به گزارش افکارنیوز، این بازیکن گنبدی که یکی از محبوبترین چهره های فوتبال ماست در روستوف شرایط خوبی دارد و امیدوار است تابستان امسال به تیم بهتری هم برود.

حرفهای سردار فوتبال ایران را بخوانید:

از زندگی در روسیه راضی هستم
از زندگی در روسیه راضی هستم و به زندگی در این کشور عادت کردم و امیدوارم در سال های آینده هم بمانم و پیشرفت کنم. دلم برای ایران خیلی تنگ می شود اما مجبورم به خاطر فوتبالم اینجا زندگی کنم. روستوف شهر قدیمی و هم مرز با اوکراین است.

روستوف بردیف را کم داشت
آقای بردیف از بهترین مربیان لیگ روسیه است و بازیکنان هم در این مدت تلاش کردند. روستوف تیم فوق العاده ای بود و نیاز به یک مربی خوبی داشت که با حضور آقای بردیف تیم خوبی شدیم و به احتمال زیاد در لیگ می مانیم.

از هواداران تشکر می کنم
هواداران روستوف خیلی به من لطف دارند و امیدوارم روستوف از شرایط بحرانی خارج شود. نه تنها من و بلکه بازیکنان دیگر هم برای تیم زحمت کشیدند واز هوادارانی که در این مدت به من لطف داشتند، تشکر می کنم.

غذای محلی می خورم
من آدم احساسی هستم اما باید این شرایط را برای پیشرفت فوتبالم تحمل کنم. پدر و مادرم هم به اینجا می آیند و از لحاظ تغذیه مشکلی ندارم و غذای محلی می خورم. مادرم خیلی برای من زحمت کشیده و هر چه بگویم کم گفتم.

من را سریک صدا می زنند
از بچگی به من می گفتند، سریک و من را با این اسم صدا می زدند و یک اسب هم به این اسم دارم. من سه اسب دارم چون اسب نجیب ترین حیوان است، آنها را خیلی دوست دارم و گاهی که دلم می گیرد آنها را می بینم. برای تماشای مسابقات اسب سواری گنبد می روم و پنجشنبه ها و جمعه هم به خاطر اینکه حوصله ام سر نرود مسابقات اسب سواری گنبد را می بینم. من اینجا حوصله ام سر می رود و دو سال با این شرایط زندگی کردم تنها بودم. برای هدفن سختی می کشم و حالا باید ببینم پیشرفت تا کجاست.

رئیس جمهور تاتارستان رضایت نامه ام را گرفت
برای فصل آینده باید با روبین کازان صحبت کنم. ۵ روزمانده بود فصل نقل و انتقالات تمام شود، روبین کازان اعلام کرد سردار را به روستوف نمی دهیم. اما شهردار روستوف و رئیس جمهور تاتارستان وارد ماجرا شد و فکر کنم یکی، دو ساعت مانده بود به پایان فصل نقل و انتقالات قرارداد با روستوف صد در صد شد.

از تیم ملی زیر ۱۳ سال خط خوردم
والیبالم خیلی خوب است و به تیم ملی زیر ۱۵ سال والیبال هم دعوت شدم. بعد از اینکه از تیم ملی زیر ۱۳ سال خط خوردم سمت والیبال رفتم و با خودم گفتم پدرم هم پارتی ام می شود. اما روزی که می خواستم به ارومیه برای تست والیبال بروم یکی از مربیانم با من تماس گرفت تا به تمرینات فوتبال برگردم. با یک زنگ من از والیبال به فوتبال رفتم و بعد از مشورت با خانواده ام فوتبالم را ادامه دادم. در تیم ملی زیر ۱۳ سال آقای بیداریان خطم زد چون دیر رفته بودم البته تقصیر بابام بود که دیر رفته بودم.

زیرآب فرهاد قائمی در تیم ملی را می زدم
اگر والیبال را ادامه می دادم رقیب همشهری ام فرهاد قائمی بودم و شاید صد در صد از او بهتر می شدم البته شوخی می کنم و قطعا فرهاد از من بهتر است. در حال حاضر والیبال روی بورس است و تیم ملی والیبال برای ایران افتخار آفرین بوده و امیدوارم قهرمان جهان شود. نمی دانم اگر والبیال را ادامه می دادم به اروپا می رفتم یا نه اما اگر والیبال بازی می کردم قطعا زیرآب فرهاد قائمی را می زدم و جای او را می گرفتم. من و فرهاد بیشتر در گنبد و مسابقات اسب سواری همدیگر را می بینیم و اتفاقا اسبش را به باشگاه ما هم آورد.

بیشتر از ۵ گل به نایمخن می زنیم
علیرضا جهانبخش صمیمی ترین دوست من در فوتبال است. لیگ هلند آنقدر داغون بود که ۱۰ تا بازی مانده به پایان لیگ تیم شان قهرمان شد، مگر چنین چیزی می شود؟ البته شوخی کردم و با جهانبخش تبریک می گویم که بهترین بازیکن نایمخن شد و او یکی از افتخارات ایران است. بازی روستوف و نایمخن مثل رئال مادرید و ختافه است و شاید بیشتر از ۵ گل بزنیم. من در تیم ملی با همه رفیق هستم اما رفیق صمیمی ام علی و مرتضی پور علی گنجی است.

جهانبخش روسیه را دوست نداشت
دوست دارم با علی در اروپا بازی کنم ولی این اتفاق احتمالش کم است و شاید من تیمی بروم که او نپسندد و برعکس البته اگر کنار من باشد برای من هم بهتر است. باشگاه روبین کازان هم به من پیشنهاد داد با جهانبخش صحبت کنم اما علی نپسندید و روسیه را دوست نداشت و شاید لیگ روسیه برایش سخت بود.