به گزارش افکارنیوز، مدتی بود برای مصاحبه دنبالش بودیم، اما بیماری همسرش این اجازه را به او نمی‌داد و باید در شهرستان کنارش می‌ماند تا کارهای مداوایش را پیگیری کند.

پیر مرد ۷۰ ساله‌ای که شاید کمتر کسی باشد که او را بشناسد و اسمش را هم بداند. شاید بازیکنان فعلی سرخابی هم نامی از وی نشنیده باشند.
صحبت از احمد منشی زاده است؛ زننده اولین گل دربی پایتخت؛ کسی که به قول خودش شاید اگر هزار و ۴۰۰ سال دیگر هم دربی برگزار شود و وقتی بگویند زننده اولین گل دربی چه کسی بوده است، نام او بر سر زبان‌ها می‌افتد.
قرارمان برای مصاحبه ساعت ۱۰ صبح ورزشگاه شهید شیرودی یا همان امجدیه سابق است. کاملا خوش قول و زودتر از موعد مقرر هم حضور پیدا کرده است. وارد ورزشگاه که می‌شویم کارکنان ورزشگاه احمد آقا را به خوبی می‌شناسند و وقتی او را می‌بینند برخورد گرمی دارند.
کنار زمین می‌رویم که صحبت‌مان را با او آغاز کنیم بلافاصله نحوه به ثمر رساندن اولین گل دربی را برایمان توضیح می‌دهد و خودش را در آن حال و هوا قرار می‌دهد.

چه شد که به سمت فوتبال آمدید؟
منزل‌مان پایین شهر بود و وقتی سن و سال خیلی کمی داشتم، نزدیک خانه مان زمین‌های خاکی بود و به همراه برادر مرحومم می‌رفتیم و آنجا بازی می‌کردیم. در همانجا تیم نادر که مدیر آن نادر لطیفی بود وجود داشت. در زمین مازندرانی که تمرین می‌کردیم او مرا دید و سال ۱۳۳۸ بود که به تیم خودش برد. به همراه مرتضی شرکا در تیم جوانان این تیم بازی کردیم، اما در سال ۱۳۴۰ این تیم بنا به عللی منحل شد.
بعد از آن چه کردید؟
مرحوم حسین فکری، مربی تیم تهرانجوان بازی‌های مرا قبلا دیده بود و به همین دلیل به تیم او رفتم و تا سال ۱۳۴۳ در آنجا بازی کردم. همان زمان بود که یک مسابقات قهرمانی کشور در مشهد برگزار شد و تیم جوانان ایران اول شد. چونکه در این رقابت‌ها بازی‌های خوبی انجام داده بودم، وقتی برگشتم مسئولان تیم تیم تاج(استقلال فعلی) به دنبالم آمدند و با تیمسار خسروانی که همه کاره این تیم بود، صحبت کردیم.
شروع کارتان در استقلال از سال ۱۳۴۳ بود؟
بله. اما برای حضور در این تیم هم شرط گذاشتم.
چه شرطی؟
گفتم اگر معافیت سربازی مرا بگیرند به این تیم می‌آیم که آنها هم در عرض ۵۰ روز این کار را انجام دادند. معافی هم به این صورت بود که قرعه کشی می‌کردند و اسم من در آمد و در این تیم ماندنی شدم.
بازیکنان آن زمان تیم چه کسانی بودند؟
داریوش مصطفوی، پرویز قلیچ خانی، غلامحسین مظلومی، منصور پورحیدری، نصرالله عبدالهی، علی جباری، مرتضی شرکا و عباس نوین روزگار حضور داشتند که مربی هم محمود بیاتی بود و بعد از آن هم علی دانایی فر سرمربی شد و در نهایت هم تاز زمانی که من در تاج بودم، رایکوف سرمربی بود.

از آغاز دربی برایمان بگویید؟
بازی استقلال و پرسپولیس آن زمان که آغاز شد مانند الان نبود و هیچ کس فکر نمی‌کرد بازی این دو تیم یک مثل حالا با این دم و تشکیلات برگزار شود. سال ۱۳۴۷ نخستین بازی برگزار شد که بدون گل مساوی به پایان رسید. آن زمان هم چون باشگاه‌های تهران بود و مسابقات رفت و برگشت نداشت، در سال یک بازی بین دو تیم برگزار می‌شد.
و اولین گل دربی…
سال ۱۳۴۷ بود که اولین بازی دربی برگزار شد، اما گل نداشت و در بازی دوم که یک سال بعد بود ما توانستیم پرسپولیس را ۳ بر یک شکست دهیم که اولین گل این بازی و تاریخ دربی‌ها را من زدم و دو گل دیگر جباری و کارو حق وردیان به ثمر رساندند.
دقیقه چند و چگونه گلزنی کردید؟
همان ابتدای بازی و دقیقه ۸ بود که داریوش مصطفوی توپ را ارسال کرد و من هم با پای راست وارد دروازه پرسپولیس کردم.


