مربی‌پرسپولیس بودم همه را اعدام می کردم!
افکارنیوز

: اولش برای همه عجیب بود که چرا او؟ اما آخرش همه فهمیدیم چرا او! قضیه «سن پطرزبورگ» را می گویم. وقتی لیست بازیگران این فیلم منتشر شد، همه در عجیب بودیم که چطور یک نویسنده می تواند بازیگر هم باشد؟!

هر چند دیری نپایید تا پی به زیرکی «بهروز افخمی» درباره انتخاب پیمان قاسم خانی بردیم. حالا از آن روزها خیلی گذشته و قرار است دوباره «پیمان قاسم خانی» را در قامت بازیگر آن هم در کنار حمید فرخ نژاد، هنگامه قاضیانی و ترانه علیدوستی در «زندگی مشترک آقا و خانم محمودی» ببینیم. پروژه ای که به تازگی فیلمبرداری اش به اتمام رسیده است.

دوست داشتیم جدیدترین حرف های پیمان را بعد از بازی در این پروژه بشنویم. مطمئنان تجربه تازه او در بازیگری، جذابیت های خودش را داشت که از زبان خودش شنیدنی بود. پس بهترین کار همینی بود که انجام دادیم، به دفترش در خیابان دولت رفتیم و جناب نویسنده – بازیگر محبوب را پشت میز کارش پیدا کردیم. اولین گفت و گوی پیمان قاسم خانی درباره تجربه سومین بازی اش بعد از «عاشقانه» و «سن پطرزبورگ» را در تماشا بخوانید:

نمی دانم می دانید یا نه؛ برادران قاسم خانی به شدت فوتبالی اند. به همین دلیل همان ابتدا بحثما با او با فوتبال شروع شد. پیمان قاسم خانی که هم فوتبالی است و هم پرسپولیسی در پاسخ به سوال «با این پرسپولیس چه باید کرد؟» با خنده گفت: «والله بهترین کاری که می شود کرد دعاست! البته تازگی ها علاقه ام به فوتبال فروکش کرده! مثلا همین چند شب پیش تلویزیون بازی رم و فیورنتینا را نشان می داد که به راحتی کانال را عوض کردم و یک سریال دیدم!

اینکه می گویم پرسپولیسی ام منظورم این است که اگر قرار باشد استقلال حریف پرسپولیس باشد، دوست دارم پرسپولیس ۲ تا به آنها بزند نه ۵ تا! کلا دوست ندارم تیم مقابل ضایع شود و حتی زمانی که استقلال با تیم دیگری جز پرسپولیس بازی دارد، دوست دارم ببرد. در اصلی پرسپولیسی ام اما نه از نوع قاتلش! ولی واقعیت این است که در چند وقت اخیر پرسپولیس قشنگ بازی نمی کند.

انگار فوتبالمان هم کمی شانسی شده؛ مثلا یک روز می بینی آنقدر درخشان بازی می کنند که یاد رئال مادرید می افتی و روز دیگر آن شکلی(!) بازی می کنند. انگار فوتبال ما فرمول ندارد؛ یک روز بازیکنان حالشان خوب است و یک روز بد! یک وقت هایی احساس می کنم آنقدر که حال بازیکن ها در سرنوشت یک بازی تاثیرگذار است، «مربی» تاثیرگذار نیست!»

به او می گوییم هیچ وقت به این فکر کرده ای روزی مربی یک تیم فوتبال باشی؟ جواب داد: «اگر مربی پرسپولیس بودم که همه شان را اعدام می کردم!(می خندد) اصولا اگر بخواهی از منظر یک مربی به فوتبال نگاه کنی دیگر آن حالی که به عنوان یک تماشاگر عادی از فوتبال می بری، به شما دست نخواهد داد. من فوتبال را نگاه می کنم برای اینکه لذتش را ببرم، همین.»

از او درباره برخورد بازیگران «زندگی مشترک آقا و خانم محمودی» با خودش پرسیدیم. قاسم خانی در توضیح این موضوع گفت: «اتفاقا آنها خیلی کمکم کردند. با اینکه سر صحنه از همه شان بزرگتر بودم، اما مثل یک آدم آماتور خودم را به کار سپردم و یکی یکی شان دستم را گرفتند و راهنمایی ام کردند. خلاصه خرابکاری هایم هیچ کس را حرص نمی داد! مثلا خیلی وقت ها زاویه دوربین ها را نمی دانستم و برای خودم راه می افتادم می رفتم خارج از کادر! اما همه اینها را تحمل کردند، به ویژه «هومن بهمنش» عزیز. به نظرم این کار مورد توجه قرار خواهد گرفت.»

به او می گوییم یعنی اثر «روح الله حجازی» از «سن پطرزبورگ بهروز افخمی بیشتر مورد توجه قرار می گیرد؟ پاسخ می دهد: «خب، «سن پطرزبورگ» یک دنیای دیگر بود، «زندگی مشترک آقا و خانم محمودی» یک کار کاملا جدی است که رگه های اجتماعی و هنری دارد. در مورد بازی خودم هم هیچ تصوری ندارم اما اینجور که بچه ها می گویند انگار خیلی آبروریزی نشده است!»

از او می پرسیم حتما باید فیلمنامه خاص و ویژه ای به تو پیشنهاد شود که به بازی در آن راضی شوی؟ بالاخره احتمالا بعد از «سن پطرزبورگ» سیل پیشنهادات برای بازی در فیلم ها به سمت تو روانه شده است. جوابش به تماشا جالب است: «خب، سیل که نه، ولی روخانه می شد!(خنده) در کل فیلمنامه «زندگی مشترک آقا و خانم محمودی» خوب بود، ولی من زمانی که می خواستم وارد کار شوم، کل فیلمنامه نویسی را گذاشتم دم در و بدون هیچ پیش زمینه ای واردش شدم.

