سایت روزگار نو در گزارشی نوشت:

بانک مرکزی پس از این رخدادها از اهرم پیش فروش سکه استفاده کرد و بازار معاملات آتی را به لحاظ شرعی و حقوقی زیر سؤال برد، اما باز هم حاصلی جز شکست برای این سیاستها رقم نخورد و سکه همچنان و بدون وقفه پیش می رود و دیروز رکورد ۷۵۰ هزار تومان را هم شکست.
بر این اساس بار دیگر حباب معروف!به سراغ بازار سکه آمده است و با اینکه در روزهای گذشته شاهد کاهش نسبی قیمت جهانی طلا بودیم به نظر نمی رسد بازار سکه در ایران از روند نزولی جهانی پیروی کند.

چرایی شوک سکه

تا لحظه آماده شدن این گزارش سکه بهار آزادی طرح جدید ۷۵۰ هزار تومان، طرح قدیم ۷۶۵ هزار تومان، نیم سکه ۳۷۵ هزار تومان، ربع سکه ۱۹۴ هزار تومان و سکه گرمی ۹۱ هزار تومان فروخته شد، این در حالی است که روز گذشته قیمت سکه زیر ۷۰۰ هزار تومان بود.
به باور آگاهان، سیاست برخورد با دلالان ارز و قاچاق خواندن معاملات بدون فاکتور در روزهای گذشته نه تنها باعثکمرنگ شدن فعالیت آنان نشده، بلکه مردم را بیش از پیش به سمت بازار سکه جذب کرده است واین برخوردها شاید در ظاهر بازار ارز را آرام کرده اما در واقع مقدمه ای برای طوفان سهمگین در بازار سکه و طلا شده است.

بانک مرکزی؛ از حرف تا عمل

بر اساس آنچه در ماه های اخیر شاهد بودیم کارشناسان معتقدند سیاستهای بانک مرکزی برای مهار نقدینگی رخنه کرده در بازار ارز و سکه کاملاً شکست خورده و هیچ یک از وعده های بانک مرکزی در این زمینه محقق نشده، به گونه ای که در تمام این سیاستها نتیجه معکوس حاصل شده است. محسن علی حسینی می گوید: نگاهی به گفتار و کردار مسؤولان بانک مرکزی، در چند ماه گذشته نشان می دهد وظایف اصلی این بانک که شامل حفظ ارزش پول ملی، تسهیل مبادلات بازرگانی، نظارت بر معاملات طلا و ارز و نظارت بر بانکها و موسسات مالی و … است به فراموشی سپرده شده و درگامی فراتر، گاهی با سکوت و گاهی با عمل خود به موج آفرینی مصنوعی پرداخته و از نوسانهای ایجاد شده به کسب درآمد می پردازد.
به گفته وی تصمیمات بانک مرکزی در هیچ مکتب، الگو و فرمول اقتصادی نمی گنجد.

فشار بیشتر بر اقشار کم درآمد

وی اضافه می کند: وجود سازمان مدیریت و برنامه ریزی به عنوان «مغز» دولت، کمک بسیار بزرگی به جهت دهی اقتصادی می کرد، اما با انحلال لجبازانه آن، بزرگترین بال مشورتی و برنامه ریزی دولت از دست رفت و عملاً بدنه کارشناسی دولت بسیار ضعیف شد، به طوری که تصمیمات، بایدها و نبایدهای اقتصادی و مدیریتی، پشتوانه علمی و تحقیقی خود را از دست داد.
به گفته وی مستمر بودن نوسان ارز و سکه موجب فشار به اقشار کم درآمد جامعه می شود و با افزایش قیمتها، هزینه تولید داخلی افزایش و در پی آن تولید ملی کاهش می یابد، در چنین شرایطی سراب است اگر فکر کنیم این درآمدهای کوتاه مدت دولت، می تواند فرصت شغلی جدید به وجود آورد و بیکاری و فاصله طبقاتی را کاهش دهد.
او اضافه می کند: با پنهان کاری و فاصله گرفتن از مردم، دلالها جای بانک مرکزی را گرفته اند؛ چون عوام موقعی به بازار هجوم می آورند که با آنها صادق نباشیم.

پاشنه آشیل اقتصاد

یک کارشناس اقتصادی دیگر هم دلیل اصلی حباب بازار سکه در روزهای اخیر را ناشی از سیاستهای عمدی بانک مرکزی می داند و می گوید: اگر دشمن بخواهد به ایران ضربه بزند، در بازار ارز و یا سکه التهاب ایجاد می کند.
محمد خوش چهره خروج سپرده ها از بانکها و ورود آنها به بازار طلا را پدیده نامطلوبی توصیف می کند و معتقد است. تغییر سیاستهای اعتباری بانک مرکزی نباید به گونه ای باشد که موجب نااطمینانی در بازار شود. او اضافه می کند: طبق اقتصاد امنیتی بازارهای ارز، سکه و طلا از جمله بازارهایی است که مورد هدف دشمنان قرار دارد.
خوش چهره می گوید: وضعیت موجود بازار نشان می دهد، رشد حبابی برای دولت مهم نیست، اما بزرگترین اشتباه راهبردی این است که دولتها به خاطر محدودیت منابعی که با آن مواجه می شوند، به قلمروهای در انحصار خود(بازار طلا و ارز) با ضعف کنترل در بازار و سایر ابزارها ورود پیدا کرده و اجازه افزایش قیمتهای کاذب را بدهند.

قطع امید افکار عمومی از بانک مرکزی

انتقادهای تند و تیز کارشناسان بی طرف به سیاستهای بانک مرکزی در حالی شدت گرفته که رئیس کل این بانک بارها و بارها تهدید به استعفا کرده و به طور روشن از دولت خواسته تا با افزایش نرخ سود سپرده های بانکی به نرخی بالاتر از نرخ تورم مانع از گسترش روز افزون پیچ و تابهای کلاف سر درگم نقدینگی موجود در دست مردم شود.
واقعیت این است که افکار عمومی در پی بلبشو در بازار، از بانک مرکزی و رئیس کل آن قطع امید کرده و افق پیش روی معیشت خود و اقتصاد کشور را مه آلود می بیند، در این شرایط وعده های توخالی هم دردی از مردم مضطرب را درمان نمی کند. از همین رو مردم و بویژه اقشار آسیب پذیر چشم امید به ناخدای کشتی اقتصاد کشور؛ یعنی وزیر امور اقتصادی و دارایی دوخته اند.
این روزها افکار عمومی، سید شمس الدین حسینی را بر سر دو راهی حساسی قرار داده و از وی می خواهد تا یکی از این دو راه را انتخاب کند: یا وضعیت ملتهب بازار سکه و ارز را با اقدامات زیربنایی آرام کند و یا وزارت را ببوسد و کنار بگذارد.