چرا حتما باید نماز را به زبان عربی خواند؟

این که واجب است تمامی مسلمانان جهان با هر نوع زبان و ملیتی که دارند نماز را به عربی بخوانند دلایل و حکمت های متعددی می تواند داشته باشد، از جمله این که:

غناى زبان عربى

غناى زبان عربى از جهت واژگانى، ساختارى و معنایى - به ویژه در حوزه معارف دینى - به گونه‏ اى است که با دیگر زبان‏ ها قابل قیاس نیست. بررسى ‏هاى انجام شده، نشان مى ‏دهد که برخى از مفاهیم قرآنى، در زبان‏ هاى دیگر معادل ندارد. رایج ‏ترین آیه قرآن؛ یعنى«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» به هیچ زبانى ترجمه دقیق نشده است و گویى هیچ مترجمى نمى‏ تواند معادل ‏هاى دقیق براى برخى از واژه‏ هاى به کار رفته در آن بیابد. جالب است بدانید که برخى از مترجمین قرآن در مواردى به جاى معادل ‏گذارى، خود واژه‏ هاى قرآن را به کار مى‏ برند و از این طریق، واژه‏ هاى قرآن وارد بسیارى از زبان ‏ها (چون فارسى، انگلیسى و...) شده است.

به عنوان مثال، مارمادوک پیکتال - یکى از مترجمان نامدار قرآن به زبان انگلیسى - هرگز کلمه Godرا به جاى« الله» به کار نبرده است؛ بلکه Allah را استعمال نموده و آن را از جهات متعددى برتر از God مى‏ داند.و یا دو کلمه«رحمن و رحیم» این دو واژه یکی رحمت عامه خداوند را می رساند که شامل مؤمن و کافر است وآن«رحمن» است و یکی رحمت خاصه به مومنان را که واژه«رحیم»است.

 در فارسی ما دو معادل برای بخشنده نداریم که یکی تعمیم را برساند ودیگر مخصوص بودن آن را برای عده ای خاص واگر در ترجمه«رحیم» گفته می شود مهربان به جهت تنگ بودن قافیه است والا مهربان معادل«رئوف» عربی است ومعادل رحیم نیست. لذا معادل صریحی برای این دو واژه نداریم وبخشنده و مهربان دو واژه نزدیک به لفظ عربی آن هستند ونه مرادف دقیق.

 بنابراین فارسى‏ سازى نمازو یا هر زبان دیگری نمی تواند در بردارنده تمامی معانی نماز باشد و این امر مساوى با از دست دادن آثار و فوائد نماز خواهد شد.

مصونیت از تحریف

خواندن نماز به یک صورت معین‌، آن را از دستبرد، تحریف و آمیخته شدن به خرافات و مطالب بی‌اساسی که بر اثر مداخله افراد غیر متخصص‌، هنگام ترجمه آن به زبان های دیگر، رخ می دهد، نگاه می دارد و به این وسیله روح این عبادت اسلامی محفوظ تر می ماند.

ایجاد روح اتحاد و همدلی در مسلمانان

خواندن نماز به زبان عربی‌، یکی از نشانه های جهانی بودن دین اسلام است‌؛ زیرا جمعیتی که در یک صف قرار می گیرند و در یک جبهه فعالیت می کنند، ناگزیرند، زبان واحدی داشته باشند که به وسیله آن تفاهم کنند؛ یعنی علاوه بر زبان مادری و محلّی‌، یک زبان عمومی و جهانی هم داشته باشند. ـ نماز خواندن به یک زبان‌، از طرف تمام مسلمانان رمز وحدت و نشانه ی یگانگی مسلمانان است‌. و از آن جا که زبان عربی به اعتراف اهل فن‌، یکی از وسیع ترین و جامع ترین زبان های دنیاست‌، این حقیقت روشن تر می شود که تمام فرق مسلمان می‌ توانند آن را به عنوان یک زبان بین‌المللی شناخته و از آن به عنوان تفاهم و همبستگی اسلامی استفاده نمایند.

