سرویس ورزشی افکار نیوز - "هميشـه دوست دارم سكوت كنم و دنبـال جـار و جنجـال نباشم. يكبار رابگوييد كه من شروع كننده بودهام. من فقط جواب آقاياني را ميدهم كه بيكار بوده اند و حرفهايي ازخودشان زدهاند براي اينكه خود را مطرح كنند."

اینها را علی‌دایی درواکنش به صحبت‌های تند محمد مایلی‌کهن علیه خودش می‌گوید. شانس آورده ایم که دایی ادعا می‌کند اهل سکوت کردن است و از جار و جنجال خوشش نمی آید! او در حالی مدعی است هیچگاه شروع‌کننده دعوا نبوده که در سال‌های اخیر پرونده‌ای قطور در زمینه مصاحبه علیه این وآن از خود به جای گذاشته است.


به گزارش افکار نیوز ‌، دایی، چه طی سال هایی که فوتبال بازی می‌کرد و چه الان که به زورمی خواهد ثابت کند مربی خوبی است، همواره با افراد زیادی به مشکل برخورده است؛ از علی پروین و عابدزاده گرفته تا ضیایی و شیثو حبیب کاشانی و قلعه‌نویی و استیلی و همین مایلی‌کهن. دعوای او با حاج مایلی که دیگر به یک پای ثابت کارهای روزمره او تبدیل شده است. هر از چندگاهی یکی از این دو نفر به شدت علیه دیگری به بهانه‌ای مصاحبه کرده و آن وقت است که آتش جنگ بالا می‌گیرد.

البته استثنائاً این بارحق با دایی است؛ او در مواجهه با مایلی‌کهن معمولاً شروع‌کننده دعوا نیست، شاید چون می‌داند دهان حاجی که باز شود، آنچه ناگفتنی هست ونیست، بازگو می‌شود و خیلی حرف‌ها که دوست ندارد، زده می شود پس شاید ترجیح می دهد سر به سر حاجی نگذارد!

اولین بار مایلی‌کهن بود که بحث‌ گرین‌کارت دایی و اقامت او در ینگه دنیا یا خرید خانه در برلین ولاس‌وگاس را مطرح کرد و به قول خودش انگ " پول پرستی " را به دایی زد. حاجی درست در اوج ادعاهای دایی در خصوص عشق و علاقه‌اش به پرسپولیس و هوادارانش، خاطره روزی را تعریف کرد که دایی اتوبوس تیم پرسپولیس را در میانه راه متوقف کرد چون پولش را نگرفته بود! ‌

دایی می‌گوید فقط جواب آقایانی را می دهد که بیکار هستند؛ اما این ادعا هم صحت ندارد. ستاره سابق فوتبال ایران و مربی کنونی فوتبال ما، همیشه آنقدر جاه‌طلب و بلند پرواز بوده که طاقت کوچک‌ترین انتقاد را نداشته است؛ کسی که یک عمر کینه ایمان مبعلی را به دل گرفت، تنها بخاطر اینکه یک زمانی او را دریبل کرده بود!

زمانی که در صبابازی می‌کرد، می‌گفتند در کار سرمربی تیم که آن موقع محمدحسین ضیایی بود، دخالت می کند. می گفتند تیم که به زمین می‌رود، اوست که به بازیکنان می‌گوید با چه سیستمی بازی کنند! دایی همیشه همین روحیه نفر اول بودن و به قول معروف " آقابالاسربودن " را داشته است. همیشه از اینکه حرفی روی حرف او زده شود، متنفر بوده و این خصیصه را در دوران بازیگری و مربیگری با خود به همراه داشته است. در صبا آنقدر در کار مربی دخالت کرد که سرمربی بخت برگشته، عطای ماندن را به لقای آن بخشید و رفت و قبل تراز آن هم با علی پروین به مشکل برخورد.

