به گزارش افکارنیوز، متن این نامه به شرح زیر است:

به نام خدا
خیلی چیزها را نگفتن معرفت می خواهد نه طاقت
طاقت یک روز تمام می شود اما معرفت نه.

من حبیب گردانی هستم زادگاهم تبریز است بچه تبریزم و بمانند همه آذربایجانی ها وطنم را عاشقانه دوست دارم و خواهم داشت زیرا علاقه به وطن و آب و خاک مانند علاقه به پدر و مادر و زن و فرزند امری طبیعی است.

از روزی که پابه توپ شدم آرزو داشتم یک روز در تیم محبوبم تراختور بازی کنم چراکه آرزوی هر بازیکنی بازی در تیم بزرگ تراختور است الخصوص که بچه تبریز باشی. خداوند را شاکرم که به آرزویم رسیدم و توانستم بمانند یک سرباز در خدمت به مردم نجیب تبریز وهوادارن فوتبال آذربایجان باشم. خدا را گواه می گیرم زمانیکه در میدان بودم از هیچ کوششی برای پیروزی تیم بزرگ تراختور فروگذار نکرده وهمیشه و در همه حال تا پای جان برای تیم های شهرم بازی کرده ام چه زمانیکه در شهرداری بوده ام و چه زمانیکه به تراختور بزرگ پیوستم همیشه و در همه حال برای پیروزی و موفقیت تیمهای شهرم جنگیده ام.

همه می دانیم که تراختور برای هوادارانش نه یک تیم فوتبال بلکه بعنوان آرزو و آمال و عشقی بی پایان است من از زمانیکه خود را می شناسم چه بعنوان هوادار و چه بعنوان بازیکن تراختوربزرگ را عاشقانه دوست داشته ام و خواهم داشت.

من حبیب بچه تبریز، همیشه با پیروزیهای تراختوربزرگ شاد و و با شکستهایش گریخته ام دوست داشتم و سعی کردم یکبار دیگر در تبریز بمانم اما نشد و تقدیر نگذاشت. قسمت این بود که به دیاری دیگر رفته و فوتبالم را در تیم دیگری ادامه دهم. ناملایمات را تحمل کردم و بخاطر هوادارن بزرگوار، باسواد و فهیم تراختور دم نزدم. می روم اما با آرزوی موفقیت برای تیم شهرم از این تیم جدا می شوم اعتقادم این است بعضی زخمها باید باقی بمانند تا راهت را گم نکنی.

درپایان از صمیم قلب برای شما هواداران آرزوی پیروزیهای شیرین در میادین بزرگ را دارم شما هوادارن همیشه در قلب من خواهید بود و هیچ وقت تشویق های پرشورتان را فراموش نخواهم کرد من " حبیب بچه تبریزم " و بچه تبریز باقی خواهم ماند.

به امید سلامی دیگر خدانگهدار
فرزند کوچکی از دیار آذربایجان
حبیب گردانی(حبیب بچه تبریز)