همه آن چیز که باید در مورد واژه سید بدانید

از دیرباز مردم ایران علاقه ی خاصی به شخصی که سید هست داشتند. اشخاصی که سید هستند گویی دارای شناسنامه معتبرتری نسبت به بقیه افراد می باشند و حرفشان مانند ریش سفیدان مورد تایید بوده است. اما دلیل اینکه افرادی که « سید » هستند دارای چه ویژگی هایی می باشند که دارای اعتماد عمومی بیشتری هستند؟ افرادی مانند سید حسین نعمتی که هم بنیانگذار خیریه است و هم در اقتصاد دستی بر آتش دارد و هم دارای اقبال عمومی و اعتماد عمومی است ، دارای چه ویژگی های فردی می باشد . مسلماً بخشی از این اعتماد و اقبال جامعه به افرادی که دارای لقب « سید » هستند مانند حاج سید حسین نعمتی مطمئناً شخصیت فردیشان می باشد و بخش دیگر نیز به همین لقب برمیگرد. در مطالب پیش رو قصد داریم تا به بررسی واژه سید بپردازیم.

در کلام عرب برای خطاب آقایان از کلمه سید و برای خانم‌ها از سیده استفاده می‌شود. و از جهت دیگر سید یک لقب است که در کنار نام افراد آورده می‌شود تا یک فرد در میان افراد دیگر، متمایز شود. این عنوان از پدر به فرزندان انتقال می‌یابد. سادات دارای ارزش و قرب زیادی هستند و در این مقاله سعی بر آن بوده که به توضیح بیشتر این کلمه بپردازیم.

معنای لغوی کلمه‌ی سید چیست؟ 

تعریف کلمه‌ی سید:

سید در لغت عرب در اصل «سَیوِد» (بدون تعلیل) بوده و در معنای سرور و بزرگ. در فرهنگ لغت دهخدا، سید: پیشوا و مهتر قوم و سردار معنا شده است که در لغت‌نامه‌های دیگر و فرهنگ عامه: به عنوان هر یک از اولاد حضرت رسول و حضرت علی (ع) و فاطمه (س) گفته شده است.

در کتاب نفحات الأخبار از امام علی (ع) روایت شده است که فرمودند:

از پیامبر(ص) شنیدم که فرمود جبرئیل نازل شد عرض کرد یا رسول اللَّه خداوند برای هر چیزی از موالید ثلاث (جماد، نبات و حیوان) و برای همه موجودات سیّدی قرار داده است که بزرگ آنها باشد. «جعل اللَّه لکل شئ سیّداً» 

مانند: 

  • سید السادات: ذات باری تعالی جلاله 
  • سید اولاد آدم: حضرت محمد(ص) 
  • سید الاوصیاء: علی(ع).
  • سیده نساءالعالمین: حضرت فاطمه زهرا(س)
  • سید شباب اهل الجنّه : حضرت امام حسن و امام حسین(ع) 
  • سید اهل فارس: سلمان فارسی
  • سید حبشه: بلال حبشی
  • سید ملائکه: جبرئیل
  • سید بقاع ومکان‌ها : مکه معظمه 

بنابراین، احترام و شخصیّت سادات بخاطر همان نسبتی است که با بزرگترین شخصیّت عالم انسانیت یعنی پیغمبر اسلام (ص) دارند.

  • و در کلام پیامبر (ص)، «سادات» خاندان پیامبر معرفی شده است.
  • قال رسول اللَّه (ص): انا سید ولد آدم و علی سید العرب.
  • یعنی : من سید و آقای اولاد حضرت آدم هستم و علی آقا و سید عرب است.
  • و الحسن و الحسین سیّدا شباب اهل الجنّه
  • و امام حسن و امام حسین آقا و سید جوانان اهل بهشت هستند .    (از کتاب کنزالعمال، ج ۱، ص ۴۰۰ )

سید به چه کسانی گفته می‌شود؟

در تعریف عامه از این عنوان برای معرفی خاندان پیامبر و فرزندان و نوادگان آنها از عامه‌ی مردم استفاده می‌شود. اما برای ارائه‌ی تعریف جامع‌تر باید به این سوالات پاسخ دهیم:

 آیا همه‌ی سادات از نسل پیامبر‌اند؟

خیر، عنوان سید بر مردان و زنانی که نسبشان به هاشم بن عبد مناف (پدر عبدالمطلب، پدر بزرگ پیامبر که بزرگ خاندان قریش)، می‌رسد اطلاق می‌شود. بنابراین تمامی خاندان بنی هاشم، مانند: عمو‌های پیامبر از ابوطالب، حمزه و عباس (که سلسله‌ی بنی عباس از او بنیان گرفت) سید هستند. 