پروین و دایی روحیاتی تقریباً شبیه به هم داشتند و هیچکدام نمی توانستند یکدیگر را تحمل کنند. پروین به محبوبیتی که میان هواداران پرسپولیس داشت می‌بالید و همواره این بحثرا مطرح می کرد که " مهم محبوبیت است نه معروفیت " و بر همین اساس معتقد بود دایی حالاحالاها باید بدود تا ذره‌ای از محبوبیت او را به دست بیاورد. بعدها که دایی به پرسپولیس برگشت(این بار در قامت سرمربی) همان ابتدای کار باعابدزاده به عنوان مربی دروازه‌بان‌های تیم به مشکل برخورد؛ مشکل همان اصل " محبوبیت یا معروفیت " بود. دایی خوب می‌دانست عابدزاده از نظر محبوبیت نزد پرسپولیسی‌ها(وحتی استقلالی‌ها) یک اسطوره به شمار می‌رود و همین محبوب بودن کار دست احمدرضای دوست داشتنی سرخ ها داد.

عابدزاده کنارگذاشته شد چون دایی نمی‌توانست تحمل کند روی سکوها نامی به جز نام خودش بیشترشنیده شود! بعدها عابدزاده علیه او مصاحبه‌های تندی انجام داد ولی دایی که به خوبی می دانست این دروازه‌بان افسانه‌ای تاچه اندازه نزد هواداران محبوب است، ترجیح داد علیه اوصحبتی نکند. ‌همین مشکل را زمانی که در تیم ملی بازی می‌کرد، با بازیکنانی مثل مهدوی‌کیا و کریمی پیدا کرد.

دایی در اواخر دوران بازیگری خود، به شدت خود خواه شده بود. او به روزهای آخر رسیده بود اما حاضر نبود این واقعیت که دیگر وقت آویزان کردن کفش ها و میدان دادن به جوان‌ترهاست را قبول کند. همه شاکی شده بودند.

بدتراز همه اینکه درون زمین راه می رفت اما سرمربی جرا‡ت تعویض او را نداشت؛ یعنی تاقبل از اینکه برانکو سرانجام طلسم را بشکند و دست به تعویض دایی بزند، هیچ مربی‌ای جسارت چنین کاری را نداشت و همین موضوع صدای همبازیانش را در آورده بود. جام جهانی ۲۰۰۲ آخرین خاطره دایی از فوتبال بازی کردن بود و شاید تلخ‌ترین خاطره او. همان دوران معروفی که شنیده شد ائتلافی از بازیکنان متشکل از علی کریمی و مهدوی‌کیا و چند بازیکن دیگر شکل گرفته و قرار گذاشته شده که در زمین به او پاس ندهند. بعدها دایی خودش در مصاحبه ای به این موضوع اشاره کرد: توچشم من نگاه می کردند وبه من پاس نمی دادند! ‌

ازآنجا به بعد بود که اختلافات دایی با کریمی و مهدوی‌کیا علنی شد و بعدتر وقتی دایی به عنوان سرمربی به پرسپولیس برگشت، به رغم اصرار و تمایل هواداران، حاضر نشد اجازه حضور این دو بازیکن در پرسپولیس را بدهد تا آن دو هم مجبور به رفتن به استیل‌آذین شوند. کریمی روزی در یک مصاحبه تاریخی گفت که خدا دایی را بغل کرده است ‌و از آنجا بود که اختلافش را با این مربی عیان کرد ولی مهدوی‌کیا طی این سال ها هیچگاه علیه دایی مصاحبه نکرد، البته این بازیکن محجوب و محبوب کلاً عادت به مصاحبه علیه کسی ندارد. ‌عادل فردوسی پور یکی دیگر از کسانی بود که در لیست سیاه دایی قرارگرفت. انتقادهای شدیداللحن عادل علیه دایی درسال های آخر بازیگری‌اش، به‌ویژه درجام‌جهانی ۲۰۰۲ باعثشد عادل هم جزء کسانی باشد که مورد غضب علی آقا قرارمی گیرد.

