به گزارش افکارنیوز،

نشست فنی پرویز مظلومی با بازیکنان استقلال در اتاق 112 برگزار شد؛ جلسه‌ای که اختصاص به بازی نفت تهران داشت. سرمربی آبی‌پوشان به خوبی می‌دانست دیدار مهمی پیش رو دارد. او وقتی همه بازیکنان جمع شدند، رو کرد به آنها و گفت: اول از همه یک صلوات بفرستید.

آقای سرمربی بعد این جملات را بر زبان آورد: من و شماها از عملکرد استقلال رضایت نداریم، نتوانستیم برابر استقلال اهواز نمایش خوبی را ارائه بدهیم و باید جبران کنیم.

مظلومی از شاگردانش تمجید کرد: شماها توانایی‌های بزرگی دارید و می‌توانید ثابت کنید چقدر در این فصل شایستگی داشته‌اید.

کادر فنی استقلال آنالیز دقیقی از نفت داشت، 60 دقیقه از نقاط ضعف و قوت این تیم و گل‌های زده و خورده‌شان در بازی‌های گذشته به نمایش گذاشته شد. مجید صالح با دقت خاصی و پست به پست حریف را مورد آنالیز قرار داد.

او برای خط دفاع استقلال شاخصه‌های فنی مهاجمان نفت را شرح داد و به خط هافبک گفت چگونه باید در زمین آرایش پیدا کرده و مردان میانی نفت را از کار بیندازند. خود مظلومی برای مهاجمان حرف زد. او اشتباهات سجاد شهباززاده، محسن کریمی و مهدی مؤمنی را گوشزد کرد و مظلومی تأکید داشت مهاجمان آبی‌پوش توانایی این را خواهند داشت که به راحتی دروازه نفت را باز کنند. بعد از جلسه آنالیز نیز وقت شام فرارسید.

وقتی بازیکنان استقلال در حال رفتن به رستوران بودند، با سنگربان پرسپولیس روبه‌رو شدند که در لابی نشسته بود. او پاهایش را روی میز دراز کرده و با موبایلش بازی می‌کرد!

لوبانف استقلالی‌ها را نمی‌شناخت و این کاملاً طبیعی به نظر می‌رسید. آبی‌پوشان نیز بی‌تفاوت از دروازه‌بان قرمزها رد شدند و به رستوران رفتند.

هنوز چند ثانیه‌ای از رفتن استقلالی‌ها نگذشته بود که فردی قصد عکس گرفتن از لوبانف را داشت، در ابتدا لوبانف بلند شد تا عکس بگیرد اما وقتی فهمید فرد مورد نظر می‌خواهد عکس تکی از او بگیرد، عصبانی شد و با صدای بلند گفت: No، No بعد بلند شد، ایستاد؛ No Picture و سپس از جایش بلند شد و به قسمت دیگری رفت تا از عکس گرفتن در امان بماند.

حضور کاظم اولیایی و منوچهر بهمنی در اردوی استقلال اتفاق ویژه بود. مدیرعامل و مربی بدنساز آبی‌پوشان با پرویز مظلومی و سایر اعضای این تیم برخورد گرمی داشتند. سرمربی استقلال هرچه اصرار کرد، این دو نفر برای صرف شام نرفتند.

حنیف عمران‌زاده که زمانی با اولیایی رابطه خوبی نداشت، به محض دیدن مدیرعامل سال‌های نه‌چندان دورش سمت او رفت و به خوش و بش پرداخت. اولیایی خطاب به حنیف گفت: بچه‌غول چطوری؟ خوب هستی؟!

طالب‌لو و برهانی که زمانی با بهمنی قهرمان لیگ برتر شده بودند، به مرور خاطرات گذشته پرداختند. آنها می‌گفتند: یادش به‌خیر در لیگ هشتم چگونه در مشهد قهرمان شدیم...