ماجرای کامنت فارسی بمب آبی ها زیر پست رونالدو!

شماره 7 جدید استقلالی ها یک بازیکن فانتزی است. یک هافبک بازیساز. آبی ها بعد از مجتبی جباری دیگر پلی میکر نداشتند. کرار جاسم پرحاشیه با همه پول هایی که در استقلال آتش زد یا رودریگو توزی و کلی برزیلی و خارجی دیگر که در این چند سال آبی ها خریدند ، هیچ کدام شان یک فانتزی باز نبودند اما حال یک بچه سر پل ذهاب که از بچگی در اهواز بزرگ شده ، با بازی فانتزی اش می خواهد بیاید و شماره پیراهن فرهاد مجیدی را بپوشد. پسری که این روزها آبی ها خیلی به او امید بسته اند.

*الان بین استقلالی ها خیلی محبوب هستی . چند سالی بود که باشگاه چنین خریدی نداشت. شاید آخرین خرید پر سر و صدا استقلال، امید ابراهیمی بود. ولی امسال بمب تیم بودی!

خیلی خوشحالم. بالاخره به خواسته ام رسیدم . در فولاد که بودم قرارداد داشتم و باید می ماندم. چون کاپیتان هم بودم، شرایط خوبی داشتم. هرچند دوست داشتم به استقلال بیایم. در فولاد هم به چیز های خوبی رسیدم. اینکه در 22 سالگی کاپیتان این تیم باشم اتفاق بزرگی بود. قهرمانی لیگ برتر شدم و حضوری موفق در آسیا داشتم و اتفاقا از همان فولاد به جام جهانی رفتم . این ها برایم خیلی خوب بود. درست است که در جام جهانی بازی نکردم اما برای خودم آینده خوبی تصور می کردم . فکر می کردم با بازی در جام ملت های آسیا به تیم بهتری بروم. اما آن شرایط و مصدومیت ها پیش آمد.

* در برزیل یک آینده رویایی پیش رویت بود. جوان 22ساله ای که جام جهانی رفته،کاپیتان تیم قهرمان بود و می توانست برود اروپا. اما یکدفعه بحث های مربوط به سربازی رویاهایت را برایت کابوس کرد. درست است؟

واقعا من روی ابرها بودم. خواب بازی در تیم های بزرگ را می دیدم. اوایل وقتی این بحث ها شروع شد، اصلا خنده ام می گرفت. یادم هست بازی با نیجریه بود، حرف از کس دیگری بود. که دقیق اسمش را یادم نیست.{بختیار چیزی نمی گوید اما آن زمان علی دایی و دوستانش به مجلس رفتند و به ساسان انصاری که کفالت مادرش را داشت اعتراض کردند تا شاید به جای فولاد ، قهرمان لیگ برتر شوند.} ولی به هر حال از جام جهانی که برگشتیم، هم من هم سایر بازیکنان به تیم های مان اضافه شدیم. من با فولاد قراداد داشتم ولی یک روز که در یکی از هتل پردیس کشاورزی کرج بودیم، آقای دهکردی با من تماس گرفت و گفت که از فدراسیون نامه آمده که کارت بازی تو مشکل دارد.

*و دنیا یک دفعه روی سرت خراب شد. چقدر هم حاشیه درست شد!

متاسفانه خودم برای حل این مشکل راه بدی را انتخاب کردم. می خواستم از یک سری آدم کمک بگیرم که هیچ سودی برایم نداشتند. آن زمان هیچ مصاحبه تندی هم نکردم. فقط می گفتم که من برای بازی هیچ مشکلی ندارم. خیلی نمی خواهم به آن مسائل بپردازم. حالا که شکر خدا آن مشکلات حل شده است. ولی آن یک سالی که به خاطر خدمت حق بازی نداشتم خیلی عقب افتادم . هر کسی هم یک حرف می زد. مدام می گفتند که باید در دادگاه تبرئه شوی و اتفاقا من دو بار از دادگاه نامه گرفتم ولی هیچ اتفاق خاصی نیفتاد. به هر حال من همیشه سرباز کشورم بودم و برای خدمت خیلی مشکل خاصی نداشتم.