زبان معارف دینی

زبان عربى نه تنها زبان یک قوم؛ بلکه زبان دین ما است و آشنایى با آن، ما را مستقیما با پیام خدا و سنت قولى پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم و ائمه هدى‏ علیهم السلام آشنا مى‏ سازد. عربى بودن نماز، موجب انس و ارتباط دائمى مسلمانان با زبان دین و کتاب آسمانى مى ‏شود و زمینه آشنایى هرچه بهتر و مستقیم ‏تر از معارف دینى را فراهم مى‏ آورد.

اعجاز گونگی

لطافت و زیبایى و اعجازین بودن سوره‏ هاى قرآن، در صورت ترجمه از دست خواهد رفت و زیباترین ترجمه‏ هاى بشرى، هرگز جانشین لطافت و زیبایى کلام خداوند و آهنگ دلنشین و دل‏نواز آن نخواهد شد.«مارمادوک پیکتال» - در مقدمه ترجمه انگلیسى خود از قرآن - مى‏ نویسد:«قرآن را نمى‏ توان ترجمه کرد؛ زیرا نغمه و آواى بى ‏نظیر و آهنگ دلنشین آن، انسان را دگرگون مى‏ سازد و او را به خشوع و گریه و یا شور و شوق وا مى‏ دارد». [1]

مصونیت فرهنگی

از منظر جامعه‏ شناسى زبان، یکى از مهم ‏ترین ابزارهاى انتقال و پویایى فرهنگى است. فرهنگ‏ پذیرى(Acculturation) و جامعه ‏پذیرى(Socialization) در حد بسیار بالایى وامدار زبان مى‏ باشد. اگر استعمار جدید(Neo_colonialism) با تمام توان خود در بسط زبان خود مى‏ کوشد، از آن روست که بهترین راه تحمیل فرهنگ خود و بیگانه سازى ملت‏ها با هویت خویش، در گرو تغییر زبان و ادبیات است. براى مسلمانان، پیوند دائمى و فزاینده با زبان عربى - که حاوى فرهنگ، ادبیات و معارف دینى است - یک ضرورت اجتناب‏ ناپذیر است و بدون آن جامعه اسلامى، با شتاب بیش ترى دست خوش استحاله فرهنگى خواهد شد. از این رو شارع مقدس اسلام از طریق نمازهاى پنج گانه، پیوند با زبان دین را نهادینه و دائمى ساخته تا به این وسیله انتقال و پویایى فرهنگ اسلامى، در همه نسل‏ ها و صیانت آن در برابر تهاجمات فرهنگى بیگانگان، در حد بالایى تضمین شود.وحدت زبان ضامن حفظ و مصونیت این عبادت بزرگ از تحریف و آمیختگی با خرافات است.

گذشته از همه این حکمت ها، خداوند که آفریدگار انسان ها است و انسان را برای تکامل و رسیدن به سعادت آفریده است، نماز را به همین شکل وسیله عروج و ارتقای آدمی قرار داده است که این عروج و پرواز در فضای معنویت و تعبد و بندگی است، بندگی که مولای عارفان علی (علیه السلام) به آن افتخار می کند:« کَفَى بِی فَخْراً أَنْ أَکُونَ لَکَ عَبْدا»[2]؛« خدایا! افتخارم همین بس که بنده تو هستم».

البته انسان می تواند در قالب دعا و نیایش با هر زبان که خواسته باشد با پروردگار خویش راز و نیاز داشته پیوند و ارتباط بر قرار نماید. اما نماز، کامل ترین شکل آن است.

در پایان این نکته را یادآوری می نماییم که دانستن معناى آیات و اذکار نماز باعث بهره مندى بیش تر از نماز و توجه به خدا مى شود لذا بر هر مسلمان شایسته است نسبت به یاد گیری معناى نماز که در یک صفحه کتاب خلاصه مى شود،اقدام نموده و از آن جا که این جملات هر روز چندین نوبت در نمازها تکرار می شود فراگیری آن ساده و آسان است.