در بین شیعیان کدام سادات شناخته شده تر هستند؟

  • فرزندان علی (ع) از حضرت فاطمه (س)

پسران حسن (ع)، حسین (ع) و محسن (ع) و دختران زینب (س) و ام کلثوم (س) می‌باشند. 

چون پیامبر فرزند پسری نداشت نسل آن حضرت از طریق حضرت فاطمه (س) ادامه پیدا می‌کند. و چون نسل پیامبر بیشتر مورد توجه است از بقیه تقسیمات معروف‌تر است.

به نسل امام حسن و امام حسین (ع) به دو شاخه سادات حسنی و سادات حسینی گفته می‌شود.

  • فرزندان علی از دیگر همسران

۳ فرزند پسر او در ابتدا محمد حنفیه از خوله دختر قیس، عباس بن علی از ام البنین و عمر بن علی از صهباء ثعلبیه است که به فرزندان و نوادگان این پسرها سادات علوی می‌گویند. چون از نسل امام علی (ع) هستند.

به چه دلیل از لقب سید برای خاندان بنی هاشم استفاده شده است؟

به این دلیل که هاشم بن عبد مناف سمت سقایت (آب دادن به حاجیان) و رفادت (غذا دادن به حاجیان) را برعهده داشت و سفرهای تجاری زمستانی و تابستانی قریش را پایه گذاری کرد و سبب امنیت جامعه مکه و خاندان قریش شد لقب سید (شریف) به او و بزرگان خاندانش اختصاص یافت. منظور از سید این بوده که شخصی در مرتبه‌ی بالاتر از او وجود ندارد.

منشاء سادات در ایران از چه زمانی و به چه دلیلی بوده‌است؟

پس از ورود اسلام به ایران در قرن اول هجری اولین گروه بنی هاشم به ایران آمدند درطی قرون دوم و سوم این مهاجرت‌ها شدت گرفت و در دوره‌ی صفویه باز عده‌ی دیگری به ایران آمدند که از دلایل آن می‌تواند:

  • جور امویان و ظلم حجاج یوسف 

در زمان حکومت امویان خاندان پیامبر به دلیل اینکه خطر اصلی برای حکومت محسوب می‌شدند مورد ظلم و ستم آنان قرار می‌گرفتند و عده‌ای سیادت خود را پنهان کردند و عده‌ی دیگر مجبور به مهاجرت شدند.

  • جذب نیرو برای ایجاد حکومت (عباسیان، علویان)

با توجه به اینکه درهنگام نشر اسلام در عصر حکومت عمر، سلمان فارسی جلودار سپاه بود. و در زمان تشکیل حکومت عباسی ایرانیان نقش قابل توجهی در به قدرت رساندن خاندان بنی عباس داشتند، در ورود هرچه بیشتر سادات به ایران تأثیر گذار بود که در ادامه ما شاهد حکومت علویان در ایران بودیم.

  • ولایت عهدی امام رضا (ع)

امام رضا (ع)، در دوران حکومت هارون و در ایام ولایت عهدی خود، در طی نامه‌ای از سادات مدینه دعوت کرد که به ایران بیایند. حضور حضرت معصومه (س) همراه با دیگر برادران و خواهرانش و ورود عده ای دیگر از سادات در دوران ولایت عهدی امام رضا (ع) بود.

هر چند بعد از مدتی هارون پیمان خود را شکسته و امام رضا (ع) را مسموم و به شهادت می‌رساند.

  • تغییر مذهب

در زمان حکومت صفویه شاه اسماعیل دستور تغییر مذهب از سنی به تشیع را داد و علمای دین تشیع را از شام و لبنان به ایران دعوت کرد که سبب ورود عده‌ی دیگری از سادات به ایران شد.

از دیگر مناطقی که سادات در طی قرون به آنجا مهاجرت کرده‌اند آسیای صغیر، یمن، شام و شمال آفریقا بوده است.