*این قدر برایت حرف و حدیث ساخته بودند که آدم نمی دانست کدامش درست است. حتی اینکه می گفتی پدرت بیش از 30 ماه سابقه جبهه دارد هم برای گروهی سوژه شده بود!

حتی اسم خود من را هم زیر سوال برده بودند. من در زندگی خودم به هیچکس بدی نکردم. بکیار حتی جایی رفته بودم و متوجه شدم که یک نفر با یک کپی شناسنامه که روی آن عکس من بود، ادعا کرده بود که بختیار اسمش « ناصر » است! متاسفانه آن زمان خیلی تنها بودم و زجر زیادی کشیدم. در آن فصل با اینکه می توانستم پول خوبی از فولاد بگیرم، اما اصلا این اتفاق نیفتاد.

پول؟ در آن شرایط؟

خدا شاهد است که الان 2 سال است هیچ پولی نگرفتم. آن زمان در فولاد بازیکنی می آمد که حتی از بختیار رحمانی که کاپیتان بود، 20 بازی کمتر داشت اما 400 میلیون بیشتر می گرفت. اما من هیچوقت حرفی نمی زدم چون فولاد را دوست داشتم. این حرف ها را اولین بار است که به زبان می آورم. با اینکه فولاد برای من زحمت زیادی کشید اما یک سری اتفاقات دیگری هم افتاد که خیلی تلخ بودند.البته همین جا بگویم همیشه قدردان کارکنان زحمتکش خانواده فولاد هستم که با زحمت های آنها این تیم روی پا ایستاده.

*تو با اینکه می توانستی بخشی از خدمت را کسری بگیری، اما دنبال کارتی رفتی که کارت را خراب کرد. تو یک جوان 18-19 ساله بودی و می تونستی مسیر بهتری انتخاب کنی. الان چقدر درباره همه آن اتفاقات پیش آمده خودت را مقصر می دانی؟

من اصلا چنین چیزی برایم اتفاق نیفتاده بود. ولی جریان از این قرار بود که خدا بیامرز پدرم سابقه جبهه داشت و ما این را ارائه دادیم و مدت زمان کسری از خدمت را خود آنها برای من در نظر گرفتند.

*بالاخره تو 2 سال با آن کارت بازی کردی .

بله مشکلی هم نبود چون مسیرش را آن زمان درست طی کردم. کارتم آن موقع مشکلی نداشت.

*ولی زندگی ات را عوض کرد. برگرد به رویاهای برزیلت تا متوجه حرف مان بشوی.

من می دانستم که شاید در برزیل بازی نکنم. اما به هر حال فصل فوق العاده ای با فولاد داشتم. 9 گل زده بودم و 13 پاس گل داده بودم. در لیگ قهرمانان آسیا 3 گل زدم و عملکرد خوبی داشتم. اتفاقا اولین کسی که مرا به فولاد آورد آقای ایناسیو بود و در برزیل هم با من ارتباط داشت و می خواست من را به پرتغال بفرستد. او خیلی من را دوست داشت و متاسفانه نمی دانم چرا اینطور مربی ها در ایران خیلی کم پیدا می شود. ولی خب وقتی برگشتم کلا شرایط عوض شد. زندگی ام طور دیگری شد. اما باز هم شکر خدا که شریط تمام شد.

*یادش بخیر ایناسیو!

باشگاه فولاد آن زمان اشتباه کرد. وقتی که لیگ یک بودیم اگر ایناسیو اخراج نمی شد، مطمئنا خیلی راحت می توانستیم به لیگ برتر صعود کنیم. در هر حال من الان حسرت گذشته را نمی خورم. ولی باید بگویم که هیچ چیز بد تر از این نیست که باشگاهی که 10 سال برایش زحمت کشیدی در بدترین اوضاع، هیچ کمکی به تو نکند و حتی یک نفر هم در آن روز های سخت سراغم را نگرفت.

آنقدر حرف و حدیث درباره ات زیاد بود که حتی یک زمان می گفتند که رفتی روستای تان و داری خودت را نابود می کنی.

