به گزارش خبرنگار سرويس ورزشي افكار برنامه ورزش از نگاه دو جمعه شب هفته گذشته با حاشيه هايي همراه بود كه در طول هفته جاري انتقادات بسياري به اين برنامه شد. اما اين بار گويا مسئله جدي تر از گذشته است و پاي رئيس رسانه ملي نيز وسط كشيده خواهدشد. در پي انتقاد بيژن عزيزي مطبوعات موضع گيري هاي متفاوتي نسبت به اين امر داشتند. تهران امروز نيز در گزارشي نوشت انتقاد از سرمربي تيم ملي، رسم هميشگي و تكراري كارشناسان و رسانههاي ايراني بوده است. نام اين مربي هم هيچ گاه اهميت خاصي نداشته و تغييري در صورت مسئله ايجاد نكرده است. توميسلاو ايويچ و ميروسلاو بلاژويچ، مربياني بودند كه با آوازهاي قابل اعتنا هدايت تيم ملي ايران را پذيرفتند و به نيمكت اين تيم اعتبار خاصي بخشيدند. جذابيتهاي ظاهري و نام بزرگ آنها تنها براي مدت كوتاهي باعث ميشد كه نسبت به عملكردشان، نگاه محترمانه و اميدواركنندهاي وجود داشته باشد. هردوي اين نامهاي بزرگ اما به شكل تاسف باري فوتبال ايران را ترك كردند. اوضاع براي مربيان داخلي حتي از اين هم بدتر بود. ترديدي وجود ندارد كه امير قلعه نويي و علي دايي از حضور چند ماهه شان در تيم ملي چيزي جز اتفاقات تلخ را به ياد نميآورند و در اين شرايط مربي مثل افشين قطبي نبايد توقعي جز شرايطي كه امروز تجربه ميكند داشته باشد. انتقادات گاه بيدليل و بدون منطق در كنار حمايتهاي كوركورانه، همواره در مواجهه با سرمربيان تيم ملي وجود داشته و اين مشكلي است كه تنها به شخص افشين قطبي مربوط نميشود. به نظر ميرسد خود قطبي هم تقريبا به اين شرايط عادت كرده و انتقاد خاصي نسبت به آن ندارد اما وقتي اين انتقادات از چارچوب ادب خارج ميشود و شخصيت حقوقي سرمربي تيم ملي يك كشور هدف قرار ميدهد، ماجرا كلا تغيير ميكند. تغيير شرايط تا آنجا پيش ميرود كه منتقدان واقعي هم به اين تخريب شخصيت واكنش نشان ميدهند، چون معتقدند در اين شرايط انتقادات منطقي هم وجههاش را از دست ميدهد و تمامشان غرض ورزانه تلقي ميشوند. ورزش از نگاه دو برنامه عجيبي است. درست چند هفته قبل بود كه افشين قطبي در واكنش به تمام حرف و حديثهايي كه پشت سرش وجود داشت و حضور او در آفريقاي جنوبي را با ترديدهاي عجيبي روبهرو كرده بود به شبكه 2 رفت، از اين برنامه به عنوان وكيل مدافع خود استفاده كرد و به همراه مجري آن تمام تلاشش را براي اثبات حقانيت خود انجام داد. از آن به بعد بود كه حمايتهاي كوثري و تيم همراهش از قطبي ادامه پيدا كرد. آن حمايتها درست در روزهايي انجام ميشد كه سرمربي تيم ملي شديدترين انتقادات ممكن را از سوي مخالفانش تجربه ميكرد و در آن شرايط خيليها اقدام كوثري را به مسائل پشت پرده غيرقابل بياني مرتبط ميدانستند. چند هفته بيشتر از آن روزها نگذشته بود كه تيم ملي دوبازي متوالي خود مقابل كويت و برزيل را با شكست پشت سر گذاشت و مجري برنامه ناگهان تصميم گرفت كه انتقادات نسبت به عملكرد تيم قطبي را از سر بگيرد. البته او ترجيح داد براي جلوگيري از يكطرفه بودن اين انتقادات، سرمربي تيم ملي را هم به استوديوي برنامه بياورد و او را رخ در رخ يك منتقد قرار بدهد. تمام اينها، برنامهريزيهايي بود كه براي برنامه جمعه شب گذشته انجام شده بود اما برنامههاي سرمربي تيم ملي ناگهان تغيير كرد. او در تماس با مسئولان اين برنامه به آنها گفت كه تصميم گرفته براي ديدن بازي امارات - شيلي در اين كشور بماند و پس از ديدن اين بازي به ايران برگردد. قطبي در نهايت حضور در اين برنامه زنده را از دست داد تا جناب منتقد به تنهايي رودرروي كوثري بنشيند و انتقاداتش را مطرح كند. او نزديك به يك ساعت به سرمربي تيم ملي تاخت و در حالي كه