کلمه سید در ادبیات فارسی

در متون منثور و منظوم گذشته از این کلمه به عنوان بدل از پیامبر و در جاهایی برای معرفی خاندان پیامبر آورده شده است مانند:

ناصر خسرو در مدح امام علی (ع) در مسمطی آورده:

بنیاد عز و سروری آن سید انس و پری                  قصرش ز روی برتری برتر ز چرخ چنبری

در یکی از قصاید سعدی به جای عنوان پیامبر عبارت سید را آورده

ای یار غار سید و صدیق نامور          مجموعه ی فضائل و گنجینه ی صفا

در دیباچه ی کتاب گلستان سعدی آمده:

سزد گر به دورش بنازم چنان       که سید به دوران نوشیروان

 در این بیت (سید) بدل از پیامبر (ص) است.

در قصیده ای از خاقانی آمده:

به نسبت از تو پیمبر بنازد ای سید        که از بقا نسب ذات توست حاصل او

از نشانه های شناخت سادات در طول تاریخ چه بوده؟

در قرون گذشته سادات را به واسطه ی موارد زیر می شناختند:

  • داشتن شجره نامه 
  • دیوان نقابت

دیوان نقابت سادات در در سال ۲۵۱ق و دوره ی حکومت مستعین عباسی با مهر و امضای او تأسیس شد و جزء آئین‎ها و تشکیلات رسمی حکومت عباسی گردید. این دایره برای ثبت نام سادات، اداره و پرداخت بعضی وجوه شرعی به آنان تشکیل شد.

  • داشتن موهای بافته در دو طرف صورت 

در یکی از حکایات کتاب گلستان سعدی به داشتن موی بافته توسط جهاندیده‌ای که قصد داشت خود را علوی معرفی کند اشاره شده است. که نشان از مرسوم بودن این نشان در بین سادات بوده است.

امروزه روحانیون با داشتن عمامه سیاه و دیگر افراد با پوشیدن لباس یا گذاشتن کلاه سبز شناخته می شوند.

 روایاتی درخصوص عمامه‌ی سیاه 

درباره استفاده از عمامه سیاه گزارش‌هایی موجود است از جمله:

از نظر دینی، استفاده سادات از عمامه سیاه، به پیروی از جد بزرگوارشان حضرت رسول اکرم (ص) می‌باشد.

امام صادق(ع) فرمودند: آن روز که پیامبر(ص) مکه را فتح کرد و به مسجدالحرام داخل شد عمامه سیاه بر سر داشت. 

 روایت شده امام زین العابدین(ع) در حالی که عمامه سیاه بر سر داشت وارد مسجد شد.

تاریخچه لباس سبز

در کتاب تاریخ بیهقی آورده شده که مامون هنگامی که امام رضا (ع) را به ولایت عهدی برگزید به سال ۲۰۸ ق در هنگام ورود حضرت دستور داد جامه‌های سیاه را که شعار عباسیان است را بردارند و جامه‌ی سبز که نشان علویان است بپوشند. و اینکه نقیبان فقط به افراد سید اجازه پوشیدن لباس سبز را می‌دادند تا در میان مردم شناخته شوند. همه از اختصاص این رنگ به سادات از زمان‌های گذشته دارد.

از روایاتی که درخصوص لباس سبز آمده: 

به ماجرای افراشته شدن پرچم سبز در بالای کعبه توسط جبرئیل هنگام انعقاد نطفه پیامبر(ص) اشاره نموده، و در گزارش دیگری گفته شده که حضرت محمد(ص) هنگام ازدواج با حضرت خدیجه(س)، لباس سبز پوشیده بود

همچنین گفته شده که پیامبر(ص) هنگام طواف لباس سبز می‌پوشیدند. 

از دیگر روایات آمدن ۲ لباس از بهشت برای پیامبر(ص) آمد، پیامبر(ص) لباس سبزرنگ را به امام حسن(ع) و لباس قرمز را به امام حسین(ع) بخشیدند و در این هنگام پیامبر(ص) و جبرئیل هر دو گریستند. 

در ایران سادات با چه تقسیماتی شناخته می شوند؟

با توجه به اینکه سادات از خاندان بنی هاشم هستند. اما تقسیمات دیگری نیز برای شناخت بهتر خانواده‌های خاندان بنی هاشم وجود دارد که در اینجا به تعدادی از آنها اشاره می‌کنیم:

  • سادات محمدی یا محمدیان ( این سادات از نسل محمد اکبر معروف به حنفیه (۱۶ – ۸۱ ق) هستند.)
  • سادات حسنی ( از نسل امام حسن (ع) )
  • سادات حسینی ( از نسل امام حسین (ع) )
  • سادات موسوی ( فرزندان و نوادگان امام موسی کاظم (ع) )
  • سادات رضوی  ( خاندان منسوب به امام رضا (ع) )
  • سادات هاشمی ( به فرزندان ابوطالب (عموی پیامبر) از نسل عقیل و جعفر گفته می شود. )
  • سادات طباطبایی  ( نسب خود را به حسن بن علی (ع) می رسانند. عنوان طباطبایی به ابراهیم طباطبا منسوب است. طباطبا یکی از اصحاب امام جعفر صادق و راویان حدیث او بوده است. )
  • سادات سجادی (افطسی) (به نوادگان امام سجاد (ع) که در این جا به حسن افطس اشاره دارد. )
  • سادات مرعشی ( سادات مرعشی یا آل مرعش، سلسله‌ای از سادات هستند که نسب خود را به علی المرعش نواده امام زین‌العابدین می‌رسانند. )
  • سادات عبدالوهابیه ( سادات عبدالوهابیه نسب خود را به امیر سراج‌الدین عبدالوهاب تبریزی از نوادگان حسن بن علی (امام دوم شیعیان) می‌رسانند و در آذربایجان، به خصوص در تبریز ساکن هستند که سادات وهابی، سادات وهابیه، سادات عبدالوهابیه خوانده می‌شوند. )
  • سادات کیایی ( سادات کیا از نسل امام علی بن الحسین زین العابدین (ع) هستند که نیاکان آنها به گیلان مهاجرت کردند. )

و از دیگر سادات می‌توان به سادات عربشاهی و بیهقی که در شمال خراسان از جمله سبزوار و بیهق هستند نام برد. در حدود قرن نهم هجری در زمان حکومت تیمور عده‌ای از سادات بیهقی به شبه قاره‌ی هند مهاجرت کرده اند.

  • سادات میر  ( از  نوادگان حسین الاصغر بن الامام علی بن الحسین الشهید می‌باشند. این طایفه در زمان حکئمت صفویان به ایران مهاجرت کردند. )

در کشور عراق ساداتی هستند که خود را از نسل حضرت عباس می‌دانند.

 

احکام فقهی در رابطه با سادات

در زمینه ی فقهی سادات از پرداخت زکات معاف می‌باشند و خمس (در صورت فقیر بودن) به آنها تعلق می‌گیرد.

بر‌اساس آیه انفال سه سهم از شش سهم به نام خدا و پیغمبر و امام است که باید صرف مصالح کلى و عمومى بشود.

 

توضیحاتی در رابطه با خمس و زکات

• خمس و زکات چیست 

 در هفت چیز خمس واجب مى شود: 

 منفعت کسب، معدن، مال حلالى که آلوده به حرام باشد، غنیمت، زمینى که کافر ذمّى از مسلمان بخرد. (کافرى که به صورت اقلیت در کنار مسلمانان زندگى مى کند و شرایط ذمّه را پذیرفته است).

خمس به پرداخت (یکی از پنج قسمت) مواردی که ذکر کرده‌ایم می‌باشد. در واقع مال امام (ع) است که باید به او تحویل داده  شود و در عصر غیبت تحویل فقیه جامع الشرایط داده مى‌شود.

 خمس به دو نیمه تقسیم شده که نیمى به عنوان سهم سادات که با اجازه‌ی فقیه می‌توان به سادات فقیر داد و نیم دیگر به عنوان سهم امام(ع)که فقیه جامع الشرایط طبق صلاح دید براى ارتقاى حوزه‌ی علمیه و امور خیریه مصرف مى‌نماید. 

• تفاوت خمس و زکات:

خمس و زکات از مالیات‌های اسلامی هستند که به منظور رفع مشکلات مالی امت اسلامی و توزیع عادلانه ثروت در حکومت اسلامی وضع شده است. میان خمس و زکات این تفاوت مهم وجود دارد که زکات جزء اموال عمومی جامعه‌ اسلامی محسوب می‌شود، لذا مصارف آن عموماً در همین قسمت می باشد،‌ ولی خمس از مالیات‌هایی است که مربوط به حکومت اسلامی است،‌ یعنی مخارج دستگاه حکومت اسلامی و گردانندگان آن از به وسیله ی آن تأمین می‌شود. 