باور کنید که اینطور نبود . من همه تمریناتم را مرتب انجام می دادم. اینجا باید از مسئولان تیم ملی و فدراسیون یک تشکر حسابی بکنم. نمی خواهم الان درباره فولاد دیگر صحبت کنم. ولی تیم ملی نه از لحاظ مالی اما در کل خیلی به من کمک می کرد. حتی خود کی روش 2 ماه برای اقامت من در تهران و تمرینات فیزیوتراپی ام هتل گرفت. با تمام احترامی که برای فولاد قائل هستم اما آنها هیچوقت این کار را برای کاپیتان شان نمی کردند. فقط انتظار داشتند که بعد از این همه اتفاق بختیار برگردد. دلم از مسئولان فولاد خیلی پر است. آنها حتی حاضر نبودند که یک هفته برای من هتل بگیرند. در حالی که خود آقای کی روش دو ماه برای من در هتل آکادمی شرایط زندگی را مهیا کرد. حتی وقتی شرایط من را درک کردند، یک سری پاداش ها که به ملی پوشان می دادند، به من زود تر دادند. بعد از همه مشکلات به تراکتور رفتم و از آقای عباسی هم تشکر می کنم که موافقت کردند من به تبریز بروم.

 

*اتفاقا اعداد و ارقام طول خدمتت اصلا با چیزی که تراکتوری ها می گفتند جور در نمی آمد.آخرش هم آنها برنده شدند!

اصلا قرار بود که من با کسر خدمت در این تیم حاضر شوم. حتی نیم فصل که خواستار جدایی بودم، برای این بود که قرار بود از مدت خدمتم کم شود. چون من 6 ماه مصدوم بودم و نمی توانستم برای تراکتور کاری انجام دهم. ولی آن 6 ماه بیشتر هم در تراکتور ماندم و خدا را شکر برایم خوب تمام شد. من در حالی فصل را با تراکتور شروع کردم که تازه مصدومیتم تمام شده بود و خود شما بهتر می دانید که مصدومیت از ناحیه رباط صلیبی چقدر سخت است. حتی دکترها به من گفته بودند که از هفته دهم، کم کم باید بازی کنم. ولی من از همان هفته اول و در بازی مقابل نفت برای تیمم به میدان رفتم و تلاش خودم را کردم. با اینکه شرایط اطراف تیم را می دیدم و اوضاع آن روز های تبریز اصلا خوب نبود.

*حرف درباره سرباز های تیم زیاد بود. می گفتند که خوب بازی نمی کنید چون پول نمی گیرید!

اصلا چنین چیزی وجود نداشت . این صحبت ها تا آخر فصل هم وجود داشت.زاستش این حرف ها آزار دهنده بود. من حتی صحبت اینکه می گفتند ما پول زیادی گرفتیم را هم تکذیب می کنم. ما از اول تا آخر فصل 80 میلیون دریافت کردیم . یک سری پاداش هم به ما می دادند که خبر همه آنها روی سایت ها منتشر می شد. این چیز ها آیا برای امثال من و سروش رفیعی پول حساب می شد؟ شما که بهتر می دانید ما اگر به تیم های دیگر می رفتیم چقدر پول می گرفتیم . ما سرباز بودیم و مثل یک سرباز با ما رفتار کردند.

*درست است ولی خیلی ها می گفتند که برای یک سرباز 80 میلیون زیاد است. چون حقوق یک سرباز 50 هزار تومان در ماه باید باشد.

شما که بیشتر از من با کلی فوتبالیست ارتباط داشتید و شرایط زندگی ما را می دانید. من از آقای عباسی واقعا ممنونم. ایشان هر کاری می کرد که به ما کمک کند. این 80 میلیون و پاداش ها را هم هر طور شده به دست ما می رساند تا مشکلی نداشته باشیم.ما برای اینکه بتوانیم بازی کنیم ، حداقل ماهی 2 تا 3 میلیون هزینه خورد و خوراک داریم ،این جدای هزینه های درمان و تمرین و زندگی است.تازه شما که می دانید هر سرباز عادی که به یک تیم نظامی می رود، قراردادش را می بندد و پول هم می گیرد! اما به ما می گفتند شما چون کاری کردید که جرم بوده و مجازات شدید ، نباید چیزی بگیرید. ما هم پذیرفتیم و بازی کردیم. انصافا کم فروشی هم نکردم .با تمام وجودم هر روز یتوانستم ، بازی کردم.

