به گزارش افکارنیوز، طی هفته‌های اخیر با شدت گرفتن حملات به کارلوس کروش اتهامات مطرح شده علیه این مربی نامدار نیز بزرگتر و خنده‌دارتر از همیشه شده است؛ اتهاماتی از جنس فوتبال ایران که مطرح شدن آنها از سوی منتقدان و شاید باور کردن آنها از سوی برخی مخاطبان، فقط و فقط می‌تواند از ناآشنایی آنها با زندگی شخصی و حرفه‌ای او نشأت گرفته باشد. به همین منظور تصمیم گرفتیم بازنگری‌ای داشته باشیم به بخشی از گزارش‌هایی که طی سال‌های اخیر از کروش در خبرورزشی به چاپ رسیده و قطعاً کسانی که آنها را مطالعه کرده‌اند و به شناخت کافی از کروش رسیده‌اند، همان‌هایی هستند که امروز به منتقدان سرمربی تیم ملی و اتهام‌های وارد شده به او می‌خندند.

فاتح دو جام جهانی جوانان
FBCQ، آکادمی فوتبال کارلوس کروش

یکی دیگر از فعالیت‌های اقتصادی کروش که البته این بار کاملاً مرتبط به فوتبال است، مدارس فوتبال بین‌المللی و معتبر او تحت عنوان
«Football by Carlos Queiroz»(FBCQ) است که ضمن زیر نظر داشتن کلیه مدارس فوتبال باشگاه منچستریونایتد در سراسر جهان، با چندین فدراسیون فوتبال در نقاط مختلف جهان قرارداد داشته و تیم‌های ملی پایه این کشورها را کاملاً در اختیار دارد. کارلوس کروش علاوه بر اینکه به عنوان یک تئوریسین فوتبال شناخته می‌شود، ‌به خاطر تخصص در فوتبال پایه از او به عنوان معلم فوتبال نیز نام برده می‌شود. کروش به همین روش بازیکنانی چون رونالدو و پیش از آن ستارگان نسل طلایی فوتبال پرتغال را کشف کرده و پرورش داد و با آنها ۲ بار فاتح جام جهانی جوانان در سال ۱۹۸۹ و ۱۹۹۱ شد. کروش همچنین به عنوان مدرس فوتبال، مربیان بزرگی همچون ژوزه مورینیو را به فوتبال جهان تحویل داد، مورینیویی که در تیم اسپورتینگ لیسبون دستیار سوم کروش بوده است.

هزینه‌های هنگفت کروش در زادگاهش
کمک ۹ میلیون یورویی به یونیسف و ساخت مسجد و مدرسه

حالا در ایران کمتر کسی است که از جزیره خصوصی کارلوس کروش خبر نداشته باشد اما روزی که در خبرورزشی گزارش کاملی از او و جزیره منحصر به ‌فردش چاپ کردیم، از سوی خیلی‌ها به دروغگویی متهم شدیم. جزیره‌ واینری از مجمع‌الجزایر کوئیریمبیاس از استان کابو دلگادوی موزامبیک که از سال ۱۹۹۱ به بعد توسط کارلوس کروش از جزیره‌ای متروکه و مخروبه به یکی از برترین جاذبه‌های گردشگری جنوب شرق آفریقا و در حد فاصل موزامبیک و ماداگاسکار تبدیل شده است. جزیره‌ای که می‌رفت تا خالی از سکنه شود اما به لطف عرق ملی و هزینه‌های هنگفت کروش حالا به یکی از پررونق‌ترین جزایر آفریقا از نظر زیست‌محیطی و اقتصادی تبدیل شده است. به گزارش مجله معتبر «Focus» در سال ۲۰۰۹ کارلوس کروش که در ایران از سوی دلواپسان بیت‌المال به دلالی متهم شده، ‌ در زمان فعالیت در باشگاه منچستریونایتد با جمع‌آوری مبلغ ۹ میلیون یورو که بخش قابل توجهی از آن را خود تأمین کرده بود، از یونیسف برای ریشه‌کن کردن آبله مرغان در موزامبیک کمک گرفت. این مربی که در ۲۰ سالگی موزامبیک را به مقصد پرتغال ترک کرده بود، در بازگشت به زادگاه خود برای بومیان جزیره خود که شامل مسیحیان و مسلمانان موزامبیک می‌شدند، کلیسا، مسجد، فرودگاه و پلیس به ارمغان آورده و مهم‌ترین مایحتاج آنها همچون آب آشامیدنی، غذا و صابون را فراهم کرده و با ساختن مدرسه تنها تا سال ۲۰۰۹ تا ۴۰ درصد سطح سواد در بین کودکان منطقه را افزایش داده و همه اینها جدا از هزینه‌های چند صد هزار دلاری او در پروژه‌های زیست محیطی و فعالیت‌های نجات حیوانات در معرض انقراض این جزیره بوده است.

