افكار نيوز: مسابقات ليگ دهم حرفه‌اي در ايران يكي از فراگيرترين و مهم‌ترين مسابقات برگزار شده در تاريخ فوتبال ايران است. ليگي كه البته نواقص و مشكلات متعددي هم دارد. ويژگي‌هايي كه برخي از آنها فقط در فوتبال ايران رخ مي‌‌دهد. 1- ليگ فوتبال ايران از جمله ليگ‌هايي است كه برخي از تيم‌هاي آن نام اسامي بازيكنان خود را در هيات فوتبال يك شهر ثبت مي‌كنند و در شهر ديگري بازي‌هاي خودشان را انجام مي‌دهند. مثال مي‌خواهيد؛ «پيكان». 2- ليگ فوتبال ايران از جمله ليگ‌هايي در فوتبال دنياست كه بعضي از تيم‌هايشان در شهري تمرين مي‌كنند و بازي‌هاي خودشان را در شهر ديگري انجام مي‌دهند. دو تيم فوتبال صبا و پيكان چنين وضعيتي را دارند. صبا و پيكان در تهران تمرين و در شهرهاي قم و قزوين بازي مي‌كنند. 3- ليگ فوتبال ايران به نوبت بهره‌مندي از سهميه تيم‌ها را به شهرهاي مختلف محول مي‌كند. دو سال قبل ما در ليگ فوتبالمان شيراز را با دو تيم داشتيم. در همين زمان، مشهد هم دو تيم در مسابقات ليگ داشت. امروز ديگر در شيراز و مشهد تيمي از ليگ نداريم و به جاي آن تيم‌هايي به ليگ آمده‌اند كه دو سال قبل اصلا در ليگ نبوده‌اند. مشهد و شيراز دو سال قبل در ليگ صاحب دو تيم بودند اما امسال يك تيم هم ندارند. در عوض شهر تبريز، دو سال قبل در ليگ نماينده نداشت اما امسال در اين عرصه صاحب دو نماينده است! تا دو سال قبل وزارت نفت در ليگ تيم نداشت اما امسال در اين عرصه صاحب دو تيم فوتبال شده است. به عبارتي، مشهد و شيراز از دو سال قبل به امروز جاي خود را به تبريز و وزارت نفت داده‌اند! 4- از مهم‌ترين معايب ليگ برتر ايران آن است كه تمركز و قدرت مديريتي در تيم‌ها اندك است. چنانچه مديرعامل يك تيم سال گذشته مديرعامل تيم ديگري بوده است. در خارج از ايران مديريت باشگاه تحت سازماني است، مديريت منسجمي كه اختيار عملش مشخص است، مدير تيم‌ها انتخابي است و ... اما اينجا مديري مثل حسين هدايتي در يك سال رييس هيات مديره يك تيم است و در سال آينده همان مدير، مديريت يك تيم ديگر را برعهده دارد. اين شرايط در تيم‌هاي ديگر هم صادق است. مثل ناصر شفق (ابومسلم، تراكتورسازي، پاس)، حسين كفعمي (ذوب‌آهن و پيكان) كريم ملاحي (ابومسلم، پاس، تراكتور)، محمدحسن انصاري‌فرد (پرسپوليس و راه‌آهن)، كاظم اوليايي (استقلال و پاس همدان)، مصطفي آجورلو (پاس و استيل‌آذين‌) و... اما در هيچ كجاي دنيا اتفاق اعجاب‌آور معادلي ديده نمي‌شود. 5-فقط در ايران است كه يك مدير بدون آنكه انتخاب شود، دو يا سه بار به سمت مدير يك تيم انتصاب مي‌شود، حالا خوب يا بد فرق نمي‌‌كند، عقل مي‌گويد اگر خوب بود چرا كنارش گذاشتند و اگر بد بود چرا دوباره منصوبش مي‌كنند! مصداق بارز اين امر، علي فتح‌ا...‌زاده مديرعامل استقلال است كه فرصت سه باره حضور در تيم فوتبال استقلال نصيب او شد، اتفاقي كه واقعا حيرت‌آور است. 6- فقط در ايران است كه تيم‌ها به صورت گلخانه‌اي از يك شهر به شهر ديگري مي‌روند. در كجاي دنيا سراغ داريد كه مثلا يك شبه تيم بايرن‌مونيخ، تبديل به بايرهامبورگ شود يا مثلا هرتابرلين يك شبه تبديل به هرتااشتوتگارت شود؟ فقط در ايران است كه رفتن پاس تهران به همدان بعد از 44 سال حضور در تهران ممكن مي‌شود. فقط در ايران است كه پيكان تهران و صباي تهران تبديل به پيكان قزوين و صباي قم مي‌شوند. اين انتقال اگر در جهت پيشرفت فوتبال در اين شهرهاست كه خوشبختانه يا متاسفانه مي‌بينيم كه هيچ تغييري در فوتبال اين شهرها ايجاد نشده است. نه تماشاگر بيشتر نه ساخت و ساز بهتر. 7- فقط در فوتبال ايران است كه ليگ 16 تيمي تنها به خاطر شكايت يك تيم باشگاهي 18 تيمي مي‌شود. ليگ 86 را مي‌گوييم كه قرار بود با 16 تيم آغاز شود اما به خاطر شكايت تيم صنعت نفت آبادان كارش را با 18 تيم آغاز كرد تا برنامه‌هاي ليگ اينهمه به هم بريزد. 8- فقط در ليگ ايران است كه مسابقات ليگ هر سال 10 روز جلو مي‌رود، تقويم ليگ ايران است كه به جاي سال رايج آن يعني سال شمسي منطبق و معادل با سال قمري پيش مي‌رود. باعث تاسف است كه ليگ ايران در 28-27 دوره‌اش حدود 30 تغيير داده است،‌ فقط در ليگ ايران است كه قوانين رايج و حاكم بر آن سال به سال دچار تغيير مي‌شود. فقط در ليگ ايران است كه پيش‌بيني هر اتفاق عجيبي امكان‌پذير است. فقط در ليگ ايران است كه هيچ قانوني ضمانتي براي اجرا ندارد!