محروم بودن سادات از دست یابی به زکات در حقیقت برای دور نگه داشتن خویشاوندان پیامبر(ص) از این قسمت است تا بهانه‌ای به دست مخالفان ندهندکه پیامبر(ص) خویشان خود را بر اموال عمومی مسلط ساخته است،‌ ولی از سوی دیگر نیازمندان سادات نیز باید از طریقی تأمین شوند. در حقیقت خمس نه تنها یک امتیاز برای سادات نیست،‌ بلکه یک نوع کنار زدن آنها، به خاطر مصلحت عموم و به خاطر این که هیچ گونه سوء ظنی تولید نشود است. از نظر جنبه‌های مادی هیچ گونه تفاوتی با زکات که برای سایر فقرا است ندارد، در کل دو منبع وجود دارد: خمس و زکات هر کدام از نیازمندان تنها حق دارند از یکی از این دو منبع استفاده کنند به اندازه نیاز یک سال. فقرای غیر سادات از زکات و فقرای سادات از خمس استفاده می‌کنند. نیازمندان سادات حق ندارند چیزی از زکات مصرف کنند.

• از مسائل دیگر:

از امام صادق (ع) و امام رضا (ع) سوال نمودند: اینکه پیامبر خدا (ص) فرموده‌اند: «آتش بر فرزندان فاطمه (س)حرام است» چگونه است؟ حضرات در جواب فرمودند: مراد از این حدیث فرزندان بلاواسطه فاطمه‌اند و آنان حسن و حسین و زینب و ام‌کلثوم (ع) می‌باشند. (نعم عنى بذلک الحسن والحسین و زینب و ام کلثوم. المعتقون من النّار هم ولد بطنها). غیر از فرزندان بلاواسطه فاطمه، اگرچه بقیه هم از ذریه آن خاندان هستند، با دیگران تفاوتى ندارند و هرکس به سزاى اعمالش خواهد رسید.

 

آیا سیادت از مادر به فرزند می رسد؟

بله. به دلیل اینکه سیادت از حضرت محمد (ص) به فاطمه (س) رسید و از طریق او به فرزندانش امکان انتقال سیادت از مادر به فرزندان هست. تنها از نظر فقهی تفاوت دارند.

 

میرزا به چه کسی گفته می‌شود؟

به کسی که مادر او سید باشد و پدر از افراد عامه، میرزا می‌گویند. این افراد سید هستند تنها تفاوت درباره‌ی مسائل فقهی مربوط به گرفتن خمس و معاف بودن از دادن زکات است (به آنها این ۲ مزیت تعلق نمی‌گیرد). در غیر این صورت هیچ تفاوتی بین میرزا و سید وجود ندارد. روی همین اصل کسانی که از مادر یا مادر بزرگ سید هستند اصطلاحاً شریف یا میرزا یا بیگ و در حالت مونث میرزایه و شریفه و بیگم می‌گویند.

 

چرا در دوره ی قاجار از نام میرزا استفاده می‌شده؟

به دلیل اینکه این کلمه معنای بزرگی و سالاری داشته و بعضی از افراد خاندان قاجار تحصیلکرده بودند و کارهای دیوانی و مکاتبات را برعهده داشتند به جهت بالابردن شان و منزلت آنها از این لقب استفاده می‌شده است.

از نام‌هایی که سادات به وسیله‌ی آن مورد خطاب قرار می‌گیرند چیست؟

برای آقایان:

  • سید
  • شریف

در عربستان از عنوان شریف. در ترکیه از عنوان میر برای شناخته شدن آنها از عموم مردم استفاده می کنند.

  • علوی
  • میر

در ترکیه از این لقب استفاده می شود.

  • میرزا
  • بیگ

برای خانم ها:

  • سیده
  • شریفه
  • علویه
  • سادات
  • بی بی
  • میرزایه
  • بیگم

 

فرق سادات با سیده که امروزه در شناسنامه‌ها استفاده می‌شود در چیست؟

هیچ فرقی ندارد. برای خوش آهنگ بودن اسم‌ها با توجه به نام انتخاب شده از طرف پدر و مادر یکی از این دو عنوان استفاده می‌شود. مانند اسم فاطمه که در هر دو حالت خوش آهنگ است سیده فاطمه یا فاطمه سادات.

 

معرفی چند کتاب برتر

  • تاریخ تشیع در ایران، رسول جعفریان.
  • نقشی از سادات در تاریخ اسلام، محمدرضا محتشم
  • علویان طبرستان، علی اصغر مشکینی
  • تاریخ اسلام و اصطلاحات متداول در بین مسلمانان

  

منابع:

– گلستان سعدی، به تصحیح غلامحسین یوسفی، تهران: خوارزمی، ۱۳۹۲

– الغدیر، علامه امینی، ۱۳۶۸، ج ۳

– http://fa.wikishia.net

– http://saadaat۱۱.blogfa.com

– https://www.khabaronline.ir