در نیم فصل قبل کلی سرو صدا راه انداختی. فرستادنت به پادگان؟

نه اصلا چنین چیزی نیست. حتی برعکس. یعنی به من اصرار می کردند که بمان در تیم ، ولی من خودم خواستم و رفتم و لباسم را گرفتم و گفتم می روم پادگان. چون اصرار داشتم طبق قول و قرارهای مان ، خدمتم تمام شده است و باید کارتم را بگیرم. خیلی حرف ها بعد از بازی استقلال و تراکتور و آن پاس اشتباه من به وجود آمد. من می خواهم بگویم مسی هم که بهترین بازیکن دنیاست، چنین اشتباهاتی می کند. کریس رونالدو به آن بزرگی بار ها توپ لو داده است. اصلا خنده دار است که از این پاس اشتباه من که منجر به گل استقلال شد یک داستان بسازند و بختیار رحمانی آن همه ناسزا بشنود. حالا من با اینکه استقلالی هستم ولی این را بگویم که همیشه دوست داشتم به استقلال گل بزنم. چون من تا به حال 2-3 تا گل به پرسپولیس زده بودم و دوست داشتم همیشه که به استقلال هم گل بزنم.

از رابطه ات با امیر قلعه نویی بگو. اوایل که او به تراکتور آمد، حرف درباره شما زیاد زد. اما چند جا هم مصاحبه کرد که باید بالاخره تکلیف سربازان مشخص شود.

امیر خان هم خیلی دوست داشت که این مشکلات حل شود .امیر خان سال های آخر حضورش در استقلال به شدت دنبال من بود و از او بابت این علاقه اش تشکر می کنم. این نیم فصل هم مشکلی وجود نداشت. با اینکه خیلی صحبتی با هم نداشتیم اما من همیشه در جایگاه یک بازیکن به وظیفه ام عمل می کردم.

*خیلی اینگونه آرام به نظر نمی آیی. ولی انگار 6 ماه دوم در تبریز با همه قهر بودی. با اینکه بازی خودت را می کردی و چیزی کم نمی گذاشتی.

درست است. من در فولاد که کاپیتان بودم با همه گرم گرفته بودم و رابطه صمیمی داشتم. اما در تبریز اینگونه نبود. آن جا دوست داشتم فقط فوتبالم را بازی کنم که تمام شود. باورتان نمی شود من در طول آن مدت اصلا فوتبال نمی توانستم ببینم . شب های خودم را فقط با فیلم می گذراندم. فقط بازی های رئال را از دست نمی دادم. من فقط گاهی می رفتم لاله پارک قدمی می زدم. ولی بیشتر منزوی بودم. از حق نگذریم مردم شهر خیلی به من لطف داشتند و من را تحویل می گرفتند. از آنها متشکرم. از مردم خوب تبریز.

*و بعد هم که رسیدی به استقلال!

همیشه گفته بودم استقلال را دوست دارم. چه زمان فولاد و چه در تراکتور. خب شکر خدا که آمدم.

*چند وقت پیش که با کروش صحبت می کردیم، درباره نسل شما می گفت که این بازیکنان اگر در ایران بمانند خیلی خوب می شوند و اگر هم به اروپا بروند تبدیل به یک بازیکن حرفه ای می شوند. می گفت من دوست دارم که این ها از ایران بروند.

الان این را بگویم که تازگی ها در بازی های آسیایی اگر دقت کنید خیلی راحت تر بازی می کنم و مطمئنا اگر می گذاشتند، یا بهتر بگویم اگر خودم اشتباه نمی کردم و آن مشکلات پیش نمی آمد، این اتفاق برای من می افتاد و می توانستم لژیونر شوم. یکی از مربیان من، آقای قنبری چند سال قبل از جام جهانی به من گفت که تو در جام جهانی بازی می کنی و بعد از آن هم به من گفت که به اروپا می روی. آدم وقتی این چیز ها را می شنود و تمرینات خودش را نگاه می کند، به این می رسد که حقش هست که به چیز های بزرگ دست پیدا کند. باور کنید فوتبال بازی کردن در اهواز خیلی سخت است. ولی با همه این شرایط من هیچوقت افسوس نمی خورم. چون امید دارم که بالاخره به خواسته ام می رسم.

