به گزارش افکارنیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران، امير غفارمنش بازيگر تئاتر و نقش هاي ماندگار كمدي؛ در سال ۱۳۴۷ در تهران متولد شد و توسط اساتيدي چون محمد رحمانيان و حسن فتحي به تلويزيون راه يافت.

غفارمنش با سریال های ماندگاری از جمله " ساعت خوش "، " سیب خنده "، " همسایه ها "، " دنیای شیرین " و بسیاری دیگر به دنیای بازیگری بیشتر معرفی شد.

پای درد دل ها و صحبت هایش نشستیم که بخشی از آن را خواهید خواند:

تابستان است و فصل سفر، به چه نقاطی از ایران سفر کرده اید و از آنجا خاطرات خوشی دارید؟

به شهرهای شیراز، گیلان، قزوین، آبادان، اهواز، لاهیجان و بسیاری از شهرهایی دیگر سفر کرده ام و از همه شهرها خاطرات بسیاری دارم ولی به مردم گیلان و لاهیجان ارادت خاصی دارم.

چرا؟ اتفاق خاصی در آن دو شهر برای شما افتاده است؟

برخورد اجتماعی و فرهنگی مردم لاهیجان و گیلان بسیار بالاست و گاهی فکر می‌کنم که کشورهای اروپایی تمدن و پیشرفت را از آنان یاد گرفته اند؛ ولی در برخی شهرها، شاهد چنین برخوردهایی نبوده ام اما به طور کلی احترام خاصی برای همه مردم ایران و نیز شهرستانها قائل هستم.

نگفتید به کجاها دوست داریم سفر کنید؟

خیلی دوست دارم به بازدید از شهر شیراز و کویرهای متفاوت در ایران بروم چون فکر می‌کنم باید جاهای فوق العاده دیدنی باشند.

شما به سفر خود از شهرهای آبادان و اهواز سخن گفتید آیا خاطره ای از ‌آنجا دارید؟

من عاشق " قلیه ماهی " مردم خوزستان هستم و چیزی که خیلی برای من جالب است اینکه در این دو شهر خیلی برای مردم مهم بوده و هست که کسی را ناراحت ببینند و ناراحتی دیگران برای آنها خیلی بد تمام می شود؛ من شاهد بودم که در کنار رود کارون فردی ناراحت نشسته بود و همه به دنبال این بودند که او را بخندانند و او را از ناراحتی در بیاورند.

آقای غفارمنش از سفرهای خارج از کشور برایمان بگویید؟

به کشورهای انگلستان و ارمنستان و ایتالیا بسیار سفر کرده ام و جالب اینجاست که فرهنگ مردم ایتالیا به ما خیلی نزدیک است و آنها مثل ایرانی ها هنگام صحبت کردن داد می‌زنند و یا بلند صحبت می‌کنند.

چه تصورات اشتباه یا درستی از گذشته داشتید که با گذشت زمان و بالا رفتن سن آنها را اصلاح کرده اید؟

کل نگرش های من راجع به همه مسائل تغییر کرده است به خصوص تعریف من از خداوند کاملا عوض شده است. ولی الان ایمان من قوی تر شده است و بسیار عاشق خدا شده ام و معتقدم در رحمتش برای همه بندگان باز است ولی درگذشته این طوری فکر نمی کردم.

چقدر از وقت خودتان را به مطالعه اختصاص می دهید و کدام نویسندگان مورد توجه شما هستند؟

" مارکز " و " رومن گاری " نویسندگان آمریکایی را خیلی دوست دارم ولی بیشتر به سراغ کتاب هایی می روم که در آن از مشاهیر بزرگ جهان مطالب یک خطی یا دو جمله ای را نوشته باشد و زمانی که آنها را مطالعه می‌کنم روح من تازه می شود و خواندن یک جلمه از یک شخصیت به مراتب تاثیر گذارتر از خواندن یک رمان یا یک کتاب داستان است بهتر بگویم کتاب های حجیم و داستانهای طولانی با روحیه من سازگاری ندارد من آدم عجیب و عجولی هستم و باور کنید خواندن یک کلمه مرا چهار روز به فکر فرو می‌برد.

موسیقی در زندگی شما چه نقشی دارد؟ آیا سازی هم می‌نوازید؟

عاشق موسیقی پاپ هستم و دستی هم بر گیتار دارم و صدای " رضا صادقی " و " محمد علیزاده " را خیلی دوست دارم؛ ولی این را بگویم که طبق شرایط روحی ام موسیقی مورد نظر خود را گوش می دهم و اکنون موسیقی را برای شعر و کلامش دوست دارم و بیشتر به دنبال کلامی می روم که به توصیف پروردگار بپردازد.

چه آرزویی داشتید که تا به حال برآورده نشده است و هنوز انتظار آن را می‌کشید؟

دوست داشتم تا زمانی که مادرم زنده می‌بود او را به مکه می فرستادم که متاسفانه تا آن دوران وضع مالی خوبی نداشتم واین ‌آرزو برای همیشه به دل من ماند.

تا جایی که من می دانم شما علاقه خاصی به خوانندگی داشتید؟ پس چرا بازیگر شدید؟

خیلی دوست داشتم خواننده شوم ولی برحسب روزگار بازیگر شدم و اصلا بابت این موضوع پشیمان نیستم.

به ورزش خاصی علاقه دارید؟

من بسیار ورزش کردن را دوست دارم و به یاد دارم اولین بار ۹ ساله بودم که برای تماشای بازی بین دو تیم استقلال و پرسپولیس به استادیوم آزادی رفتم و دیدن آن آدم یک جا برایم خیلی جالب بود و بگویم که طرفدار دو اتیشه تیم استقلال هستم.

آیا بازیگری در ایران و یا خارج از کشور دغدغه شما هستند؟

بله از بزرگان هنرمند کشورم بسیار بازی استاد " سعید پورصمیمی " رادوست دارم و معقتدم مانند او دیگر در سینمای ایران نخواهد آمد و در میان بازیگران خارجی بازی " داستین هافمن " و " ‌آل پاچینو " را خیلی دوست دارم ولی زیاد به دنبال الگوبرداری از شخص خاصی نیستم.

با توجه به اینکه این گفتگو در " باشگاه شبانه " قرار می گیرد چه توصیه ای برای آرامش در شب برای مخاطبان دارید؟

زیبایی و ‌آرامش شب را حفظ کنند؛ زیاد در شب سرو صدا نکنند چرا که شب تنها فرصت خلوت کردن با خود و خدایمان است و من همیشه در شب از خداوند بابت اشتباهات خود طلب مغفرت و بخشش می‌کنم.

سعي ميكنم كينه اي از كسي به دل نگيرم چرا كه وجود كينه، آرامش شب را از من ميگيرد. بايد همه ما به اين مسير برسيم كه آدم بد وجود ندارد گاهي شرايط باعث تغيير رفتار ما انسان ها مي شود.