به گزارش افکارنیوز، او مستقیماً تیم مدیریتی فدراسیون فوتبال را نشانه گرفت و گفت در جلسه با کفاشیان مشکلاتی که پیشتر گمان می‌کردیم حل شدنی است، گویا حل نخواهد شد. این جمله کروش نشان داد که او از مدیریت حاکم بر فدراسیون فوتبال به شدت گلایه دارد‌؛ چراکه نه‌تنها در بحثبازی‌های تدارکاتی و اردوهای ملی که در جزئیات کار هم مشکلات فراوانی وجود دارد.

کروش که داستان ممنوع‌الخروجی‌‌اش را یک توهین آشکار و آبروریزی بین‌المللی می‌داند هنوز کینه این حکایت را به دل گرفته و با خودش کنار نیامده که چگونه سرمربی تیم‌ملی نمی‌تواند از کشور خارج شود؟
او با مثال انقراض نسل یوزپلنگ ایرانی و جلوگیری از انقراض خودش بار دیگر بر قله فرهنگ واژه‌ها ایستاد و نشان داد راه ارتباط گرفتن با مردم را یاد گرفته است. به نظر می‌رسد خیال کروش تا حدودی از جانب وزارت ورزش راحت است و این بار او نمی‌تواند بی‌نظمی‌های حاکم بر فدراسیون فوتبال را تحمل کند.

کروش می‌گوید حرف من این نیست که از تیم‌ملی ایران بروم، بلکه راه موفقیت در اینجا هموار نیست. او می‌گوید دوست ندارد قول و وعده‌ای بدهد که از انجامش ناتوان است. نمی‌خواهیم هر آنچه کارلوس می‌گوید را یکسره قبول کنیم و مثل یک هوادار چشم و گوش بسته ادعا کنیم که کروش یکی است و تمام! اما وقتی به شرایط فوتبال ایران و روند حاکم بر این فدراسیون می‌نگریم متوجه می‌شویم که کروش تجلی نظم و انضباط فوتبال اروپاست و تحمل این همه شلختگی برایش مقدور نیست.
او قراردادی را با فدراسیون فوتبال امضا و سپس اظهار ندامت کرده و از آنها خواسته با فسخ قرارداد طبق شرایط موافقت کنند اما اینک مشاهده می‌کند که به اجبار باید در فوتبالی بماند که هیچ چیزش روی حساب و نظم نیست.

كروش بخشي از اين بينظميها را در سفرهاي خارجي تيمملي افشا كرد؛ سرتيترهاي فوقالعاده ناراحتكنندهاي را هم به خبرنگاران داد. متأسفانه در شرايطي كه تيمملي در سفرها و اردوها با مشكلاتي وحشتناك دست به گريبان است اتفاقاتي رخ داده كه كروش در هيچ جاي دنيا نديده و شايد هر كس جاي او بود زودتر از اينها كار را رها ميكرد و ميرفت. مسلماً بخشي از حكايت ماندن كروش و شوق مبارزهاي كه در او شعله ميكشد همين عشق مردم به اين مربي است؛ در غير اين صورت مربي بزرگ خارجي تنها بايد مجنون باشد كه در اين فوتبال بماند و بماند و بماند...