با حضور شما رفع شده، با رفتن شما از این باشگاه مشکلی پیش نمی‌آید؟

- فکر نمی‌کنم مشکلی باشد. داماش می‌خواهد بماند و می‌ماند. توانم تمام شده است. سه سال است که می‌جنگم تا داماش نیفتد. از طرفی صبر بازیکنان تمام شده و نمی‌توانند به خاطر بی‌پول روی تیم وقت بگذارند. دیگر ماندنم در داماش فایده‌ای ندارد.

* با استعفای شما موافقت شده است؟

- ضرورتی ندارد که موافقت نکنند. باید یکسری کارها در باشگاه انجام دهم که طبق قرارداد مالکان باید ظرف یک ماه جایگزین مرا معرفی کنند. من هم قبل از نیم فصل اعلام کرده‌ام که هر تصمیمی می‌خواهند بگیرند. در این یک ماه کارهایم را جمع می‌کنم و باشگاه را به نفر بعدی تحویل می‌دهم.

* ماجرای سعید حلافی چه بود؟

- باید از خودش بپرسید! هر بازیکنی ممکن است در خانه‌اش هر اتفاقی بیفتد. باشگاه که نمی‌تواند وارد اتاق بازیکن شود. در چند سال گذشته هم اتفاقاتی برای بازیکنان بزرگ تیم‌ها رخ داده است، بازیکن قرارداد حرفه‌ای دارد و باید تکلیفش را انجام دهد. حالا ممکن است که کسی از دختر مورد علاقه‌اش جواب منفی بشنود و خودش را بکشد!(با خنده) وقتی خرد نباشد این کارها هم صورت می‌گیرد.

* با خودش صحبت کرده اید؟

حلافی پسر بدی نیست و نمی‌دانم چرا چنین کاری کرده است. گفته‌ام حالا که حالش خوب شده نزدم بیاید تا با او صحبت کنم. باید نصحیتش کنم.

* خودش گفته چون در ترکیب تیم نبوده خودکشی کرده است

- این طور باشد که هر هفته‌ باید ۱۰ – ۱۲ نفر خودکشی کرده داشته باشیم(باخنده). در هر بازی فقط ۱۴ نفر فرصت بازی پیدا می‌کنند، پس بقیه باید خودشان را بکشند؟ مثلا بازیکنی مثل جهانگیر عسگری باید تا حالا ۱۵ بار خودکشی کرده باشد.

* پس ماجرا چه بوده است؟

- این‌ مسائل از درون آدم‌ها ناشی می‌شود که ریشه‌یابی‌اش به روانپزشک نیاز دارد. بحثاصلی مساله دوپینگ بوده است. آن قرصی که حلافی خورده، از سوی چند بازیکن در مقدار محدود مصرف می‌شده است. بازیکنی را که می‌دانند قرص خورده در ترکیب قرار دهند چه اتفاقی می‌افتد؟ به بازیکنان می‌گویند هر قرصی را نخورید و رعایت کنید.

* آن قرص چه بوده؟

- قرص آنتی هیستامین، برای آب ریزش بینی و چشم مصرف می‌شود و یک دانه‌اش هم دوپینگ محسوب می‌شود. وقتی بازیکن از این قرص سه بسته در خانه‌اش دارد، یعنی چه؟ حلافی فکر می کرده با زیاد خوردن این قرص خیلی دوپینگ کرده و نمی‌دانند که خودکشی کرده است! جوان انرژیکی مثل او نیازی به مواد نیروزا ندارد.

* این روزها بحثفساد در فوتبال بسیار مورد توجه قرار گرفته است، نظر شما چیست؟

- نمی گویم که از این مسائل بی‌اطلاع بودم، اما همیشه فکر کرده‌ام که اتفاقاتی افتاده ولی چون هیچ وقت سند و مدرک نداشته‌ام، ‌ داد زده‌ام ولی بدون مدرک داد زده‌ام! این روزها، اما آنقدر افشاگری زیاد شده که دیگر به سند و مدرک نیازی نیست و همه دستگاه‌ها وارد شده‌اند.

* استعفایتان از داماش به این مسائل مربوط بوده است؟

- شاید یکی از مسائلی که مرا اذیت کرد که از فوتبال بروم و مدرسه فوتبال تاسیس کنم، همین مساله بود. می‌خواهم برای آینده نوجوانان کار کنم تا فوتبال‌شان با اخلاق آمیخته شود.

* فوتبال ما با این وضع به کجا خواهد رسید؟

- مدیران و تمام جامعه فوتبال ایران یک عذرخواهی بزرگ به داوران بدهکار است. آیا ما هرگز از خود پرسیدهایم که از داوران چه توقعی داریم و در عوض برایشان چه کردهایم؟