زخم چشم و هم چشمی این بار بر تن حیات وحش

میمون،راکون،توله شیر،توله خرس و...از نمونه گونه هایی است که با صرف مبالغ کلانی،پای در زندگی انسان هایی می گذارند که بخاطر علاقه شخصی و یا شاید حس برتری جویی و متفاوت شدن برخی انسانها ،دچار آسیب های فراوانی می شوند.  

 

افرادی که به زعم خود وجود چنین گونه های جانوری آنها را از عموم مردم متمایز می سازد،اما پس از گذشت مدتی،به عمق ماجرا پی می برند،اما در اغلب موارد راه بازگشتی وجود ندارد و سرنوشت و فرجام حیوان زبان بسته به مرگ و یا مراکز تحقیقاتی و آزمایشگاهی منتهی می شود.

 

در خوشبینانه ترین حالت،حیواناتی که بواسطه قاچاقچیان حیوانات در اختیار به اصطلاح دوستداران حیوانات خانگی قرار می گیرند،از باغ وحش هایی سر در می آورند که وضعیت و امکانات ضعیف نگهداری از آنها ،خود حدیث مفصلی دارد که در این مجال نمی گنجد و یا در کنار بزرگراه ها،پارک های جنگلی و...رها می شوند و خانه آخر آنها،مراکز تحقیقاتی می شود که مرگ آرام را برای آنها به ارمغان می آورند.

 

**فقدان مرکز بازپروری مناسب

 

یکی از مشکلات موجود در رسیدگی به چنین حیواناتی به فقدان مرکز بازپروری مناسب معطوف می شود،امری که ایمان معماریان،دامپزشک حیات وحش در گفتگویی با رسانه ها به آن اشاره می کند.

 

وی از واقعیت ناخوشایندی پرده بر می دارد که لزوم توجه هر چه بیشتر به آن در راستای تامین و بهبود وضعیت موجود،ضروری به نظر می رسد.

 

معماریان در این خصوص می افزاید:به دلیل فقدان مرکز بازپروری مناسب برای گونه های آسیب دیده جانوری در کشور با محدودیت هایی مواجه هستیم.

 

طبق اظهارات وی،محدودیت مذکور گاهی باعث انتقال آنها به مراکز تحقیقاتی می شود و در پاره ای از اوقات نیز تزریق داروی بیهوشی(با دوز بالا)آنها را به آغوش مرگ آرام می سپارد.

 

**کلینیک پارک پردیسان

 

یکی از مراکز تحقیقاتی که میزبان گونه های جانوری آسیب دیده می شود،کلینیک پارک پردیسان  است که ظاهرا تنها مرکزی به شمار می رود که امید به حفظ گونه های آسیب دیده به آنجا ختم می شود،اما امکانات مرکز مورد اشاره نیز تکمیل نیست و در برخی حوزه ها با کمبودهایی هایی مواجه است، و از سوی دیگر اولویت رسیدگی در آن نیز با حیوانات بومی کشور است.

 

در این میان برخی از صاحبنظران معتقدند که حیات وحش سرمایه عمومی جامعه است و هر گونه بی توجهی و کم توجهی به آنها،نه تنها حیوان را با آسیب مواجه می سازد بلکه به تدریج ضرر و زیان های بسیاری برای انسان نیز به همراه خواهد داشت،زیرا تعادل چرخه محیط زیست دچار خلل می شود و انسان از عوارض این نارسایی مصون نخواهد ماند.

 

فقدان اعتبارات کافی و عدم وجود سازمان های مردم نهاد منسجم و فعال باعث شده تا خلا وجود مراکز بازپروری حیوانات و گونه های جانوری به نحو محسوس و بارزی احساس شود.

 

**از قاچاق حیوانات تا مرگ 100 گونه جانوری 

 

عدم وجود مرکز بازپروری مناسب،باعث شده تا در سال،بیش از 100 گونه جانوری بومی کشورمان جان خود را از دست بدهند،مشکلی که یک وجه آن به قاچاق حیوانات در کشور وابسته است و طبق اظهارات جاوید آل داوود،رئیس انجمن حمایت از حقوق حیوانات،قاچاق مذکور بر آشفتگی این عرصه افزوده است.

 

وی در گفتگویی با رسانه ها ضمن اشاره به لزوم برخورد جدی تر سازمان حفاظت محیط زیست ونیروی انتظامی با قاچاق حیات وحش می گوید:حیوانات،سیگار نیستند که با پنهان کردن آن بتوان آنها را قاچاق کرد و به نظر می رسد یکی از عوامل موثر در وضعیت موجود،عدم برخورد مناسب و مقتضی با قاچاقچیان حیوانات است و همین امر باعث شده تا نگهداری از حیوانات و گونه های غیر بومی در کشور رایج شود،تا حدی که به گوش می رسد افرادی در شمال شهر تهران به نگهداری کرگدن مبادرت می ورزند.

 

البته انجمن حمایت از حیوانات،تلاش می کند چنین گونه های جانوری را تحویل و به کشور مبدا منتقل نماید اما محدودیت امکانات باعث شده تا نتواند به میزانی کافی در بخش مورد اشاره ارائه خدمات کند.

 

امید است دولت و  دستگاه های زیربط با همگرایی و همیاری مضاعف و طراحی دستور کاری جدی،نسبت به تامین کمبودهای موجود در این بخش،تدابیر و تمهیدات لازم را اتخاذ کند.

 

بدون شک در صورت تحقق این امر،علاوه بر ارائه خدمات هر چه مطلوب تر،سایه مرگ از پیکر و سرنوشت بسیاری از حیوانات آسیب دیده دور خواهد شد و ثمره آن در حفظ سازنده تر محیط زیست متبلور خواهد شد،محیط و بستری که حیات تمامی جانداران به آن گره خورده است و همه در قبال آن مسئولند و البته دستگاه های ذیربط مسئول تر خواهند بود.