آمار تکان‌دهنده از جنگل‌هایی که زغال می‌شود!

به گزارش افکارنیوز، رویشگاه زاگرسی ایران، همان طور که از اسمش معلوم است، در سلسله کوه‌های زاگرس قابل مشاهده است و از آذربایجان غربی تا ایلام، چهار محال بختیاری، لرستان، فارس، شمال کرمان، سیستان و بلوچستان، کرمانشاه، کردستان و … کشیده شده است. این منطقه به طول ۱۳۰۰ و عرض ۲۰۰ کیلومتر را پوشش می‌دهد و ۴۰درصد از کل پوشش گیاهی کشور را می‌سازد.


گونه غالب این جنگل‌ها بلوط ایرانی با نام علمیQuercus persica است. ولی گونه‌های دیگری همچون داغداغان، دافنه، ارس، گلابی وحشی، زبان گنجشک، بید، دارمازو، کلخونک، بادام وحشی، بنه و… نیز یافت می‌شوند.

جفای مردم به طبیعت

روند از بین رفتن زاگرس وقتی شروع شد که هنوز ریزگردها نیامده بودند. در واقع ریزگردها میخ‌های تابوت زاگرس هستند. تابوتی که ما با سوزاندن درختان بلوط ۵۰۰ ساله، آن هم برای تهیه زغال درست کردیم. طبق آخرین آمار ۱۹ هزار خانوار ساکن در ۳۷۰ روستای حاشیه جنگل‌های چهارمحال‌وبختیاری، سالانه ۱۰۰۰ هکتار از جنگل‌های استان معادل ۴۴۷ هزار مترمکعب چوب درختان بلوط و بنه را به بهانه تامین سوخت و تولید زغال می‌سوزانند.


دکتر جلیل بادام فیروز، دکترای اقتصاد محیط زیست در خصوص اوضاع بحرانی جنگل‌های بلوط می‌گوید: گونه بلوط نقش مهم و تاثیر گذاری در تعدیل دمای هوا، حفاظت از منابع آب، جلوگیری از فرسایش خاک، تولید اکسیژن و حفاظت از منابع خاک را دارد و پایین نگهداشتن سطح شوری آب، کاهش گازهای گلخانه ای و جذب آلایندگی ها از جمله ریزگردها از ارزش های اقتصادی زیست محیطی جنگل های بلوط زاگرس است.

اوضاع لُرستان و کهگیلویه‌وبویراحمد هم بهتر از چهارمحال‌وبختیاری نیست. وقتی خوزستان و کردستان و ایلام و کرمانشاه را هم اضافه کنید متوجه میشویم که کم کم زاگرس را زغال کرده و سر قلیان می‌گذاریم.

بعد از بلوط، پسته ‌وحشی تا بنه و بادام وحشی از دیگر گونه‌هایی هستند که زغال می‌شوند. سال‌هاست که مسوولان و کارشناسان تلاش کرده‌اند که جوامع محلی را مجاب کنند که درختان بلوط را قطع نکنند اما تقریبا موفق نشده‌اند.

حلقه مفقوده در زنجیره زندگی زاگرس

شیرین ابوالقاسمی، مدیر پروژه حفاظت از جنگل‌های زاگرسی قطع درختان آلوده را تنها راه کنترل بیماری زغالی بلوط می‌داند و می‌گوید: براساس دیدگاه کارشناسان بین المللی و نظر قطعی رئیس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور که در کمیسیون امور زیربنایی دولت مطرح شد، قطع درختان آلوده تنها کاری است که می توانیم برای کنترل روند نابودی جنگل‌های زاگرسی انجام دهیم و برای احیای مناطق از دست رفته باید کاشت گونه‌ها از طریق بذر انجام گیرد. اما به دلیل وجود دام نمی توانیم کاشت دانه‌ها را به درستی انجام دهیم.

وقتی دارکوب سرجای خودش نباشد!


یکی از مهم ترین دلایلی که سرعت تخریب جنگل های بلوط را دو چندان بلکه چند چندان کرده است، شکار و مهاجرت پرنده‌ای به نام «دارکوب سر قرمز» است که زیستگاه اصلی این پرنده زیبا در جنگل‌های زاگرسی بوده است. به این صورت که درچرخه اکوسیستم این منطقه، دارکوب سر قرمز یکی از مهمترین عوامل مقابله با آفت‌هایی مانند سوسک های چوب خوار است. به این معنا که دارکوب سر قرمز علاقه وافری به خوردن لاروهای سوسک چوبخوار دارد که در زیر پوسته درختان بلوط مراحل رشد خود را می‌گذرانند. طبیعی است که در غیاب این پرنده سوسک‌های چوبخوار به سرعت رشد و موجبات نابودی درختان بلوط را فراهم می‌کنند.

بقای نسل بلوط در دستان سنجاب ایرانی

از سوی دیگر مهمترین عامل اکولوژیکی رشد جنگل‌های بلوط در منطقه زاگرس، وجود سنجاب‌هایی از گونه سنجاب های ایرانی است. این سنجاب به واسطه فطرت و خصلت آینده نگرانه خود، در فصل باردهی درختان بلوط، به جز تغذیه روزمره از بلوط ها، اقدام به دفن میوه های بلوط می‌نماید تا در زمستان و روز مبادا، از اندوخته‌های خود تغذیه نماید اما با گذشت زمان و ورود به فصل سرما جایی که اندوخته غذایی خود را در آنجا دفن کرده، گم می‌کند و همین اتفاق ساده باعثورود بلوط های دفن شده به پروسه رشد و نمو شده و دانه‌ها یکی پس از دیگری رشد می کنند و گسترش جنگل‌ها را رقم می‌زنند اما امروزه سنجاب ایرانی هم مانند دارکوب سر قرمز در زیستگاه طبیعی خود قرار ندارد و همین امر دلیل دیگری برای نابودی جنگل‌های بلوط زاگرسی شده است.

نفت بهتر است یا زاگرس…؟

رییس جمهور در سفر به ایلام ضمن بازدید از بخش‌هایی از عرصه‌های جنگلی آسیب دیده، ردیف بودجه‌ای خاص برای نجات جنگل‌های غرب کشور اختصاص داد. قطعا هرگونه استرس جدید ناشی از احداثراه، ایجاد خطوط لوله گذاری گاز بدون هماهنگی و ارزیابی زیست محیطی نباید صورت پذیرد چرا که قطع درختان آسیب‌های بیشتری به اکوسیستم منطقه وارد خواهد کرد و اجرای این گونه طرح‌ها مانند این است که بخواهیم از جسم فرد بیمار خون بگیریم و توقع قهرمانی در مسابقات را از او داشته باشیم.

سخن آخر


بهتر است همگی توجه داشته باشیم که ارزشها و منابع زیست محیطی نباید فدای منافع کوتاه مدت کشور شود؛ چرا که ارزش و منافع زیست محیطی و اکولوژیک جنگلهای زاگرس غیر قابل تصور است و همین بس که ۴۰ درصد آب کشور از زاگرس تامین میشود و عرصههای جنگی ریههای جامعههای بشریاند.