دایی تا مدت ها علیه عادل مصاحبه می‌کرد و یکی از دلایل رد و بدل شدن پیامک‌هایی که با محتوای اعتراض به حضور او در تیم ملی در میان مردم بود را مجری برنامه ۹۰ می دانست و صحبت هایی که او در حین گزارشش انجام داده و متلک‌هایی که در اعتراض به اصرار دایی برای بازی کردن به او می انداخت! دایی پس از این اتفاقات برنامه ۹۰ را تحریم کرد و اعلام کرد که حاضرنیست با گزارشگران این برنامه گفتگو کند و هیچگاه پایش را در این برنامه نخواهدگذاشت اما بعدها از موضع خود کوتاه آمد وبا عادل آشتی کرد. ‌

اما یکی ازمعروف‌ترین دعواهای دایی در این چندسال با حبیب کاشانی بوده است؛ کسی که دایی را ازخانه نشینی نجات داد و به پرسپولیس آورد و همه جوره او را حمایت کرد تا دوباره به فوتبال بازگردد اما معلوم نشد در ادامه چه اتفاقاتی افتاد که به یکباره روابط این دو تیره و تارشد و به شدت علیه یکدیگر موضع گرفتند تا آنجا که لیدرمنتسب به کاشانی در محل باشگاه پرسپولیس، به صورت دایی(که آن زمان سرمربی تیم بود) سیلی زد و دایی هم اعلام کرد که این لیدر از کاشانی دستورگرفته بود که به او بی‌احترامی کند.


دایی حتی وقتی از پرسپولیس رفت، بازهم علیه کاشانی مصاحبه کرد و القاب مختلفی هم به او داد ازجمله " آقای موقت " اما یادش رفته بود که در ماه های ابتدایی حضورش در پرسپولیس چقدر از همین " آقای موقت " تعریف وتمجید می کرد و هر روز کنار او عکس یادگاری می انداخت. دایی هنوز هم علیه کاشانی مصاحبه می‌کند و هر بار که اسم پرسپولیس به میان می‌آید، به بهانه ای پای اورابه میان می‌کشد.

او هنوز هم هوای بازگشت به این تیم مردمی و محبوب را در سر دارد که اگر غیر از این بود، در پایان تمام دیدارهای تیم راه‌آهن، نیم ساعت در مورد پرسپولیس حرف نمی‌زد و تازه بعدهم ادعاکند که خسته شده از بس از او در مورد پرسپولیس سئوال کرده‌اند! اتفاقاً در موضوع اختلاف میان دایی وکاشانی، این دایی بوده که اکثراوقات شروع کننده بحثبوده است. ‌

و حالا دوباره محمدمایلی کهن؛ این بار با لقب " آقای پول پرستی " دعوا را آغازکرده است. چند روز پیش گفت که این آقا برای هرکسی دایی است، برای من خاله است و همین جمله کافی بود تا دایی هم سکوت را بشکند و جواب او را بدهد: خانه‌نشینی باعثشده آقایان فرق خاله و دایی و عمه را تشخیص ندهند! ‌بار قبل که بحثبالاگرفت و کار به شکایت کشید، مایلی کهن در دادگاه محکوم شد اما جالب اینکه حاجی همان روز هم در راهروهای دادگاه از خبرنگاران خواست تا از او با دستبند عکس بگیرند تا این عکس رابه عنوان سندافتخاری که در راه بیان واقعیت‌ها کسب کرده، یادگاری داشته باشد!

فعلاً كه جنگ دوباره بالاگرفته است. هيچكدام از اين دو نفر، كوتاه بيا نيستند و مطمئناً اگر اين بار هم آتش بس اعــلام شـود، چنـد وقت بعد باز به بهانه اي ديگر، دعوا مـيشـود. الـبته بهنظر ميرسد دايي فعلاً بيخيال شكايت شده اما حالا اين بـاشگاه پرسپوليس است كه اعلام كرده در اعتراض به قسمتي ازصحبت هاي حاجي كه در ارتباط بـاپـرسپـوليـس اســت، از او شـكــايــت خــواهــدكـرد. بـراي حـاجـي كـه بد نـيـسـت، او بـه ايـن شكايتها عادت كرده، از طـرفـي در روزگـار بيكـاري، همين رفتن وآمدن ها به دادگاه هم براي خودش كاري است بالاخره!