به گزارشافکارنیوز،حمید درخشان که قصد داشت به کی روش بفهماند باخت به عراق حتی در ضربات پنالتی در خور فوتبال ایران نیست در مصاحبه ای معنادار عنوان کرد «باختن به تیمی که مربی اش را تازه انتخاب کرده، به خدا زشت است.» اما حالا حمید درخشان با احتساب جام حذفی پنج بازی متوالی را می‌بازد. به همه هم می بازد. به تیم قعرنشین، به تیم ضعیف و متوسط. شاید این تقاص سنگینی برای طعنه درخشان به کی روش باشد؛ تیم او حتی از روی نقطه پنالتی نمی تواند به گلر آماتوری گل بزند که تازه یک دقیقه است در تمام عمرش لباس دروازه بانی پوشیده است!

این پرسپولیس است؛ محصول نیمه جان علی دایی که درخشان عوض شوک به روحش، زهر به جسمش تزریق کرد و حالا آنها روزهای به غایت عجیبی را پشت سر می گذارند. وعده اصلاح تیم پس از تعطیلات ۵۰ روزه بود اما این تعطیلات از راه رسید و تمام شد و پرسپولیس دو باخت متوالی را صید کرد. اینکه مدیرعامل تیم در زندان است، اینکه باشگاه به اندازه کافی پول ندارد، اینکه آنها نتوانستند در نیم فصل بازیکنان بزرگی را صید کنند تنها و تنها بهانه است. مگر استقلال، سپاهان و فولاد در تعطیلات چند بازیکن بزرگ و ممتاز را جذب کردند؟

حمید درخشان مشکل تیم را بدنسازی تشخیص داد و حالا خروجی فشاری که او برای روی فرم آوردن بدن ها آورد مصدومیت‌های پرتعدادی است که سریال‌وار هر بار گریبان یک بازیکن را می گیرد. مصدومیت تنها به واسطه بدشانسی سراغ یک تیم نمی آید. وقتی یک مجموعه در کمتر از شش ماه سه بار بدنسازی فشرده را پشت سر می گذارد قطعا احتمال مصدوم شدن بازیکنانش دو برابر تیم‌های دیگر است.

پرسپولیس بازی نخست پس از اتمام تعطیلات را به ذوب آهن واگذار کرد و حمید درخشان همه تقصیرات را گردن چند بازیکن جوان تیمش انداخت که چرا نتوانستند از موقعیت های به وجود آمده بهره ببرند. اما باخت به ملوان آن هم در دقایقی که این تیم رسما دروازه بانی درون دروازه نداشت نشان داد، بازیکنان تیم درخشان قادر به زدن ضربه درون چارچوب نیستند.

پرسپولیس باخت و بعد از این هم قطعا می بازد و این باخت ها همگی عللی بزرگتر و جدی تر از شانس و بدشانسی دارند. باید از سرمربی تیم پرسید چگونه در اولین بازی که یک بازیکن خارجی را بازی می دهی او می شود زننده همه ضربات ایستگاهی و حتی ضربه پنالتی؟

اگر پرسپولیس تنها یک بزرگتر، یک کاپیتان واقعی درون زمین داشت بدون شک گابریل از گرد راه نرسیده احساس نمی کرد سوپرمن این تیم است. بازیکنی که نمی تواند دروازه یک گلر آماتور را باز کند قطعا باید دلالان قوی ای داشته باشد که اینگونه سهل و آسان به ترکیب پرسپولیس برسد.

حمید درخشان بازنده این بازی بزرگ(حضور در پرسپولیس) بود. اینکه تا کی باقی می‌ماند و تا کی می بازد اصلا اهمیتی ندارد چرا که جانشین او آنقدر بهانه دارد که می تواند با جواز تا انتهای لیگ ببازد و بگوید این تیم، تیم من نیست. پس همان بهتر که کاپیتان این کشتی طوفان زده همین حمید درخشان باقی بماند و تا انتهای لیگ و در هر بازی حیا کن رها ها را به گوش جان بخرد.

همانطور که پیش از این اخراج دایی اشتباه بود و او باید می ماند و خودش سیاه روزی های آن تیم بستن نا متوازن را می دید.

درخشان نسخه‌اش را تجویز کرد و ثمره اش را دید؛ از دست نیلسون که بهترین خرید خارجی تاریخ پرسپولیس بود به راحتی، راحت شد تا جا برای تادئو و گابریل باز کند. نیلسون رفت تا حالا پس از هر اشتباه مکانی و دریافت گل، هواداران خیال شان راحت باشد سیستم منسوخ چرخی را دیگر نمی بینند. درخشان نسخه شفابخشش مبنی بر انجام بدنسازی فشرده را تجویز کرد و حالا هر هفته چند مصدوم را به جان می خرد تا متوجه شود آنطورها هم خودش تصور می‌کرد حقش بازگشت به پرسپولیس نبود.

لیگ چهاردهم همان چند ماه قبل برای قرمزها به پایان رسید و هوادارانش اینک محکومانی هستند که از روی سکو گریخته و تنها مجبوراند لابد درعصر یک روز تعطیل به مدت نود دقیقه چهره این محبوب صورت اسید پاشیده را از پای گیرنده های خود تحمل کنند. شاید گام بعدی خاموش کردن گیرنده ها باشد. تنها اصلاحی که کارگر می افتد شاید همین باشد.