*ولی تو شاید همیشه نتوانی در سطح بالا بازی کنی. مثلا اینکه شرایط سردار یا جهانبخش را داشته باشی.

من این را می دانم که بازی در اروپا خیلی سخت است. ولی هنوز پیشنهاد فرانکفورت در سن 18 سالگی را دارم که در خانه خاک می خورد و مسئولان فولاد آن زمان هیچ کمکی نکردند. ولی الان تنها فکرم این است که برای استقلال مفید باشم و با تیم ملی به جام جهانی برسم.

لقب BR7 هم که گرفتی!

خیلی دوستش دارم. با اینکه نمی دانم از کجا آمده ولی به آن علاقه پیدا کردم.

تیم این فصل استقلال را چطور می بینی؟ تیمی که برای فصل جدید تقریبا همه ارکانش نو شده است. از علیرضا منصوریان روی نیمکت گرفته تا بازیکنان داخل زمین که احتمالا تغییر زیادی نسبت به فصل قبل داشته باشند.

استقلال این 3 فصل اخیر که نتیجه نگرفت، 2 فصل را خیلی خوب بود و مدعی قهرمانی بود. مثل پرسپولیس این فصل که تا روز آخر شانس قهرمانی داشت. به عنوان یک هوادار باید بگویم که درست است. استقلال در چند فصل اخیر یکسری ضعف داشت که جلوی قهرمان شدنش را گرفت. با اینکه استقلال و پرسپولیس کاملا جدا هستند. ولی به نظر من تیم برای موفقیت باید یکدست باشد. من با علی آقا در تیم امید کار کردم و کاملا او را می شناسم و فکر می کنم با تغییراتی که در تیم ایجاد کرده، یک سال خیلی خوب را خواهیم داشت. حالا نه فقط علی آقا بلکه همه بازیکنان هم باید زحمت بکشند که یک فصل خوب را برای هواداران رقم بزنند. تیم بازیکنان خوبی را جذب کرده است و من امیدوارم که امید ابراهیمی هم در تیم بماند تا یک زوج خیلی خوب را تشکیل دهیم. من همیشه دوست داشتم کنار آندو ، مجتبی جباری ، امید ابراهیمی ، علی کریمی ، بازی کنم.

*حالا که درباره علی کریمی گفتی؛ خیلی ها می گویند که تو و امثال تو تولید کننده دوباره نسل علی کریمی هستید و می توانید باز هم سبک بازی آنها را در فوتبال کشور تکرار کنید. شاید به همین دلیل است که کروش هم اینقدر به تو علاقه دارد.

من واقعا علی آقا و مجتبی جباری را خیلی دوست دارم. حتی محرم نویدکیا با اینکه دفاعی تر است اما احساس می کنم که پرس های خیلی شدید تر و قوی تری نسبت به آنها دارد و در کار دفاعی خیلی موفق تر است. در هر حال این 3 نفر فوق العاده بودند.

چقدر فاصله داری تا به این 3 نفر برسی؟

فکر نمی کنم که الان باید در آن جو قرار بگیرم. اما شک ندارم که اگر چند سال زودتر می آمدم خیلی بهتر بود. ولی الان خیلی خوشحالم که به استقلال آمدم و باید در چند بازی اول، جو و اطرافم را بشناسم تا بتوانم روز به روز بهتر شوم.

راستی شماره 7 را می پوشی، الان هم فرهاد مجیدی تقریبا گفته که مشکلی با این قضیه ندارد.

راستش قرار شده که علی آقا منصوریان در این رابطه تصمیم بگیرد.

*اما اگر من جای تو بودم، شاید پیشنهاد می دادم که 8 بپوشی. چون بازیکن های هم پست تو در استقلال همیشه این شماره را پوشیده اند.

بالاخره حتی خود آقا فرهاد هم که 7 می پوشید، پشت مهاجم بازی کرده است. من هم همه دوستان و آشنایانم می دانند که شماره 11 را دوست دارم . در فولاد هم که هر شماره ای که می خواستم، می توانستم بپوشم.

*یعنی اصلا مهم نیست دیگر؟ الان 45 هم بهت بدن می پوشی؟

نه اصلا! به هیچ وجه این کار را نمی کنم. من هیچوقت مثلا شماره 44 را انتخاب نمی کنم. چون کلا دوست ندارم. حتی لباسی که می پوشم شاید روی عملکرد فنی ام تاثیر بگذارد.