جرارد پیکه: منچستر با کروش قوی بود
گری نویل: با طرح جامع کروش، بارسلونا را بردیم

کارلوس کروش در حالی در فوتبال ایران مورد هجمه تعدادی از مربیان ایرانی قرار گرفته که هنوز هم در فوتبال انگلیس از او به عنوان ابداع‌کننده سبک‌های نوین در فوتبال جزیره نام برده می‌شود و هنوز هم شاگردان گذشته او دست از تبعیت از تفکرات و سیستم‌های او برنداشته‌اند. آنچنان که گری نویل در این خصوص در کتاب خود نوشته: «باید در نیمه‌نهایی لیگ قهرمانان ۲۰۰۸ به مصاف بارسلونای در اوج می‌رفتیم اما کروش در تمرینات با استفاده از تشک فضاها را مشخص کرده و از بازیکنان می‌خواست آنها را پوشش دهند. کروش خیلی وسواسی بود، ما هرگز تا آن زمان چنین توجه به جزئیات را ندیده‌ بودیم. ما دوباره و دوباره تمرین می‌کردیم و گاهی در حالی که راه می‌رفتیم و توپ در دست‌مان بود، آن حرکات را تکرار می‌کردیم اما دستورالعمل کاملاً ساده بود. رونالدو باید رو به جلو بازی می‌کرد، توس باید با یحیی توره درگیر می‌شد، باید اجازه می‌دادیم توپ و میدان در اختیار بارسا باشد. پارک و رونی باید در مهار مسی و اینیستا کمک می‌کردند اما بخش پیچیده کار با اسکولز و کریک بود. کروش برای آنها برنامه ریخته بود و در نهایت بارسلونا ۱۸۰ دقیقه نتوانست به ما گل بزند و ما با تک‌گل اسکولز به فینال رفتیم. ما بارسلونا را با طرح جامعی که کروش ابداع کرده بود، شکست دادیم.» در همین حال جرارد پیکه نیز طی سال‌های اخیر پیش از رویارویی بارسلونا با منچستریونایتد گفته بود: «منچستر دیگر آن منچستر سابق نیست. در زمان ما با حضور کروش، منچستریونایتد بسیار قوی‌تر بود. کروش همه کاره تیم بود و در طول هفته او ما را تمرین می‌داد و ترکیب و تاکتیک تیم را مشخص می‌کرد. ما فقط یک ساعت پیش از هر دیدار فرگوسن را در رختکن می‌دیدیم که ترکیب و تاکتیک را برای ما می‌خواند. نقش فرگوسن بیشتر مدیریتی بود و از نظر روحی و روانی بر تیم تأثیرگذار بود اما مسائل فنی و تاکتیکی تیم کاملاً با کارلوس کروش بود.»

کاشف نسل طلایی پرتغال
اتهام دلالی به تاجر الماس؟!