دروازه بان پرسپولیس چه کسی بود؟
مهدی عسگرخانی

گل پرسپولیس را در آن بازی چه کسی زد؟
یک بر صفر جلو بودیم که ناظم گنجاپور گل تساوی را زد، اما دو گل بعدی پیروزی ما را رقم زد.

فکر می‌کردید گلزنی کنید؟
اصلا فکرش را نمی‌کردم، ۶ ماه بود مصدوم بودم و بازی هم نکرده بودم، اما چون دانایی فر روی من حساب باز کرده بود به میدان فرستاد و پس از پایان بازی هم درد زیادی را تحمل کردم.

بعد از گل چه احساسی داشتید؟
احساس خاصی نداشتم، چون برای ما بازی معمولی بود و نمی‌دانستیم که یک روزی این بازی دربی پایتخت خواهد شد.

بعد از آنکه دربی رسمی تر شد چه اتفاقی افتاد؟
یکی دو نفر مانند مرحوم غلامحسین مظلومی به من می‌گفتند که احمد ما ۷،۸ گل در دربی زدیم، اما اسم تو مطرح شد و من هم می‌گفتم می‌خواستید شما گل اول را بزنید(با خنده)

حال و هوای ورزشگاه در آن بازی چگونه بود؟
ورزشگاه شیرودی در آن زمان اینگونه نبود و جایگاه تماشاگران خیلی کوچکتر بود و استقبال بسیار خوبی شده بود و هواداران استقلال و پرسپولیس هم از یکدیگر تفکیک شده بودند. فکر می‌کنم حدود ۴،۵ هزار تماشاگر حضور داشتند. کری خوانی از همان ابتدا وجود داشت و تا الان هم ادامه دارد.

وقتی دربی را بردید پاداشی هم دریافت کردید؟
بله، تیمسار خسروانی ۵ هزار تومان به ما پاداش داد که در آن زمان خیلی زیاد بود.

این پول را چه کار کردید؟
یک پیکان از ایران خودرو خریدم.

پوشش مسابقات چگونه بود، تلویزیون و رادیو دربی را پخش می‌کرد؟
در دربی که گلزنی کردم را تلویزیون تنها چند دقیقه‌اش را پخش کرد، اما در رادیو عطاالله بهمنش به صورت مستقیم گزارش می‌کرد.

بعد از مسابقه مطبوعات چه نگاهی داشتند؟
دهه ۴۰ تنها کیهان ورزشی بود و دنیای فوتبال. بعد از مسابقه هم در مورد بازی مطالبی را نوشتند، اما مصاحبه‌ای با ما انجام نشد.
در مجموع چند دربی بازی کردید؟
در ۴ دربی حضور داشتم.
چند گل برای استقلال زدید؟
دقیقا یادم نمی‌آید.

قبل از اینکه استقلال بیایید از پرسپولیس هم پیشنهاد داشتید؟
پیشنهاد داشتم، اما هنوز آن زمان تیم شاهین بود و نامش پرسپولیس نشده بود.

چند بار با استقلال قهرمان آسیا شدید؟
سال ۱۳۴۹ در همین ورزشگاه شیرودی نماینده رژیم صهیونیستی را ۲ بر صفر بردیم و قهرمان آسیا شدیم.

در دربی سال ۱۳۵۲ که کری خوانی زیادی روی آن می‌شود، حضور داشتید؟
بله، اما پیش از آغاز بازی قهر کردم و به میدان نرفتم!

چرا؟
در آن زمان مرحوم رایکوف مربی استقلال بود و ترجیح داد که به جای من نصرالله عبدالهی بازی کند و من هم چون حق خودم می‌دانستم، قهر کردم و روی نیمکت هم ننشستم و به سکوها رفتم. بعد از آن مسابقه بود که فوتبال را کنار گذاشتم.

