به گزارش افکارنیوز، یک ایرانی - فیلیپینی که حالا به چهره اصلی فوتبال این کشور تبدیل شده است. او در فرصت کوتاهی که به ایران آمده بود، ساعاتی مهمان ما شد تا از او بیشتر بدانیم. این شما و این هم ماجرای بازیکن ۲۸ ساله ایرانی‌الاصل تیم ملی فیلیپین؛ میثاق بهادران.

دوست داریم از ورودت به دنیای توپ گرد و فوتبالیست شدنت بگویی.
من در ایران بزرگ شدم و همیشه آرزو داشتم فوتبالیست شوم اما موقعیتش نبود و از سوی دیگر باید درسم را رها می‌کردم. با ناامیدی سراغ بسکتبال و بیلیارد رفتم تا اینکه برای تحصیل در رشته دندانپزشکی به فیلیپین رفتم. در دانشگاه در جمعی بودم که ایرانی‌های زیادی حضور داشتند. زمین بسکتبال را به زمین فوتسال تبدیل و شروع کردیم به بازی فوتسال. ۵ سال آقای گل، ‌ بهترین بازیکن و قهرمان مسابقات فوتسال بین دانشگاه‌ها شدم تا اینکه به تیم ملی فوتسال فیلیپین دعوت شدم. در بازی‌های فوتسال قهرمانی آسیا که ایران، ژاپن را ۴ بر یک برد و قهرمان شد، تیم ما هم حضور داشت. بعد از مدتی به تیم ملی فیلیپین هم دعوت شدم اما به خاطر درسم، نرفتم چون تمرینات فوتسال شب‌ها برگزار می‌شد، تصمیم گرفتم در فوتسال بمانم تا اینکه سال ۲۰۱۱ و وقتی ۲۴ سالم بود، درسم تمام شد. هنوز مدرکم را نگرفته بودم که رفتم سر تمرین تیم ملی فوتبال. می‌خواستند تست بگیرند. ۵۰،۶۰ بازیکن از کشورهای مختلف تست دادند که دو نفر را می‌خواستند و من یکی از آنها بودم. این‌طوری پایم به فوتبال باز شد و بعد از آن هم به تیم باشگاهی گلوبال سیتی پیوستم و ۴ سال است که در این تیم توپ می‌زنم. این تیم بهترین تیم لیگ فیلیپین است و قهرمانی‌های زیادی هم دارد. لیگ اول فیلیپین ۱۰ تیم دارد.

با این تیم در مسابقات آسیایی هم شرکت کردید؟
در بازی‌های AFC‌کاپ حضور داشتیم. با قهرمان مالزی صفر - صفر کردیم اما در ادامه به خاطر مشکلاتی که در رجیستر شدن بازیکنان خارجی پیدا کردیم، از مسابقات کنار رفتیم وگرنه زورمان می‌رسید که در این مسابقات بهتر کار کنیم.

گویا سال گذشته در تمرینات استقلال هم حضور داشتید.
از طریق آقای تمهیدی که با میرشاد ماجدی رفاقت داشتند، ‌به تمرین استقلال رفتم. علت حضورم فقط آمادگی بود و قصد بازی در این تیم را نداشتم. هیجان زیادی داشتم و فکر نمی‌کردم یک روز در تمرین این تیم شرکت کنم. زمانی که در تمرین شرکت کردم، فکر کردند من فارسی بلد نیستم. حنیف عمران‌زاده زیاد با من شوخی می‌کرد و خیلی با هم رفیق شدیم. فردایش هم خبر زدند که یک فیلیپینی در تمرین استقلال شرکت کرده است.

خودت استقلالی هستی یا پرسپولیسی؟
باور کنید هیچ‌کدام. هر دوی این تیم‌ها را دوست دارم اما بیشتر تیم ملی برایم مهم است و تیم ایران را خیلی دوست دارم.

ایرانی‌های دیگری هم در فیلیپین بازی می‌کنند؟
در تیم ملی فوتسال فیلیپین ۵،۶ بازیکن ایرانی دورگه حضور دارند که همه پزشکی خوانده‌اند. در فیلیپین ۴،۵ هزار ایرانی هستند و جو خوبی است.

شرایط فوتبال فیلیپین چگونه است؟
الان شرایط بهتر شده است. تا چند سال پیش بازیکنان باید پول می‌دادند تا در تیمی بازی می‌کردند اما الان تیم گلوبال‌سیتی که من در آن بازی می‌کنم، ماهی ۸ تا ۱۰ هزار دلار حقوق می‌دهد. مدیر این تیم یک فرد بانفوذ در فوتبال فیلیپین است که بعد از اشتیاقی که در من دید و عملکرد خوبی که داشتم، مرا به این تیم دعوت کرد.

از گلی که به بحرین زدی، بگو.
از زدن گل بسیار خوشحال بودم اما گل اول را هم من زدم که به نام کس دیگری نوشتند. باور کنید از ناراحتی دو شب نخوابیدم.

می‌دانی که گلت به بحرین به خاطر سابقه بازی ما با آنها چقدر مهم بود؟
بله، می‌دانستم که در مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ ایران را ۳ بر یک بردند و با پرچم عربستان رقصیدند. اتفاقاً وقتی به ورزشگاه منامه رفتم، دیدم عکس‌های آن بازی را در دور تا دور ورزشگاه زده‌اند. فهمیدم چقدر گلم به این تیم برای ایرانی‌ها مهم بوده است.

