به گزارش افکارنیوز،

اصغر حاجیلو درباره درگذشت منصور پورحیدری، مسائلی که درباره اختلافات برخی قدیمی های استقلال با یکدیگر ایجاد شده و برخی مسائل دیگر صحبت هایی را انجام داد که ماحصل آن را در ادامه می خوانید:

 

خیلی ها منتظر مرگ منصورخان بودند

 

منصور پورحیدری یکسال از بیماری رنج برد و خیلی ها هرروز منتظر بودند که این اتفاق تلخ رخ بدهد. بیچاره خانواده اش که در این مدت خیلی اذیت شدند. منصور خان بزرگ استقلال بود، مثل خیلی ها دیگر؛ مثل جباری، کارگرجم، نعلچگر، مختاری فر و... . می خواهم از تشییع جنازه منصورخان بگویم. ما کی می خواهیم دست از این کارهایمان برداری؟ خیلی ها زحمت کشیدند و به این مراسم رفتند اما واقعا چرا فقط به مرده ها اهمیت می دهیم؟ علی جباری اکنون شرایط سختی دارد؛ دختر او در اغما است. اصلا کسی نعلچگر و مختاری فر را یادش است؟ چرا فقط منتظر هستیم تا بمیرند و مراسم تشییع باشکوه برایشان بگیریم؟

 

خانه پورحیدری، هتل المپیک ما بود

 

یادم است زمانی که در تاج بازی می کردیم، خانه منصور پورحیدری، هتل المپیک مان بود. او برای استقلال خیلی زحمت کشیده و اصلا نمی خواهم خدای ناکرده از حرف هایم برداشت بدی نسبت به پورحیدری شود ولی متاسفانه ما عادت داریم بعد از مرگ به پیشکسوتان اهمیت می دهیم. یکسری القاب هم جور می کنیم. شاید حضور در مراسم تشییع پیکر تسکینی برای خانواده باشد اما خودش چه؟ واقعا ما قبل از مرگ به پورحیدری به اندازه ای که باید اهمیت دادیم؟ چرا اکنون به بقیه اهمیت نمی دهیم؟ رضا احدی بنده خدا از تنهایی دق کرد و مرد.

 

بساط مرده پرستی را جمع کنید

 

فردا روزی یکی از ما قدیمی ها عمرش تمام می شود و می گویند پسر رفت پیش پدر! ماشاءالله واژه های زیادی هم وجود دارد که به همه بدهند اما کو محبت؟ حداقل یک نفر این ماجراها را تمام کند؟ همین حالا خیلی از پیشکسوتان وصیت کردند بعد از مرگ پیکرشان را به امجدیه نیاورند و کسی را خبر نکنند. آنها می خواهند حالا که تنها هستند، بگذارند در تنهایی هم بمیرند. این بساط مرده پرستی را جمع کنید.

 

انگار به جشن رفته بودند

 

بعضی ها در مراسم پورحیدری طوری لباس پوشیده بودند که انگار به جشن رفته اند! خیلی ها آمدند که فقط عکس بگیرند و بروند. آنقدر دلم برای پرویز اژدری سوخت. داور بین المللی که برای همه ما سوت زد. چون کسی را نداشت، او را در قطعه ای از بهشت زهرا(س) دفن کردند که عجیب بود! چون پول پول نداشت و نتوانست قبر خوب بخرد. باز خدا به مهدی حیدری و مجید علیان خیر بدهد که در خاکسپاری همراهش بودند.

 

 

برخی رابطه پیشکسوتان را خراب می کنند

 

متاسفانه یک عده هستند که بین پیشکسوتان استقلال فاصله می اندازند. این پیشکسوتان خودشان هم از این شرایط ناراضی اند اما یک عده جدایی می اندازندو نفاق ایجاد می کنند. یک نفر باید پیدا شود که همه را آشتی دهد. چه ایرادی دارد؟ چه ایرادی دارد خانواده استقلال همه را دورهم جمع کند؟ به هر حال در باشگاه استقلال نمی شود همه حضور داشته باشند اما نباید مسائل دیگر به وجود بیاید. باید با محبت مسائلی که از گذشته مانده را حل کنیم. اینکه در رسانه ها همدیگر را خراب کنیم، چه اتفاقی می افتد؟

 

معینی زیرآب پیشکسوتان را می زند!

 

شنیدم مسعود معینی فرهاد مجیدی و امیر قلعه نویی پیشکسوت استقلال نیستند! معینی که خودش دو سال در استقلال بازی کرده و رفته دنبال زندگی اش! من شخصا از سال 53 معینی را دیگر ندیدم. او 40 سال گوشه ای بود که کسی خبر نداشت. حالا می خواهد سابقه امثال امیر قلعه نویی را خراب کند؟ سابقه معینی نصف سابقه قلعه نویی در استقلال هم نیست. معینی جز اینکه استقلالی ها را از هم جدا کند و زیرآب پیشکسوتان را پیش همدیگر بزند، کار دیگری نکرده است. خوب است آدم از رفتار مردم با پورحیدری درس بگیرد. منصورخان را همه دوست داشتند. باید ترسید از روزی که وقتی خداحافظی می کنید، مردم شما را نخواهند. تلافی کردن کارها خوب نیست و رفتارها باید انسانی باشد. مردم ما خیلی خوب همه چیز را می فهمند و امثال معینی را می شناسند. این مردم همه چیز را یادشان است.

 

آرزوی آخر

 

چه خوب است در یک خانواده هم اعضای آن با یکدیگر رفتار انسانی داشته باشند و روزگاری خوش را سپری کنند. بدون مشکل وبدون اختلافاتی که سر سوزنی اهمیت ندارد.