*بی تعارف بگو که دوست داری چند سال در استقلال بمانی. چون شاید به خاطر حضور طولانی مدت در این تیم مجبور شوی قید اروپا را بزنی.

راحت بگویم که من به استقلال آمدم تا از اینجا به اروپا بروم.

*حضورت در استقلال 2 اتفاق خوب میتواند برایت در پی داشته باشد. یکی اینکه فیکس تیم ملی شوی. یکی دیگر اینکه با تیمت در آسیا و در لیگ خیلی خوب بدرخشی.

دقیقا همینطور است. من در لیگ ایران جام بدست آوردم و شیرینی این اتفاق را تجربه کردم. اما راستش الان آرزو دارم که جام قهرمانی آسیا را بدست آورم. چون به نظر من هم استقلال و هم پرسپولیس که تیم فوق العاده ای دارد، می توانند در لیگ قهرمانان موفق باشند. الان شما دیگر تا فینال تقریبا به تیم های شرق آسیا برخورد نمی کنید. تیم های غرب آسیا هم به مراتب راحت تر هستند. مثلا همین آخرین تیم که با تراکتور مقابلش بازی کردیم. حتی در خود امارات می توانستیم 10 تا به این ها بزنیم. اما بعضی روز ها می بینی که چیزی که دوست داری اتفاق نمی افتد. در هر حال امیدوارم با استقلال به این آرزو برسم. راستش را بخواهید دلم خیلی روش است. یعنی از همان اول که قرارداد بستم، مدام به قهرمانی در آسیا فکر می کردم.

*استقلال در آخرین دربی مقابل پرسپولیس تحقیر شد و طرفداران جو سنگینی را تحمل کردند. حالا که تیم نو شده است، از این نظر هم کار شما و حتی علی منصوریان خیلی سخت تر می شود.

من خودم هم آن بازی را دیدم و خیلی ناراحت شدم. ولی به شما قول می دهم که این اتفاق دیگر در تاریخ بازی های استقلال و پرسپولیس اتفاق نمی افتد. یا اقلا به این زودی ها نمی افتد.در آن بازی پرسپولیس خیلی خوب بود ولی استقلال اصلا خوب نبود. حتی بازی با ما در تهران هم خیلی خوب نبودند. ولی به هر حال تیم جوان بود و دست آقای مظلومی درد نکند. با وجود همه شرایط خیلی خوب کار کرد و تیم را تا فینال جام حذفی هم برد.

*فکر می کنی که دربی را بتوانید جبران کنید؟

چرا که نه. اتفاقات فوتبالی هست و هر چیزی ممکن است پیش بیاید.

*الان 6 سال است که شما پرسپولیس را نبردید و اگر امسال هم این اتفاق بیفتد، فکر کنم تاریخ به نوعی تکرار شود.

بالاخره ما تمام تلاشمان را می کنیم که این اتفاق بیفتد. به قول علی آقا ما 4 تا جام داریم که یکیش بردن پرسپولیس است. به هر حال بردن در دربی هم یکی از اهداف ماست.

*یک مقدار درباره حضورت در برنامه کارشناسی یورو 2016 صحبت کنیم. انگار خیلی طرفدار کریس رونالدو هستی.

من شبی که آنجا بودم، در کنار دکتر صدر که واقعا مشتاق دیدارش بودم، واقعا دوست داشتم که پرتغال ببرد. چون هم خود کریس را خیلی دوست دارم هم تیم پرتغال را. ولی همه این را می دانند که پرتغال در حدی نیست که در یک تورنمنت معتبر جام بگیرد.

آن شب یک عکس در فضای مجازی پخش شد که تو زیر پست رونالدو کامنت فارسی گذاشته بودی!

نه بابا! هزار تا صفحه به اسم من هست. چرا آخر من باید چنین کاری را انجام دهم؟مگر دیوانه ام؟ بروم برای کریس رونالدو به فارسی بنویسم « کریس چاکرم! » راستش خودم هم این پست را دیدم و کلی خندیدم! ولی هم او هم مسی را من فوق العاده دوست دارم. همه هم باید این دو بازیکن را دوست داشته باشند.