جریمه هم شدید؟
نه. در آن زمان چون پول آنچنانی نمی‌دادند، جریمه‌ای هم در کار نبود.

چه شد که استقلال شکست سنگینی در آن بازی خورد؟
شیرازه تیم از هم پاشیده شده بود و شاید اگر وقت بیشتر بود استقلال گل‌های بیشتری هم می‌خورد!

دروازه بانتان چه کسی بود؟
مرحوم ناصر حجازی بود که بعد از اینکه او چند گل خورد منصور رشیدی را قرار دادند.

گفتید بعد از دربی ۵۲ فوتبال را کنار گذاشتید، چرا آنقدر زود؟
به دلیل اینکه زانوهایم وضعیتش خوب نبود و وقتی می‌خواستم فوتبال بازی کنم داخل قوزک پایم آمپول می‌زدم و با این شرایط بازی می‌کردم، اما کم کم دیگر شرایط بازی را از دست دادم. دوران فوتبال حرفه‌ای من هم در مجموع ۱۴ سال بود.

تیم ملی هم دعوت شدید؟
در زمان ما مرحوم حسین فکری مربی تیم ملی و تهرانجوان بود و من هم در این تیم بودم و به من گفت اگر از تهران جوان جدا شوم، باید دور تیم ملی را خط بکشم. به من می‌گفت تو یک هافبک بسیار خوب هستی و کمک زیادی به ما می‌کنی.
البته آن زمان تیم ملی وجود نداشت و تیم منتخب بود که جمعی از بازیکنان کشور حضور داشتند. آنجا چند بازی انجام دادم و دو گل در بازی با لهستان و پاکستان زدم. در جام «میلز هندوستان» هم اول شدیم.

زمان شما نگاه‌ها به فوتبال چگونه بود؟
اصلا اینطور نبود که همه دنبال پول باشند و میلیاردی فکر کنند. من در زمان خودم طول و عرض زمین را روپایی می‌زدم و توپ هم زمین نمی‌افتاد، اما حالا برخی بازیکنان ۴ پاس سالم هم نمی‌توانند بدهند و آن وقت میلیاردی پول می‌گیرند.


یعنی ورود پول‌های کلان فوتبال را خراب کرده است؟
صد در صد. پول های میلیاردی می‌گیرند و آن وقت بازی هم نمی‌کنند. کسی درخواست ۵۰۰ میلیون می‌کند ۵۰ میلیون هم ارزش ندارد. بازیکنان زمان ما برای هدفی سانتر می‌کردند حتی یک میل هم جا به جا نمی‌شد.

بعد از فوتبال دنبال چه کاری رفتید؟
برادرانم به من گفتند که فوتبالت تمام شده است و به دنبال کاسبی باشم. البته فوتبال را به صورت تفریحی بازی می‌کردم.

مربیگری را دوست نداشتید؟
اتفاقا بعد از خداحافظی رایکوف سرمربی استقلال گفت بیا و دستیار من باش، اما وقتی فکر کردم دیدم نتیجه‌ای ندارد. او مربی خارجی بود و سلیقه خودش را داشت و احساس کردم نمی‌توانیم کار کنیم.

بازی‌های الان را دنبال می‌کنید؟
در خانه بی‌کار باشم نگاه می‌کنم، اما آنقدر مشکلاتم زیاد است که کم و بیش نگاه می‌کنم.

هنوز هم طرفدار استقلال هستید؟
من قبل از اینکه به استقلال هم بیایم این تیم را دوست داشتم و حالا هم همینطور.
از دوستان قدیمی که فوتبال بازی می‌کردید با کسی هم ارتباط دارید؟
خیلی کم یکدیگر را می‌بینیم و یک تیم پیشکسوتان نادر داریم که در جام یونس شکوری شرکت می‌کنیم و هفته ای یک روز در سالن تمرین می‌کنیم.

وضعیت حال حاضر استقلال را چطور ارزیابی می‌کنید؟
قلعه نویی باید خیلی حواسش را جمع کند. ۴،۵ تیم مانند، نفت، تراکتورسازی و سپاهان هر هفته در صدر جدول جا به جا می‌شوند و هر تیمی بلغزد قهرمانی را از دست می‌دهد.