تيتراژ در حال پخش بود، با خواندن يك شعر توهينآميز برنامه را به پايان برد: اي مگس عرصه سيمرغ نه جولنگه توست/ عرض خود ميبري و همت ما ميداري! چهره عصبي مجري پس از پايان برنامه كاملا به چشم ميآمد. او كه از جمله آخر بيژن عزيزي به شدت برافروخته شده بود، تلاش كرد با آرامش اعتراضش را به كارشناس ثابت اين برنامه نشان بدهد: وقتي شما يك ساعت انتقاد فني را مطرح ميكني، ممكن است خيليها آن را بپذيرند اما توهين كردن به شخصيت افراد مورد تاييد هيچ كس نيست. كوثري درحالي از اقدام كارشناس برنامهاش ناراحت بود كه فرداي همان روز اهالي فدراسيون فوتبال بهطور رسمي اعلام كردند به دليل توهين به شخصيت حقوقي سرمربي تيم ملي، از مسئولان اين برنامه بهطور رسمي شكايت خواهند كرد. علي كفاشيان كه اتفاقا رابطه بسيار خوبي هم با جهانگير كوثري و برنامهاش دارد درباره اين موضوع اينگونه توضيح ميدهد:متاسفانه برخي از انتقادات تنها با هدف تخريب شخصيت حقوقي سرمربي تيم ملي و نه افشين قطبي مطرح ميشود و ما موظف به دفاع از حرمت سرمربي تيم ملي كشورمان هستيم. من به آقاي كوثري زنگ زدم و گلايه كردم. البته ميخواهم به آقاي ضرغامي هم نامه بنويسم. به هرحال شأن سرمربي بايد حفظ شود. كسي اگر انتقادي دارد ميتواند مطرح كند، چون آقاي قطبي اتفاقا آدم پاسخگويي است و اصلا درست نيست كه اين گونه به جايگاه سرمربي تيم ملي توهين كنيم. هرچند كسي آمده و اين حرفها را زده كه معلوم نيست خودش چقدر توانايي دارد. اصلا مربي بوده يا نبوده؛ ادعا ميكند كه بوده اما آيا اگر خودشان وارد ميدان شوند دوست دارند كسي با اين ادبيات خطابشان كند؟ در آن سو خود كوثري معتقد است برنامهاش در مدت اخير حمايت خود از تيم ملي را نشان داده و حالا هم مشكلي با نامه نگاري احتمالي كفاشيان نخواهد داشت: خبري از شكايت فدراسيون فوتبال از برنامه مان ندارم اما شخصا از اين نامه نگاري استقبال ميكنم و ايرادي در آن نميبينم. هرچند بهتر است مسئولان فدراسيون بدانند ما خيلي از تيم ملي حمايت ميكنيم و اگر هم آن شب بحثي مطرح شد، كاملا فني بود. هرچند خود كوثري در اين مصاحبه رسمي اعتراضش به انتقاد توهين آميز بيژن عزيزي را تاييد ميكند: قبول دارم كه كارشناس برنامه در به كار بردن آن بيت شعر اشتباه كرد اما همانجا 4 دقيقه درباره اهميت توجه به منافع ملي صحبت كردم و گفتم كه بايد پشت تمام اين انتقادات، استدلال باشد تا بتوان از اين انتقادها به سود تيم ملي كمك گرفت. برخي دست اندركاران ورزش از نگاه دو معتقدند كفاشيان از اين برنامه شكايت نخواهد كرد، چون رابطه بسيار خوبي با جهانگير كوثري دارد و اين شكايت تنها در صورت عملي خواهد شد كه انتقادات توهين آميز و بدون منطق اين برنامه از سرمربي تيم ملي ادامه داشته باشد كه قاعدتا اين اتفاقات در برنامههاي پيش رو نخواهد افتاد. كوثري در همين برنامه هم تمام تلاشش را انجام داد كه از شتاب گرفتن بيش از اندازه انتقادات عزيزي جلوگيري كند و براي عملي شدن اين موضوع حتي بحث را به تيم ملي جوانان و حملات جسته و گريخته به علي دوستي هم كشاند اما عزيزي آن شب ترجيح ميداد هرچه در دل دارد به قطبي بگويد و هيچكس هم جلودارش نبود! شايد اتفاقات پيش آمده براي ورزش از نگاه دو، كمي مجري اين برنامه را به خودش بياورد و باعث شود كه او قيد استفاده از اقدام بيمعني به كارگيري از يك كارشناس ثابت در برنامهاش را بزند. عزيزي در حال حاضر اين امكان را دارد كه هرهفته بيايد و تحليلهاي كاملا متوسطش از فوتبال ايران را به اطلاع همه برساند. تحليلهاي اغلب بدون محتوايي كه براي هيجان انگيزتر كردن آنها، گاهي اوقات بايد از شعرهاي توهين آميز هم استفاده كرد!