به گزارش افکارنیوز،

 این مراسم با حضور پرشکوه مردم و اهالی فوتبال برگزار شد که یکی از این افراد حمید استیلی بود که مثل همیشه همدرد بازماندگان فوتبالی است و این بار هم راهی قائمشهر شد و...

 

 

* آقای استیلی دقیقاً چه زمانی خبر درگذشت مهرداد اولادی را شنیدید؟

 

همان روزی که فوت کرد، اگر اشتباه نکنم حوالی ساعت 15 سه‌شنبه این خبر به گوشم رسید. اول باور نکردم و تصور کردم شایعه است. بلافاصله با بچه‌های ملوان تماس تلفنی گرفتم و متأسفانه متوجه شدم خبر صحت دارد و واقعاً متأثر شدم.

 

* شنیدیم به قائمشهر هم رفتید؟

 

بله، همراه پایان رأفت به قائمشهر رفتم و واقعاً ناراحت‌کننده بود. طفلکی مادر، خواهر و برادرانش شوکه بودند. اصلاً باور نمی‌کردند این اتفاقات برای جوان ورزشکار آنان پیش آمده باشد. من خودم دلم خیلی برای پدر مهرداد سوخت. روز پدر بنده خدا باید عزادار پسر قهرمانش باشد و صحنه‌های دردناکی را از نزدیک شاهد بودیم.

 

* راستی مهرداد اولادی را شما به ملوان آوردید؟

 

می‌دانستم مهرداد بازیکن باقابلیتی است و به همین خاطر او را به انزلی دعوت کردم تا دوباره به اوج بازگردد. خودش هم خیلی دوست داشت بازی کند و به من گفت پول برایم مهم نیست. یک بدنساز اختصاصی هم برای او در نظر گرفتم تا هر چه زودتر آماده شود ولی عمر آن خدابیامرز قد نداد.

 

* مهرداد اولادی خیلی زود به شهرت رسید و در فوتبال ایران اسم و رسمی پیدا کرد. فکر نمی‌کنید زود هم اشباع شد؟

 

خیلی زود خودش را مطرح کرد اما اشباع شدن را... نمی‌دانم. مهرداد شاید اگر به جای امارات به اروپا می‌رفت بهتر بود. با این حال در امارات هم خوش درخشید به حدی که هنوز هم الشباب امارات به یاد اوست و پس از درگذشت ناگهانی‌اش، این باشگاه پیام تسلیت داد. خداوند رحمتش کند.

 

* خاطرمان هست زمانی که سرمربی پرسپولیس شدید عنوان کردید مهرداد اولادی را برای دربی جذب می‌کنم. در وجود این بازیکن چه دیده بودید که آن حرف را زدید؟

 

حیف که مهرداد مصدوم شد. او یک بازی جلوی ملوان انجام داد و بعد آسیب دید و نتوانست آنچنان که باید و شاید خودش را در پرسپولیس نشان بدهد. من می‌دانستم او به استقلال تهران گل زده و اعتماد به نفس بالایی دارد و به همین دلیل او را برگرداندم تا بار دیگر بدرخشد؛ اتفاقاً حرف اولادی در آخرین روزی که داشتم از ملوان جدا می‌شدم را فراموش نمی‌کنم. مهرداد جلو آمد، مرا بغل کرد و گفت مثل اینکه قسمت نمی‌شود برای شما بازی کنم. گفتم مهم نیست! ان‌شاءا... هنوز هم فرصت وجود دارد ولی... حیف شد. سی سالگی برای مردن خیلی زود است.

 

* چرا باید این اتفاقات برای یک ورزشکار حرفه‌ای بیفتد؟

 

بازیکنانی که به تیم ملی می‌رسند یا پیراهن تیم بزرگ را می‌پوشند با بقیه فرق می‌کنند. این قبیل فوتبالیست‌ها را باید حمایت کرد. باید به آنان انگیزه داد تا به سطح اول فوتبال برگردند. خدا رحمتش کند، مهرداد هم خیلی دوست داشت دوران اوج خود را تکرار کند اما اجل مهلت نداد.

 

* این اتفاق چه درسی برای اهالی فوتبال ایران دارد؟

 

اینکه قدر همدیگر را بیشتر بدانیم. شما توجه کرده باشید بعد از درگذشت ناگهانی هادی نوروزی هم شاهد این بودیم که موقتاً برخی کدورت‌ها کنار گذاشته شد و همه با هم رفیق شدند اما دوباره همه چیز فراموش شد. متأسفانه ما مردم فراموشکاری هستیم. نمی‌دانیم این دنیا به آنی بسته است و ارزش اینقدر جنگ، جدال و حاشیه را ندارد. بیاییم با یکدیگر دوست باشیم و بذر رفاقت بکاریم.

 

* راستی بازی‌های پرسپولیس را دنبال می‌کنید؟

 

مگر می‌شود دنبال نکنم. خوشحالم که تیم محبوبم توانسته جایگاه خوبی در جدول تصاحب کرده و توانسته دل مردم را با ارائه بازی‌های تماشایی شاد کند. امیدوارم همین روند تا آخر فصل ادامه پیدا کند تا همه ما پرسپولیسی‌ها شاهد قهرمانی این تیم بزرگ باشیم.