یعنی یک لحظه هم فکر نکردم فیلمنامه نویسم و باید نظر بدهم. حتی جاهایی هم که بچه ها نظرم را می خواستند خیلی با احتیاط نظر می دادم، نه درمورد کل ساختمان. چون ساختمان کار با توجه به کلاسیک نبودن داستان خیلی در تخصص من نبود. فیلمنامه برشی از یک روز زندگی ۴ نفر آدم است که جنس خاص خودش را داشت، بنابراین خیلی در آن دخالت نکردم و فقط لذت بردم. در کل فیلمنامه خیلی خوب بود. علی طالب آبادی فیلمنامه نویس با استعدادی است که مطمئنم بعدها از او بیشتر خواهیم شنید.»

******************

می گویند پیمان قاسم خانی «نان اسمش را می خورد!» یعنی هر جا اسم او باشد یک جورهایی ضامن موفقیت کار می شود، هر چند گویا هنوز بابت آوردن نامش در «شیش و بش» در قامت مشاور فیلمنامه نویس دلخور به نظر می رسد: «ببین اصولا به خاطر وسواس زیادم بازنویسی کاری را قبول نمی کنم، آخرین کاری هم که بازنویسی کردم، فیلمنامه «شیش و بش» بود که از بس بازنویسی اش کردم آخر سر خود فیلمنامه را انداختم دور و گفتم اجازه بدهید یک فیلمنامه دیگر بنویسم که ماحصلش شد «سن پطرزبورگ»!

در مورد فیلمنامه «شیش و بش» هم که فکر می کردم متعلق به آقای اعتباریان است، به ایشان گفتم اجازه بدهید ساختمان اصلی کار را حفظ کنیم اما از اول نوشته شود. منظورم این است که عادت ندارم کاری را بازنویسی کنم. سر «شیش و بش» هم به من زنگ زدند و من هم چند ایده به آنها دادم و از آنها خواستم در تیتراژ آن کار اسمم نباشد. یکی دو بار هم «خشایار الوند» از من کمک خواست که رفتم در کنارش بودم. در کل سعی می کنم اسمم را زیاد خرج نکنم. فکر می کنم بابت به اینجا رسیدن زحمت زیادی کشده ام و خیلی به خودم سخت گرفته ام، بنابراین سعی ام بر این است که «نون اسمم را نخورم»!

حتی چندین بار که برای کاری کمک کرده بودم، دوستان لطف داشتند و گفتند اجازه بده اسمت را بگذاریم که من گفتم چون همه کار متعلق به خودم نیست خواهش می کنم این کار را نکنید؛ به خاطر همین بعضی وقت ها مبالغ بزرگی را هم رد کرده ام! بالاخره بعد از ۲۰ سال دیگر اینکه نامم حتما در کاری آورده شود هیجان زده ام نمی کند!

زمانی هیجان زده می شوم که مثلا دارم کاری مثل «قبر دو طبقه» را می نویسم که همه اش کار خودم است، تازه آن هم نتیجه اش را دو سال بعد از پایان نگارش می بینم! بنابراین بعد از دو سال حس و حالت نسبت به آن کار بیات خواهد شد!

فکر می کنم تنها کسی که در لحظه حالش خوب می شود، یک خواننده است که وقتی روی صحنه می رود بازتاب کارش را از آدم هایی که آنجا هستند مستقیم می گیرد. حال کار ما یک مقدار با تاخیر همراه است!»(خنده)

لوس بازی ام گل کرد و هزار بار «نه» گفتم!

پیمان قاسم خانی بعد از تجربه موفق بازی در فیلم «سن پطرزبورگ» اخیرا بازی در فیلم «زندگی مشترک آقا و خانم محمودی» را به کارگردانی روح الله حجازی در کنار «ترانه علیدوستی»، رفیق شفیقش «حمید فرخ نژاد» و «هنگامه قاضیانی» به پایان برده است.

از او می پرسیم آیا قرار است تجربه خوب «سن پطرزبورگ» برای دیدن یک بازی خوب از سوی او دوباره تکرار شود؟ با کمی مکثجواب می دهد: «نمی دانم. ما در این کار یک فیلمنامه خوب و یک گروه خیلی دوست داشتنی داشتیم. بماند که اول کار طبق معمول لوس بازی ام گل کرد و هزار بار «نه» گفتم اما آنقدر همه چیز خوب بود که آخر کار گفتم دستتان درد نکند اینقدر اصرار کردید و باعثشدید من هم در این تجربه باشم.

بعد از مدت کوتاهی که از کار گذشت، متوجه شدم «روح الله حجازی» آدمی است که با وجود سن کم خیلی راحت می توانی به او اعتماد کنی و با خیال راحت خودت را به دستش بسپاری. آنقدر روی بازی بازیگرانش نظر درستی دارد که فکر می کنی انگار ۵۰ ساله است و ۱۰۰ تا فیلم ساخته! اینقدر دراین گروه همدلی وجود داشت که مثلا «ترانه علیدوستی» که ۱۵-۱۴ فیلم بازی کرده می گفت: «این کار بهترین فضایی بوده است که تا امروز تجربه کرده ام.»،

من که دومین کار بازیگری ام به حساب می آید. جمع، جمع معرکه ای بود و یک تجربه خوب برایم اتفاق افتاد و فکر می کنم نتیجه اش هم کار شرافتمند و خوبی از آب درخواهد آمد.»