گویا سرمربی تیم ملی فیلیپین هم کاپیتان تیم ملی آمریکا بوده که در جام جهانی ۱۹۹۸ به ایران باخت.
بله، توماس دالی سرمربی ما آمریکایی است و کاپیتان تیم ملی آمریکا در جام جهانی ۱۹۹۸ بوده است. اتفاقاً گاهی با او شوخی می‌کنم و از گلی که استیلی و مهدوی‌کیا به آمریکا زدند، می‌گویم اما کلاً مرا و سبک بازی‌ام را دوست دارد. از سرعت و تکنیکم خیلی خوشش می‌آید و همیشه به من می‌گوید دریبل بزن.

از اینکه دیگر نمی‌توانی برای تیم ملی ایران بازی کنی، ناراحت نیستی؟
دوست داشتم برای ایران هم بازی کنم اما همین که در تیم ملی فیلیپین هم بازی می‌کنم، راضی‌ام. وقتی به تیم ملی فیلیپین دعوت شدم، می‌خواستم یک پیراهن تیم ملی این کشور را داشته باشم تا اگر زمانی بچه‌ام پرسید، بگویم پدرت فوتبالیست بوده و در تیم ملی هم بازی کرده است.

چند بازی ملی داری؟
۳۳ بازی ملی دارم و ۳ گل هم زده‌ام.

ماجرای پیراهن امضا شده دژاگه برای تو چیست؟
دروازه‌بان سوم فولام، فیلیپینی است. از او خواستم لباس اشکان را برای من بگیرد و او هم یک لباس امضا شده از او را برای من آورد. دژاگه با استفان شورکی بازیکن شماره ۱۷ ما که در لیگ انگلیس بازی می‌کند، رفاقت زیادی دارد.

و عکسی که با کاناوارو انداختی؟
کاناوارو برای یک بازی تبلیغاتی همراه پل اسکولز، اندی کول و دنیس وایز به فیلیپین آمده بود و من هم در تیم آنها بودم. حسابی با هم رفیق شدیم و حتی می‌گفت تو بِست‌فرند(بهترین دوست) من هستی. در همان بازی من در حضور کاناوارو بهترین بازیکن میدان شدم که خیلی هم خوشحال شد. سال قبل هم برای انتخاب بهترین‌های فوتبال آسیا همراه علی دایی و سیدورف به فیلیپین آمده بود که همدیگر را دیدیم و حسابی خوش گذشت.

گویا مقابل بکام هم بازی کردی.
او با تیم ال‌ای گالکسی لس‌آنجلس در فیلیپین بازی کرد که در تیم مقابل ما بود و اتفاقاً به قدری او را اذیت کردم که دندانم را شکست.

حالا که نمی‌توانی در تیم ملی ایران بازی کنی، دوست داری مقابل تیم ملی کشورمان به میدان بروی؟
آرزوی فوتبالی‌ام بازی کردن جلوی تیم ملی ایران است، نه به خاطر اینکه گل بزنم بلکه بتوانم پیراهن چند بازیکن تیم ملی را یادگاری بگیرم. در این چند روزی هم که در ایران بودم، با چند فوتبالیست مثل محمد نوری آشنا شدم و خیلی خوشحالم.

تیم ملی ایران و کارلوس کروش را چطور می‌بینی؟
تیم ملی با کروش روند بسیار خوبی دارد. بازیکنانی مثل دژاگه، قوچان‌نژاد و سردار آزمون در زمان کروش به تیم ملی آمده‌اند. در جام جهانی با پیراهن ایران بازی با آرژانتین را تماشا می‌کردم که باعثتعجب فیلیپینی‌ها شده بود. ایران در آن بازی می‌توانست حداقل به مساوی برسد اما گل مسی، کار را خراب کرد. من به تیم ملی ایران افتخار می‌کنم. ایران بهترین تیم آسیاست. الان تیم ملی مثل اروپایی‌ها بازی می‌کند. سرعتی، قدرتی، تکنیکی و تک‌ضرب. مربی ما قبل از بازی با بحرین فیلم بازی ایران با بحرین را گذاشت و بازی خوب تیم ملی را مثال زد که باعثغرور من شد.

از تیم‌های باشگاهی ایران پیشنهادی نداری؟
چند نفر با من صحبت کردند اما هنوز چیزی مشخص نیست. باید با باشگاهم در فیلیپین صحبت کنم و ببینم اجازه می‌دهند یا نه، چون اصلاً نمی‌دانند من به ایران آمده‌ام.

اصلیت تو مال کجاست؟
من بچه باغ بهادران اصفهان هستم و اصل فامیل من باغ بهادران بوده اما در فیلیپین به خاطر مادرم، مدینا را هم به فامیل‌مان اضافه کرده‌اند که فیلیپینی بودن ما را هم نشان دهد.

گویا سابقه بازی در یک فیلم سینمایی را هم داری.
بله، چند سال قبل در فيلم زندگي بر فراز دنيا بازي كردم كه كارگردانش را يادم نيست اما ميدانم در اين فيلم خانم سحر زكريا كه بعدها در پاورچين بازي كرد، همبازي من بود. (اين فيلم ساخته مهدي كرمپور در سال ۱۳۷۷ است) يك روز به مدرسه ما آمدند و من و يكي از همكلاسيهايم را براي اين فيلم بردند. گفتند به خاطر چشمهاي رنگيات تو را براي بازي در اين فيلم انتخاب كردهايم. داستان زندگي خلباني بود كه شهيد شده بود. خانم زكريا در آن فيلم معلم من بود.