در سال ۲۰۱۱ و پس از حضور کارلوس کروش روی نیمکت تیم ملی بود که به نقل از رسانه‌های موزامبیک از تجارت الماس توسط او در زادگاهش پرده برداشت. بنا بر گزارش سایت «SOL» موزامبیک، کروش در کنار فاضل سادات رئیس وقت فدراسیون فوتبال موزامبیک و آلبرتو چیپانده فرزند ژنرال چیپانده با ثبت شرکت نیامالاند تجارت الماس موزامبیک را در دست گرفته‌اند که ۴۰ درصد از این شرکت چندین میلیون دلاری متعلق به کروش است. این گزارش هرگز از سوی کروش مورد تأیید یا تکذیب قرار نگرفت و تنها هدف از اشاره مجدد به این موضوع تفکر و تعمق بیشتر در مورد اتهاماتی است که این روزها به کروش زده می‌شود، حتی اگر از کنار نام بزرگ کروش در فوتبال و اعتبار و آبروی او در فوتبال اروپا و دنیا به سادگی عبور کنیم، آیا می‌توانیم قبول کنیم که یک تاجر الماس که به گواه تمام گزارش‌های منتشر شده از او، درآمدهایش خارج از مستطیل سبز بسیار بیشتر از دستمزد فوتبالی اوست، به دنبال حق دلالی در فوتبال ایران و درآمدهای چند ده هزار دلاری از انتقال ملی‌پوشان ایرانی بوده باشد، آن هم از بازیکنانی چون علیرضا حقیقی که هنوز تحت قرارداد باشگاه روبین‌کازان روسیه است و به صورت قرضی راهی فوتبال پرتغال شده است؟! جالب اینکه در فوتبال اروپا از کارلوس کروش کاشف نسل طلایی فوتبال پرتغال به عنوان یکی از بهترین استعدادیاب‌های فوتبال جهان نام برده می‌شود که باشگاه منچستریونایتد هنوز خود را در جذب ستاره‌ای چون رونالدو مدیون او می‌داند.

از نظرات غیرکارشناسی مردم تا سرالکس!
فرگوسن: به کروش گفتم بمان جانشینم شو

علاوه بر انتقادات پوچ مالی، منتقدان کروش این روزها سرمربی تیم ملی کشورمان را از حملات به اصطلاح فنی خود نیز بی‌بهره نگذاشته‌اند و با بیان اینکه کروش طی مدت ۴ ساله حضورش در تیم ملی هیچ کار مفیدی برای فوتبال ایران انجام نداده، بارها در مقابل آرای قاطع مردم برای حفظ این مربی نظرات مردم را غیرکارشناسی دانسته‌اند. این در حالی است که هنگام جدایی کروش از منچستریونایتد، الکس فرگوسن نیز مصرانه از دستیار پرتغالی خود خواسته بود تا در تصمیم خود مبنی بر رفتن از منچستریونایتد به رئال مادرید تجدید نظر کند. فرگوسن در کتاب خود که سال گذشته منتشر شد، نوشت: «از کروش خواستم به خاطر رئال مادرید، منچستریونایتد را ترک نکند، به او گفتم هم منچستر به او و هم او به منچستر نیاز دارد و در صورت ماندن در کنار من، قطعاً در آینده نه چندان دور سرمربی منچستر و جانشین من در این تیم خواهد بود. به او در مورد کار در رئال مادرید هشدار دادم و پس از آنکه دیدم کارلوس تصمیم خود را گرفته، به او گفتم منچستر خانه اوست و هر زمان که خواست، می‌تواند بازگردد.» حالا و در شرایطی که سرالکس فرگوسن از بازگویی اصرارش برای حفظ کروش هراسی ندارد، منتقدان کروش نظر فوتبال‌دوستان ایرانی مبنی بر حفظ سرمربی تیم ملی را نظری احساسی، غیرفنی و غیرکارشناسی می‌دانند!
ناگفته نماند تعریف و تمجیدهای فرگوسن از کروش در کتابش به اینجا ختم نمی‌شود و بارها در این کتاب از کروش به عنوان مربی‌ای بزرگ و بهترین دستیار دوران فعالیتش نام برده است.
جالب اینکه فرگوسن در سال ۲۰۰۵ و پس از بازگشت کروش از رئال نیز رسماً از او به عنوان جانشین خود در

منچستر نام برد اما این بار نیز کروش در سال ۲۰۰۸ و برای هدایت تیم ملی پرتغال(کشور خود) از منچستریونایتد جدا شد.