چند فرزند دارید؟
یک دختر و یک پسر دارم
به پسرتان توصیه نکردید به دنبال فوتبال برود؟
یک زمانی دروازه بانی می‌کرد و حتی تیم ایران خودرو هم دنبالش بود، اما بنا به دلایلی اجازه ندادم که برود و حالا هم مهندس کامپیوتر است و در بانک کار می‌کند.

در حال حاضر دلال بازی زیاد شده است، زمان شما هم این کارها وجود داشت؟
اصلا اینطور نبود. وقتی بازیکنی خوب بود با خودش صحبت می‌کردند و به تیم خودشان می‌برند، اما حالا سلام و علیک هم می‌کنید دنبال پول هستند و می گویند ۵۰ یا ۱۰۰ میلیون بدهید تا فرزندتان را به تیم‌ها معرفی کنیم. آن زمان شایسته سالاری وجود داشت و پولی در کار نبود.

قرارداد خودتان در آن زمان چه قدر بود؟
آخرین قرارداد من با تیم تاج سابق برای دو سال ۶ هزار تومان به همراه ماهی ۲۰۰ تومان بود.

دربی‌های الان چه تفاوتی با گذشته دارد؟
تفاوت که زیاد است، چون فوتبال پیشرفت کرده است. در زمان ما فوتبال رفاقتی بود و مانند الان نبود که دو روز قبل از بازی به اردو می‌روند و رسانه‌ها یک هفته به آن می‌پردازند.

آن زمان اردو وجود نداشت؟
فقط زمانی که قرار بود به جام میلز هندوستان برویم یک ماه در ورزشگاه شیرودی تمرین می کردیم و ناهار را هم در چلوکبابی کنار ورزشگاه می‌خوردیم.

وقتی ورزشگاه آزادی ساخته شد بازی‌هایتان دیگر در شیرودی برگزار نشد؟
متاسفانه بعد از ساخت آزادی که در بازی افتتاحیه آن ورزشگاه که تیم سانتوس بزریل با پله آمده بود و خودم هم حضور داشتم، شیرودی رها شد و حالا هم اصلا وضعیت خوبی ندارد.

با کدام بازیکن بیشتر صمیمی بودید؟
مرتضی شرکا از همان دوران جوانی بهترین دوست من بود و الان هم ۵۰ سال است که با یکدیگر رفت و آمد داریم.

شرایط حال حاضر را می‌بینید، دوست نداشتید مربی می‌شدید؟
مربیگری در ایران فایده ای ندارد، چون ارزشی قائل نیستند و بعد از دو باخت می‌گویند باید بروی. در فوتبال ما مربیگری فقط استرس و ناراحتی دارد. در فوتبال اروپا می‌بینید که یک مربی ۴ یا ۵ سال مربیگری می‌کند و حتی تا مرز سقوط هم رفته است، اما به او فرصت می‌دهند.
چرا نام شما با وجود اینکه اولین گل دربی را زده‌اید کمتر در بین رسانه‌ها و مردم وجود دارد؟
شاید این موضوع دور بودن خود من از فوتبال ربط داشته باشد. البته هر از چند گاهی رسانه‌ها تماس می‌گیرند و صحبت می‌کنیم.


بزرگترین مشکل حال حاضر فوتبال ما چه چیزی است؟
مشکلات زیاد است و متاسفانه حل هم نمی‌شود و باید ریشه ای برطرف شود. کسی را هم نداریم که این کار را انجام دهد. باید برنامه ریزی مدون داشته باشیم و به بخش پایه‌ها توجه جدی کنیم. همه می‌گویند باید به بخش استعدادیابی و پایه توجه کنیم، اما همه‌اش حرف است. همین تیم امید را ببینید؛ ۴۰ سال است که پشت در المپیک مانده است.

توصیه‌تان برای جوانان چیست؟
توصیه می‌کنم ابتدا درس خود را بخوانند. چون در حال حاضر از هر ۱۰۰ بازیکن ۵ نفر به مراحل بالاتر می‌رسند، بقیه را نابود می‌کنند و توجهی نمی‌شود. استعداد زیاد است، اما با دلال بازی خرابش می‌کنند. تمام برنامه های فوتبال را دلال‌ها خراب کرده‌اند.

سال نو را پیشاپیش تبریک می‌گوییم و از وقتی که در اختیار ما گذاشتید سپاسگزاریم.
من هم از شما تشکر می‌کنم. در آستانه سال نو هستیم و امیدوارم که مردم ایران سال ۹۴ را در آرامش و سلامتی سپری کنند.