به گزارش افکارخبر، نکونام در ادامه آن گفت‌وگو همچنین تأکید کرد کارلوس کروش از ماجرا خبر داشت و حتی یک روز کامل با او در این باره حرف زده است. نکونام در لحظاتی که این جملات را بیان می‌کرد، تنها روی یک حرف اصرار داشت‌؛ اینکه «تأسف می‌خورم». او متأسف بود که چطور یکی از مسئولان ورزش ایران چنین تصوری می‌کند؟ چطور بی‌آنکه اصلاً در جریان اتفاقات داخلی تیم باشد، چنین قضاوتی انجام می‌دهد؟ چطور یک مقام مسئول در ورزش ایران بی‌آنکه کنکاشی کند، شایعاتی را که بعضی از مخالفان کروش می‌سازند، جدی می‌گیرد و در آستانه بازی تیم ‌ملی ایران و قطر، در اردو چنین جمله‌ای را به کاپیتان تیم‌ ملی می‌گوید؟ آیا او تصور نمی‌کرد همین جمله ممکن است شالوده تیم ‌ملی ایران را از هم بپاشد؟

این اتفاق درست در آستانه بازی ایران و قطر افتاد؛ وقتی تیم ‌ملی در تهران اردو داشت. دقیقاً روزی که گروهی از مسئولان ورزش برای حمایت از تیم ‌ملی تمرین کروش و شاگردانش را از نزدیک نگاه کردند، این شایعات قوت بیشتری گرفت. هر چند نکونام نامی از کسی نیاورد اما یک کنکاش ساده در آن روزها احتمالاً نام این مسئول ورزشی را مقابل‌‌تان می‌گذارد. کروش در آن روزها هیچ‌گاه واکنش تندی به این شایعات نشان نداد. این مربی در یکی از کنفرانس‌های مطبوعاتی‌‌اش وقتی با چنین سؤالی روبه‌رو شد، پاسخ داد: «از این شایعه اطلاع دارم اما در گروه ما کره‌جنوبی، لبنان و ازبکستان هم ظاهراً با قطری‌ها همکاری می‌کنند و در گروه دیگر استرالیا با عراق و اردن با استرالیا همکاری می‌کند. نمی‌دانم در کشورهای دیگر چه کسانی با قطر همکاری می‌کنند اما کسانی که در ایران به این کشور کمک می‌کنند را می‌شناسم و نام آنها را پس از صعود به جام ‌جهانی‌ اعلام خواهم کرد.»
در آن روزها تعدادی از بازیکنان تیم ‌ملی هم به دفاع از کروش پرداختند‌؛ از همین نکونام بگیرید تا دژاگه و قوچان‌نژاد و خلعتبری و مابقی بازیکنان. حتی هادی عقیلی قبل از خداحافظی‌‌اش از تیم ‌ملی در مصاحبه‌ای گفت: «سؤال پرسیدن درخصوص این مسائل ‌شأن خبرنگار را زیر سؤال می‌برد. مگر ما کره را شکست دادیم، آنها با ما تبانی کرده بودند که چنین مسائلی را مطرح می‌کنیم.»

بعد از شکست تیم ‌ملی مقابل ازبکستان، بعضی از رسانه‌های نزدیک به جناح مخالفان کروش روی این شایعات بیش از همیشه دامن زدند و کارلوس مجبور بود تا چند روز قبل از بازی حساس با قطر، این شایعات را بشنود اما شب شکست این تیم در دوحه بود که کروش لبخندزنان به کنفرانس رفت و گفت: «تیم من شایسته این برد بود چون همه تلاش کرده بودیم.»
کروش بهتر از هر کس دیگری می‌دانست برای او قبل از بازی قطر چه نقشه‌هایی کشیده‌اند. خبرورزشی آن روزها از این پشت پرده‌ها نوشت‌؛ از تصمیماتی که در نطفه خفه شد. نقشه کشیده بودند اگر کروش به قطر ببازد، منصوریان را سرمربی تیم ‌ملی کنند‌، در حالی که کروش جدا از تیم ‌ملی به ایران بازگردد. جالب اینجاست منصوریان در آن روزها از دوستان بسیار نزدیک کروش بود و روحش هم از این داستان‌ها خبر نداشت؛ از اینکه در اتاق فکر دیگری نقشه کشیده‌اند او را جانشین دوست نزدیکش کنند.

کروش بعد از برد قطر و در حالی که از تمام این تصمیمات خبر داشت، می‌توانست همان جا پاسخ این شایعات و شایعه‌سازان را بدهد اما ترجیح داد خودش را درگیر بازی‌های رسانه‌ای نکند. بعد از صعود ایران به جام جهانی، وقتی سراغ کروش رفتیم و از او پرسیدیم که نمی‌خواهید در این باره حرف بزنید و نام آنهایی را که با قطر همکاری کرده‌اند، اعلام کنید‌، پاسخ داد: «افرادی که آن ‌موقع این شجاعت نادرست را به خرج دادند و گفتند کروش یا نبی بازی‌های ایران را به قطر فروخته‌اند، اشخاصی بودند که هیچ ‌وقت درگیری و دغدغه فوتبالی نداشتند. آنها غیرفوتبالی بودند و اصلاً ربطی به فوتبال نداشتند.

من حتی در خانواده خودم، با نوه‌ام یا قدیم‌ها با پسرم بازی می‌کردم، باید برنده می‌شدم. حقیقت این است که من الان دیگر نمی‌توانم با آنها بازی کنم چون منع شده‌ام! یادم هست وقتی در حیاط گل‌کوچک بازی می‌کردیم، من حتی وقتی مقابل نوه ۹ ساله‌ام قرار می‌گرفتم، باید برنده می‌شدم. او را می‌زدم و پرتش می‌کردم کنار(خنده). اصلاً فرقی هم نمی‌کرد فوتبال بازی می‌کنیم یا شطرنج. من همیشه می‌خواهم برنده باشم و به خاطر همین چیزها حتی من را منع کرده‌اند که با نوه خودم فوتبال بازی کنم!»
این آخرین جملات کروش درباره آن بحث‌های جنجالی بود. او خیلی از حرف‌ها را خورد. خیلی چیزها را نگفت اما شاید سال‌ها بعد، او آنچه را که در آن روزها اتفاق افتاد، بازگو کند…