اعتبار کروش و نگاه بیمارگونه مخالفان
حرفه‌ای‌ها اعتبارشان ‌را حراج نمی‌کنند

برای آنهایی که از آب «کره» می‌گیرند، از لیست تیم ملی «پول» درمی‌آورند، در لیست زیر ۲۳ ساله‌های تیم باشگاهی کاسبی می‌کنند و لیست امیدها را با ۵۰ درصد بازیکن مستعد و ۵۰ درصد بچه پولدار و بابا مایه‌دار می‌بندند، باور کردنی نیست یک سرمربی خارجی با عرق و تعصب در حال خدمت به فوتبال ایران باشد و تصور می‌کنند طرف از این همه تعصب نفع می‌برد یا از انرژی و وقتی که برای تیم ملی می‌گذارد، جدا از قراردادش منفعتی به دست می‌آورد.
اما به نظر شما آیا کارلوس کروش که تاجر الماس است، جزیره اختصاصی دارد، از جزیره اختصاصی و توریستی‌اش نفع مالی ایده‌آلی می‌برد و مدرسه فوتبالش هم پولساز و سودده است اعتبار خود را به خاطر پورسانت چند ده هزار دلاری زیر سؤال می‌برد؟
آدمی با این همه اعتبار و درآمد که فقط یک شب عید در ایران ۵۰ هزار دلار به برخی کارمندان فدراسیون فوتبال و کارگران کمپ تیم‌های ملی عیدی داد، لنگ پورسانت ۵۰ هزار دلاری قرارداد بازیکن تیم ملی ایران است؟! مگر از قرارداد یک بازیکن ایرانی با باشگاه‌های خارجی بیشتر از ۵۰ هزار دلار پورسانت نصیب واسطه قرارداد می‌شود؟!
آنهایی که این تهمت‌ها را به کروش می‌زنند، خودشان هم می‌دانند ادعای‌شان مستند نیست. آنها چون فاقد سواد و دانش فنی لازم برای انتقاد فنی از کروش هستند، بحثرا به بیراهه می‌کشند و حرف نامربوط می‌زنند اما مردم حقایق را می‌دانند و خیلی بهتر از آقایان، سره را از ناسره تشخیص می‌دهند. مردم می‌دانند یک حرفه‌ای مثل کروش هرگز و به هیچ قیمتی چوب حراج به اعتبارش نمی‌زند.

کروش ارزان‌تر از دنیزلی، ژوزه و …
قرارداد با پرتغال بهتر از قرارداد با ایران

در بین رقبای ایران فدراسیون فوتبال عربستان پیشنهادی ۵/۱۲ میلیون دلاری را برای جذب بیلسا مطرح کرده و در داخل ایران نیز بوده‌اند مربیانی چون دنیزلی و ژوزه که از باشگاه‌های ایران مبلغی به مراتب بیشتر از کروش دریافت کردند اما حالا منتقدان کروش قرارداد ۴/۱ میلیون یورویی کروش با ایران را زیر سؤال برده و بارها اعلام کرده‌اند که در هیچ جای دنیا چنین پولی به این مربی پرتغالی پرداخت نمی‌شود اما این در حالی است که به گزارش سایت «metro» انگلیس، کروش پیش از ایران با قراردادی ۴/۱ میلیون پوندی هدایت تیم ملی پرتغال را بر عهده داشته و با قراردادی به مراتب بهتر از ایران در کشور خود هدایت ستارگانی چون رونالدو را عهده‌دار بوده است.
ادعاهاي عجيب منتقدان كروش در حالي مطرح ميشود كه طي همين سالهاي اخير و طي دوران حضور كروش در ايران نيز اين مربي پرتغالي با بيش از يك دوجين پيشنهاد از تيمهاي ملي و باشگاهي از نقاط مختلف جهان روبهرو بوده است و نام او در بين نامزدهاي هدايت تيمهايي چون منچستريونايتد، تاتنهام، كوئينزپارك رنجرز، ليدزيونايتد، نيجريه، آفريقاي جنوبي، مراكش، يونان، ژاپن، توگو و ... مطرح شده است.